شش دهه فراز و فرود از دولت ها تا ملت ها

سازمان ملل درحالی وارد شصتمین سال تاسیس خود می شود که در ماه ژوئن گذشته هم مراسمی بمناسبت سالروز برگزاری کنفرانس سان فرانسیسکو برای تاسیس این سازمان جهانی برپا شد.
کد خبر: ۷۸۹۰۶

اما این که سازمان ملل در این شش دهه تا چه حد توانسته است به آرمانهای اولیه خود وفادار بماند و تا چه میزان برای برآوردن نیاز مردم جهان گام بردارد سوالی است که نمی توان پاسخ صریحی برای آن یافت.
این سازمان نیز بنابه ساختار خاص خود در مواقعی نتوانسته است به مثابه سازمانی کامل و بی طرف عمل کند و در مواقعی نیز به ابزار دست ابرقدرتها تبدیل شده است.
اما سوالی که اینک مطرح است این است: آیا اصلاحات این سازمان خواهد توانست آن را به سازمانی بی طرف و منطبق با نام آن یعنی سازمان ملل تبدیل کند؛
واقعیت این است که نام سازمان ملل متحد برگرفته از آرمان تاسیس این سازمان یعنی اتفاق و همدلی ملل مختلف جهان حکایت می کند همانگونه که مقدمه منشور این سازمان هم با این کلمات آغاز میشود: «ما ملت های متحد عضو سازمان...»
در حالی که بنا به نظر بسیاری از ناظران بی طرف این کلمات تنها به کلمات بسنده شده اند ولی درعمل مورد استفاده ای ندارند چرا که سرنوشت این سازمان را عده ای از دولت ها تعیین می کنند، آنهم دولت هایی که فقط بعضی از آنها بطریق دمکراتیک انتخاب شده اند.
حقیقت این است که نه تنها در گذشته بلکه امروز هم هستند رژیم های خودکامه ای که در میان اعضای قدرتمند سازمان ملل متحد نشسته اند وبا آرای انحصاری خود مانع از کارکرد اصلی این سازمان شده اند که در این میان می توان به اعضای دایمی شورای امنیت این سازمان با استفاده از حق وتو اشاره کرد.
نکته جالب دیگر نیز این است که بسیاری از نمایندگان حاضر در این سازمان خودکامه و تابع نظرات دولت و حتی حزب خود هستند و برخلاف خواست مردم خود تصمیم می گیرند که بعنوان نمونه می توان از موافقت نخست وزیران انگلستان و اسپانیا تونی بلر و خوزه ماریا آزنار با جنگ با عراق یاد کرد، در صورتی که بیشتر مردم دو کشور با آن مخالف بودند.
اولین جمله مقدمه منشور سازمان ملل متحد خود نمونه تضادهایی است که از ابتدای تاسیس این سازمان در شصت سال پیش وجود داشت. در طول دوران جنگ سرد بین شرق و غرب ، شورای امنیت نتوانست به وظیفه ای که برایش در نظر گرفته شده بود، یعنی حفظ صلح و امنیت در جهان عمل کند.
هرچند سربازان کلاه آبی سازمان توانسته اند در مواردی و مناطقی ازانحائ جهان پس از دوره های جنگ مسلحانه در زمینه برقراری صلح و آرامش نقش مثبتی ایفا کنند، ولی این سازمان از درگیر شدن جنگ هائی مانند جنگ کره یا ویتنام نتوانست ممانعت کند، و در نسل کشی رواندا انهم در برابر چشم جهانیان فقط منتظر ماند و نظاره گر کشتار.
البته پس از پایان یافتن خصومت بین شرق و غرب در اوائل دهه نود موارد استفاده از حق وتو در شورای امنیت خیلی کاهش یافته ، ولی جنگ عراق نشان داد که این مجمع فقط هنگامی می تواند از وقوع یک جنگ جلوگیری کند که همه اعضای دایمی آن واقعا مخالف آن باشند.بسیاری از ناظران بین المللی معتقدند اگر آرزوی دبیر کل سازمان ملل متحد کوفی عنان به تحقق می پیوست واین سازمان در شصتمین سال تاسیس خود اصلاحاتی را تصویب می کرد مسیر این سازمان برای حرکت به آینده هموارتر می شد درحالی که تصمیمات و برنامه های عنان ، در کنفرانس عالی اواسط ماه سپتامبر گذشته آنقدر مورد جرح و تعدیل قرار گرفت که چیز زیادی از آن باقی نماند.
درست است که کلیه اهداف هزاره سازمان مورد موافقت واقع شد ولی در رابطه با تامین بودجه کمک های عمرانی تفرقه شدید بین اعضا علنی گردید و اصلاح تشکیلاتی و سازمانی شورای امنیت به آینده نامعلوم موکول شد. وی در اجلاس شش هفته ای این کمیسیون در ژنو گفته بود:«چنانچه سازوکارهای حقوق بشرمان را اصلاح نکنیم ، شاید قادر نباشیم اعتماد مردم به سازمان ملل متحد را احیا کنیم. ما به برهه ای رسیده ایم که اعتبار روبه زوال کمیسیون حقوق بشر بر حسن شهرت سازمان ملل سایه انداخته است و دیگر اصلاحات قطره ای کافی نیست.»
