اکنون که فصل برداشت برخی محصولات کشاورزی است، بسیار مشاهده میشود دسترنج کشاورزان به علت پایین بودن قیمت خرید روی دست آنها میماند و کل زندگی و سرمایهشان به باد میرود. علت این موضوع چیست؟
دلیل اصلی این موضوع مازاد تولید به دلیل نبود برنامهریزی صحیح و دلسوزانه است. زمانی این اتفاق میافتد که نیاز واقعی جامعه به محصولات کشاورزی سنجیده نمیشود؛ بنابراین تولید محصول بانیاز بازار فرق دارد. لذا گاه محصولی آن قدر هست که روی دست کشاورز میماند و گاه اصلا نیست که قیمت آن چند برابر میشود و مردم متضرر میشوند. بحث دیگر ورود دلالان است. حضور برخی دلالان در بعضی مناطق و جولان این افراد باعث میشود هر قیمتی را که دلشان میخواهد بگویند و کشاورز هم مجبور به تمکین است.
چرا دولت برای ایجاد صنایع تبدیلی در مناطق کشاورزی یا ایجاد سیستم حمل و نقل برای ارسال بیواسطه محصول به بازار سرمایهگذاری لازم را نمیکند؟
این کار، کار بخش خصوصی است و چون اقتصاد کشاورزی ما دچار مشکل و سود کشاورزی به نسبت دیگر مشاغل کم است، کسی رغبتی برای اینگونه سرمایهگذاریها ندارد. لذا فقط دلالان انحصاری محلی هستند که کار قیمتگذاری و خرید را دردست دارند.
اما دولت میتواند با ارائه الگوی کشت به کشاورز نیاز بازار را بگوید و از متضرر شدن آنها جلوگیری کند تا سرمایه کشاورز از دست نرود.
بله. این غفلتی است که وجود دارد. در همه کشورها قیمت جهانی یک محصول کشاورزی و میزان عرضه آن سنجیده شده و به تناسب آن الگوی کشت به طور سالانه تغییر میکند. یعنی دولت به کشاورز میگوید امسال فلان محصول را بکار و فلانی را نکار چون به قیمت ارزانتر میتوانم وارد کنم. البته واردات فقط مخصوص کالاهای استراتژیک مثل گندم است؛ اما در همین بحثها هم ما مشکل داریم چرا که عزمی برای پیشبینی نیاز کشور و هدایت کشاورز به سوی محصول اقتصادی وجود ندارد و کشاورز بر اساس تجربه شخصیاش کشت میکند و در برخی موارد اسیر پیشبینی نادرستش میشود. حال آن که این کارها کار وزارت جهاد کشاورزی است.
زیانی که از این محل به اقتصاد کشور وارد میشود چقدراست؟
ارقامی برای این موضوع در اختیار ندارم؛ اما براحتی میتوان ارزیابی کرد که برای تولید این همه محصول کشاورزی منابع ذیقیمت آب مصرف شده که قابل قیمتگذاری نیست. دولت میلیاردها تومان یارانه درقالب کود و سم و اعتبارات ارزانقیمت پرداخت کرده و خود کشاورز نیز وقت و سرمایهاش را برای تولید این محصول گذاشته است. در نتیجه منابع و سرمایههای مالی، طبیعی و انسانی کشور به دلیل نبود برنامهریزی صحیح و دلسوزانه روی زمین یا روی درخت زیر آفتاب میماند و خشک میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم