حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بر این اساس، کسانی که این نظریه را مطرح میکنند، معتقدند موسیقی مقدم بر کلام پدید آمده است. آنها بر آنند که انسانهای اولیه در قالب ترانه یا کلام آوازی با یکدیگر تعامل میکردند. بر مبنای ادعای آنها میتوان قدمت ترانه را نزد بشر به اجتماعات انسانهای اولیه نسبت داد.
ترانهسرایی در تاریخ نیز جایگاه ویژهای دارد. آثار هومر و هزیود در یونان باستان در قالب ترانههایی حماسی در ستایش خدایان سروده شده بود و به صورت آهنگین برای مخاطبان اجرا میشد. در جوامع باستان معمولا ترانهسرا، موسیقی نیز میدانست و گاهی نوازندگی و خوانندگی آثارش را خود انجام میداد. در ایران ساسانی، باربَد شاعر، موسیقیدان، نوازنده و خواننده بود.
اما با تخصصی شدن موسیقی پس از رنسانس و رایج شدن موسیقی بیکلام، ترانهسرایی هم کمکم توانست جایگاه مستقلی برای خود دست و پا کند.
در قرن 20 که امکان ضبط موسیقی و تکثیر آن در نسخههای متعدد فراهم شد و موسیقی باکلام عامهپسند مشتریان زیادی پیدا کرد، شرکتهای موسیقی برای تولید موسیقی جدیدتر و فروش بیشتر دست به ستارهسازی زدند؛ ستارههایی که هنرشان آواز خواندن بود. بنابراین نیاز به یک ترانهسرا بود تا ترانه بسراید و آهنگسازی که برای این ترانه موسیقی بسازد.
اما در غرب، نامآوران عرصه موسیقی بویژه موسیقی عامهپسند که نامشان در تاریخ موسیقی ماندگار شده است، علاوه بر خوانندگی و اجرای موسیقی، ترانهسرایی و آهنگسازی را نیز خود بر عهده داشتند. در اصطلاح انگلیسی به این افراد خواننده ـ ترانهسرا (singer-songwriter) میگویند. در فرانسه واژه دقیقتری برای این افراد انتخاب شده است. یعنی ترانهسرا ـ آهنگساز ـ اجراکننده (auteurs-compositeurs-interprètes) که هنرمندان شاخص آن در موسیقی باکلام فرانسوی کسانی چون لئو فره، جورج براسنز و ژاک برل هستند.
در موسیقی عامهپسند انگلیسی، باب دیلن، جو آن بائز، جانی کش، پل سیمون، لئونارد کوهن، فرانک زاپا و... از چهرههای بسیار شناختهشده در عرصه بینالمللی هستند. از سوی دیگر، گروههای معروف موسیقی در 60 سال اخیر گرد افرادی تشکیل شد که خود از ترانهسراها و آهنگسازان نامی موسیقی عامهپسند به شمار میآیند. برای مثال، جان لنون و پل مککارتنی از گروه بیتلز در کنار یکدیگر قطعات متعددی را ساختند که از ماندگارترین آثار موسیقی عامهپسند محسوب میشوند.
در واقع «خواننده ترانهسرا» اصطلاحی است در موسیقی عامهپسند و به هنرمندانی اطلاق میشود که ترانه و آهنگ قطعه موسیقیشان را خود میسرایند و میسازند و نقش آهنگساز، ترانهسرا، خواننده و نوازنده را یک تنه بر عهده دارند.
گرچه این اصطلاح در قرن 20 رواج پیدا کرد، اما برخی پژوهشگران معتقدند تروبادورهای قرون وسطی کم از این خواننده ـ ترانهسراهای امروزی نداشتند. تروبادور (Troubadour) به افرادی گفته میشود که در اروپای قرون وسطی در محدوده کشورهای فرانسه، آلمان و ایتالیا تردد میکردند و خود ترانه میسرودند و مینواختند و میخواندند.
چنین میراثی در فرهنگ ما نیز به چشم میخورد؛ بویژه در موسیقی نواحی در اقصینقاط ایرانزمین، هستند هنرمندانی که ترانههای استادان گمنام منطقه خود را اجرا میکنند. ولی امروزه تعداد «خواننده ـ ترانهسرا»ها در کشور ما آنقدر کم است که به چشم نمیآیند.
ما هنرمند شاخص و شناختهشدهای نداریم که هم برای قطعه باکلامش ترانه بسراید و هم موسیقی بسازد و هم آن را با ساز اجرا کند و بخواند. میتوان ادعا کرد در موسیقی عامهپسند ما هستند هنرمندانی که هم آهنگسازی کنند و هم بخوانند، اما نه ترانههای خودشان را. شاید این مسأله به دلیل میراث قدرتمند شعر فارسی باشد، به صورتیکه هنرمندان ما ترجیح میدهند برای آثار شاعران کلاسیک ایران موسیقی بسازند و آن را اجرا کنند.
شعر فارسی آنقدر بر موسیقی ایرانی احاطه دارد که هر آهنگسازی به خود جرأت نمیدهد ترانهسرایی را نیز بیازماید.
اگرچه نباید از همکاری هنرمندان در ترانهسرایی، آهنگسازی و اجرا غافل شد که گاهی حاصلش قطعات باکلام به یادماندنی در تاریخ موسیقی عامهپسند بوده است، اما تجربه نشان داده خواننده ـ ترانهسراها آثار جدیتری به بازار موسیقی عرضه داشتهاند.
خواننده ـ ترانهسرایان جوان ایرانی که اکنون آثارشان بیشتر میــــــان مخاطبان حرفهای موسیقی طرفدار دارد، از آینده درخشان موسیقی عامهپسند ما در عرصه بینالملل خبر میدهد؛ هنرمندانی که هم ترانه میگویند و هم موسیقی میسازند و هم آواز میخوانند و هم در نوازندگی چیرهدست هستند.
کمیل انتظاری / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....