کمیسیون حقوق بشر که حدود 60سال پیش راه اندازی شد، وظیفه نظارت بر رعایت حقوق بشر در سراسر جهان را بر عهده دارد.
آقای عنان خواسته بود این سازمان که اکنون عضو دارد، جای خود را به شورای حقوق بشر بدهد که تشکیلات کوچکتری دارد.
در حال حاضر همچنان اعضای این کمیسیون بر اساس سهمیه منطقه ای تعیین می شوند، درحالی که دبیر کل سازمان ملل انتخابات مستقیم و لزوم کسب دوسوم آرا از سوی کشورهای متقاضی شده است را خواستار بود.
به گفته وی ، نهاد آینده حامی حقوق بشر بجای این که سالی یکبار دیدار داشته باشد، باید قادر باشد در هر زمانی تشکیل جلسه بدهد. همچنین وی توصیه کرده بود که کمیسیون حقوق بشر بجای انتقاد از نقض حقوق بشر در برخی از کشورهای منزوی مانند کره شمالی و کوبا باید بر پرونده تمام اعضای سازمان ملل نظارت داشته باشد.
واقعیت این است که فعالان همچنین از این کمیسیون می خواهند آمریکا را بخاطر بدرفتاری با اسرای عراقی و افغان و مظنونان القاعده در گوانتانامو محکوم کند درحالی که این کمیسیون به علت ساختار خود از انجام چنین خواسته ای عاجز است.
حقیقت این است که سازمان ملل در حالی به سن 60سالگی رسیده است که سالها ازآرمانگرایی اش می گذرد و همچنان در بسیاری از موارد ناپخته عمل می کند. سال گذشته بعد از آن که دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد که این نهاد به «دو راهی» رسیده است، روند اصلاحات در این سازمان آغاز شد و باور عمومی هم این بود که مشکلات گذشته سازمان ملل هر چه باشد، این سازمان باید برای آینده رتق و فتق شود در حالیکه این روند زود به بن بست رسید هرچند جورج بوش ، رئیس جمهور آمریکا، چنین دیدگاهی ندارد.
وی در نطقی خطاب به مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر سال گذشته اظهار کرد که آمریکا و متحدانش با تهاجم به عراق عملا از سازمان ملل حمایت می کردند.سازمان ملل اساسا برای این تاسیس شده بود که از جنگ های آینده پیشگیری کند اما درجنگ علیه عراق عملا بازیچه دست ابرقدرتها شد.وقوع جنگ های متعدد درخاورمیانه نمونه ای از این رویداد است.
این نهاد نتوانست در سالهای 1956، 1967، 1973و 1982مانع از بروز جنگ در این منطقه شود. قطعنامه مهم 242شورای امنیت که راه حلی را بر اساس زمین در برابر صلح برای اسرائیلی ها و فلسطینیان پیشنهاد کرده بود، نیمه کاره اجرا شد حال آنکه سازمان ملل دردهه 1960که کنگو بعد از خروج ناگهانی بلژیکی ها شروع به فروپاشی کرد، به این کشور نیرو اعزام کرد.
استان جدایی طلب کاتنگا به مدار کنترل دولت مرکزی بازگردانده شد، ولی این تجربه برای سازمان ملل خوشایند نبود و با مرگ دبیرکل وقت سازمان در سانحه هوایی نمادینه شد.
با پایان جنگ سرد سازمان ملل کمی بهتر وارد عمل شد به گونه ای که تحریم های این سازمان سفید پوستان آفریقای جنوبی را متقاعد کرد که قدرت را به اکثریت سیاه پوست واگذار کنند.
دیپلماسی خاموش آن کمک کرد بسیاری از مخاصمه ها مهار شود اما در بوسنی و کوزوو و مهمتر از همه در رواندا نتوانست مانع ازنسل کشی شود. حقیقت این است که تداوم حق وتو همچنان پاشنه آشیل این سازمان است.
پنج عضو دایم شورا همان کشورهایی هستند که برای اولین بار در سال 1945از حق وتو برخوردار شدند در حالیکه این حق در عصر جدید اساسا کاربرد ندارد و نوعی تبعیض به شمار می رود.با اینهمه و بنا به نظر بسیاری از اهل فن اگر انتظاراتمان از سازمان ملل متحد را محدودتر کنیم خواهیم دید که این سازمان در بعضی زمینه ها خدمات موثری انجام داده و نقش مثبتی ایفا کرده است که ازاین میان می توان به تصویب و انتشار منشور حقوق بشر و یا کار سازمانهای فرعی آن مانند سازمان حمایت کودکان (یونیسف) و فائو اشاره کرد.

مهدی جدی نیا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها