به گزارش خبرنگار جامجم، عصر هفتم اردیبهشت امسال خبر این جنایت به ماموران پلیس آگاهی تهران اطلاعرسانی شد. ماموران پس از حضور در محل جنایت در خیابان طاهرخانی، با مردی روبهرو شدند که دست و پایش با دستبند پلاستیکی بسته شده بود. چند متر آن طرفتر نیز جسد صاحبخانه به نام مجید 56 ساله قرار داشت که ابتدا گلولهای به کتفش خورده و بعد خفه شده بود.
تیم جنایی در نخستین گام به تحقیق از راننده پیک موتوری پرداخت که او گفت: ساعت 15 و 45 دقیقه هفتم اردیبهشت برای تحویل یک بسته حاوی دلار به محل آمدم. وقتی وارد خانه شدم، فردی با سلاح تهدیدم کرد و با نشان دادن جسد از من خواست مقاومت نکنم. به دستور او روی زمین دراز کشیدم و مرد مسلح، دست و پایم را بست. قاتل سپس بسته حاوی دلار را برداشت و فرار کرد. با طولانی شدن غیبت من، از دفتر پیک موتوری تماس گرفتند که از طریق «هندزفری» به تلفن جواب داده و موضوع را به آنها اطلاع دادم.
کارآگاهان در ادامه به بررسی خانه پرداخته و متوجه شدند محوطه بیرونی آنجا مجهز به دوربینهای مداربسته است که با کمک فیلمهای ضبط شده و پیک موتوری توانستند چهره متهم را شناسایی کنند. با بررسی بیشتر فیلمها مشخص شد، متهم طی روزهای گذشته چند بار به خانه مقتول رفت و آمد داشته است.
با مشخص شدن این موضوع، احتمال دوستی قاتل و مقتول مطرح شد و ماموران در ادامه تحقیقات هویت متهم به نام «امین» 30 ساله را شناسایی کردند. خانه امین در سعادتآباد شناسایی شد، اما زمانی که ماموران خود را به آنجا رساندند، دریافتند مرد جوان به دلیل اختلافاتی که با همسرش داشته، از دو ماه قبل خانهشان را ترک کرده و در این مدت در خانه مقتول بوده است. از سوی دیگر همزمان با این جنایت امین به محل کار خود نیز نرفته بود.
سرانجام با پیگیریهای گسترده مشخص شد، متهم با پرواز ساعت 8 و 40 دقیقه صبح دوشنبه قصد دارد تهران را به مقصد آبادان ترک کند. کارآگاهان راهی فرودگاه شده و متهم را در مسیر حرکت به سمت هواپیما در باند فرودگاه دستگیر کردند.
امین پس از انتقال به اداره آگاهی به ارتکاب جنایت اعتراف کرد، اما مدعی شد به صورت اتفاقی مرتکب قتل شده است.
مرد جوان به ماموران گفت: دو ماه قبل با مجید آشنا شدم و چون او به صورت مجردی زندگی میکرد، شبها به خانه او میرفتم. یک روز مرد میانسال از من خواست برای تامین امنیتش، سلاحی برایش بخرم که با کمک یکی از دوستانم سلاحی را به قیمت یک میلیون و 500 هزار تومان خریدم. روز جنایت قصد داشتم نحوه کار با سلاح را به مجید نشان دهم که گلولهای شلیک شد و به کتف او اصابت کرد. مرد میانسال شروع به داد و فریاد کرد که برای ساکت کردن او، رشتهای پلاستیکی را دور گردنش انداخته و زمانی به خودم آمدم که او خفه شده بود. میدانستم او منتظر یک بسته 30 هزار دلاری است. به همین دلیل منتظر پیک موتوری ماندم. بعد از ورود راننده پیک موتوری به خانه، او را تهدید و پس از بستن دست و پایش از محل فرار کردم.
امین در ادامه محل مخفی کردن دلارها و سلاح را به ماموران گفت، اما اثری از سلاح و دلارها به دست نیامد.
تحقیقات از متهم به قتل در پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم