اگر فقط 3 روز نبینید

کشف چیزهای جدید؟ راستش می‌خواهم کلا زیرآب این موضوع را بزنم، نه از روی قصد و غرض، به نظرم اغلب آدم‌ها حتی ساده‌ترین چیزهای اطرافشان را درک نکرده‌اند، چه برسد به چیزهای جدید.
کد خبر: ۷۹۳۴۲۹

یکی از آنها هم خودم، بارها شده که در مسیرهای همیشگی رفت و آمدهایم، متوجه دیواری، درختی، خانه‌ای شده‌ام که تا پیش از آن هرگز ندیده بودم. اغلب ما از چشم‌ها و سایر حواسمان حداقل استفاده را می‌بریم و متوجه‌اش هم نیستیم.

هلن کلر که از کودکی نابینا و ناشنوا بوده، مقاله‌ای دارد با عنوان «اگر تنها سه روز برای دیدن فرصت داشته باشید، چه می‌کنید؟»

او می‌نویسد: همیشه دوستان بینای خود را آزموده‌ام تا پی ببرم چه چیزهایی را می‌بینند. اخیرا از یکی از دوستانم که تازه از پیاده‌روی یک ساعته در پارک بازگشته بود پرسیدم: چه خبر؟

او جواب داد: هیچی، چیز خاصی نبود.

بعد از خودم پرسیدم چطور امکان دارد که در پیاده‌روی یک ساعته در پارک هیچ چیز با ارزشی برای دیدن وجود نداشته باشد، چشم‌های من جایی را نمی‌بیند ولی هزاران چیز در دور و اطراف من وجود دارد که برایم جالب هستند و آنها را تنها از راه لامسه حس کرده‌ام.

من تقارن ظریف برگ را حس می‌کنم، عاشقانه روی پوست نرم درختان غان یا پوست زبر و زمخت درخت کاج دست می‌کشم.

به نظرم لازم است، از همه ما به اندازه سه روز فرصت دیدن، گرفته شود، فکر می‌کنم بعد از آن است که می‌فهمیم هیچ نیازی به کشف چیزهای جدید نداریم، فقط لازم است همان چیزهای قبلی را بهتر و درست‌تر ببینیم و بشناسیم. به همین سادگی.

اتفاقا هلن کلر در آن مقاله سوال جالبی مطرح می‌کند: چند نفر از شما افرادی را می‌شناسید که می‌توانند ظاهر اشخاصی را که پیوسته با آنها در ارتباطند شرح دهند؟ برای مثال آیا خود شما می‌توانید صورت پنج نفر از دوستان نزدیکتان را به طور دقیق شرح دهید؟

مستوره برادران نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها