قاسمخانی در صفحه شخصیاش نوشته: داداش: خاطره پیدا کردن از پیمان توی کار خیلی کار سختیه. از بس بی حاشیه و آرومه. اگه توی لوکیشن هم بیاد معمولا دورترین نقطه به جمع رو پیدا میکنه و میشینه پشت میزش و کارش رو میکنه. البته منم تا حدودی اینجوریم، ولی نه بشدت پیمان. به جاش دوران کودکی ما پر از خاطرات شیرینه. مثل اون باری که بابامون برامون یکی یه دونه هفتتیر اسباببازی خرید که خیلی شبیه اصل بودن و پیمان میخواست امتحان کنه که این که وقتی تو فیلما با ته هفت تیر میزنن تو سر یارو و بیهوش میشه واقعیه یا نه و روی من امتحان کرد و فهمیدیم واقعیه. یا یه بار دیگه وقتی برامون تخت دو طبقه گرفتن و من اون بالا بودم وایستاد پایین و گفت بپر تو بغلم و وقتی من پریدم جا خالی داد که خیلی بامزه بود. البته من یادم نیست بامزگیش رو، چون بعدش هیچی نفهمیدم. خلاصه که از این نوع خاطرات شیرین کودکی زیاد داریم ولی خودش باید تعریف کنه چون من تو بیشترش بیهوش بودم. عکس از آقا مهراب. پ.ن: ازش یه عکس ضایع منتشر نشده گذاشتم تا یاد بگیره چطور با برادر کوچیکش رفتار کنه.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....