گذشته‌ها را به دست باد بسپار ...

پدرم هر وقت فرصتی پیش می‌آید، همه عناصر گذشته را بهانه مقایسه با امروز می‌کند. از کیفیت ماست و دوغ و پنیرگرفته تا آب و هوا، همه چیز «آن‌وقت‌ها» با فاصله نجومی بهتر از امروز است. این البته فقط در مورد پدرم صدق نمی‌کند، بقیه آدم‌های دور و بر هم تقریبا همین طورند. اصلا خود من هم تا همین چند وقت پیش خاطراتم را بیشتر دوست داشتم؛همان روزهای رفته را.
کد خبر: ۸۰۹۱۸۳

ما کلا آدمهایی نوستالژی پرست هستیم. آدمهایی که یا در گذشته ماندهایم یا آن را به امروزمان گره زدهایم. همه چیز در گذشته حس و حال بهتری داشت، غذاها خوشمزهتر، آب و هوا بهتر، آدمها مهربانتر، تفریحات سالمتر، فیلمهای سینمایی دلنشینتر و کلا زندگانی پر آب و تابتر است. گذشته سرشار از سوغاتیهای دوست داشتنی است. این عادت همگانی، یعنی همین عشق به نوستالژی ها، سوژه میدهد دست کارگردان تا براساس رویای دور و دراز آدمها فیلم بسازد، یا به نویسنده تا چند خطی با ماندههای خوش قدیم دستورزی کند، تا توی هر مهمانی، پیر و جوان پای ثابت حرفهایشان بشود گفتن از آن زمانی که گذشت، تا عتیقهها بشوند بهانه یادی و آغاز یک دلتنگی عمیق...

خوب که فکر میکنم، امروز چیزهای بینظیر کم ندارد. چیزهایی که آن را مجبور نکند تا این همه جلوی گذشته کمر خم کند و کم بیاورد. امروز داشتههایش آنقدرها هست تا گذشته را در همان فاصله دوری که داشت، نگه دارد. مدتی است حرفهای پدر را این همه پررنگ نمیبینم. برای من حالا دیگر امروز پررونقتر است. امروزی که موبایل هست، اینترنت هست، سرعت هست و... و باور نمیکنم که اخلاقیات آدمها، که خوبی و بدیهایشان ارتباطی به گذر زمان داشته باشد. خیر و شر همیشه بوده و هست. منتهی آنچه در اذهان عموم به جا میماند، همان رد خوبیهاست. آدمهای گذشته هم توی صف نان و نفت به جان هم غر میزدند. آنوقتها هم نامردمی پیش میآمد. قصههای ناجوانمردی را برای آن روزهای دور هم گفتهاند.

این سمت مبدا زمان هم البته، خوبیها کم نیستند. آدمهای باشخصیت و با فرهنگ و چیزفهم، اینروزها هم وجود دارند. همانطور که بدی گم نشده است، خوبیها هم به دست فراموشی سپرده نشدهاند. امروز هم پر از مهر مادری است، هنوز خیلیها گل و درخت میکارند و هنوز بسیاری برای پرندهها دان میپاشند. زمان تنها یک ظرف است، ظرفی برای قرار گرفتن روزها و شبها. ظرفی که میزبان آدمهای مختلف میشود. نه خوبیها در گذشته میمانند و نه بدیها به آینده تعلق دارد. همه چیز نسبی است، شاید نصف نصف و حتی گاهی کفه ترازوی امروز، از خوبی سنگینتر. وقتی آدمها، در آینده آگاهتر میشوند، وقتی امروز از گذشته درس میگیریم، قاعدتا باید کم و کاستها را در همان گذشته جا بگذاریم و پر و پیمانتر به امروز وارد شویم.

نوستالژیها شیریناند اما به پای امروزمان نمیرسند. چند لحظه مکث در گذشته کافی است، برای اینکه خاطرات ناگوار هم کشف شود. چند دقیقه تامل برای پس گرفتن آرزوی زندگی در روزهای دور، بس است...

مریم تجلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها