jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۷۸۲۱۴۹ ۰۳ فروردين ۱۳۹۴  |  ۱۰:۲۰

پرسه در ایران‌زمین

محله از ما بهتـران

۳

نزدیک غروب است و ابرهای سفید با نورغروب نارنجی شده‌اند. کوه‌های برف گرفته در انتهای تهران مشغول سرک کشیدن به داخل شهرهستند. ترافیک بزرگراه چمران سنگین است.

محله از ما بهتـران

پل مدیریت را که به سمت شهرک غرب حرکت می‌کنی ترافیک کمتر می‌شود و ماشین‌ها که از بند ترافیک رها شده‌اند با دو برابر کردن سرعت خود عقده‌گشایی می‌کنند تا این‌که به چهارراه می‌رسند و مانند ماشین مسابقه پشت چراغ قرمز گارد می‌گیرند. در این هنگام با ایستادن ماشین پروشه همه سرها و چشم‌ها به سمت آن متمایل می‌شود. با حرکت سریع این ماشین راننده‌ها تازه متوجه سبز شدن چراغ می‌شوند.

دیدن ماشین‌های مدل بالا با موتورها و ضبط‌های تقویت شده که در خیابان‌های شهرک غرب و بخصوص ایران زمین می‌چرخند و ویراژ می‌دهند نه‌فقط خیلی چیزعجیبی نیست، بلکه این خیابان سال‌هاست به تردد این نوع ماشین‌های مدل بالا و کورس گذاشتن آنها شناخته می‌شود. شاید بلوار‌ها و خیابان‌های پهن این منطقه باعث وسوسه جوان‌ها برای خودنمایی شده است.

خیابان ایران‌زمین یکی از اصلی‌ترین و بلندترین خیابان‌های شهرک قدس یا همان شهرک غرب است که از شمال و جنوب به خیابان خوردین ختم می‌شود. خیابانی خلوت و ساکت که دو طرفش را خانه‌های ویلایی بزرگ با معماری‌های اغلب مدرن و غربی فراگرفته است، خانه‌هایی با سقف‌های شیروانی و مجسمه‌هایی بزرگ و زیبایی که سر درها و ورودی خانه‌ها را تزیین کرده‌اند ونرده‌هایی که با پیچک‌ها پوشانده شده‌اند. شکلی زیبا که کمتر می‌توان نظیر آن را در تهران یافت و البته قیمت‌هایی که سر به آسمان می‌کشند.

بجز چند مجتمع بزرگ با برج‌های مسکونی که در ابتدای خیابان قرار دارند بقیه خانه‌ها حالت ویلایی دارند. خیابان‌های فرعی وکوچه‌هایی که در اینجا گذر خوانده می‌شوند و نام ماه‌های سال روی آنها گذاشته شده بخش زیبای دیگر این خیابان هستند که سرسبزی، تمیزی و مرتبی آنها جان می‌دهد برای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری. بیشتر گذرهای آن بن‌بست هستند و دو خیابان مهستان و گلستان این خیابان را قطع می‌کنند.

درختان خیابان و باغچه‌های خانه‌ها و وجود دره سرسبز حاشیه بزرگراه چمران تنها فضای سبز این خیابان را شکل نداده‌اند، بلکه پارک‌های زیبای سدروس و مهر و پارک دره و شیوا در بخش‌های مختلف ایران زمین فضای سرسبز و زیبایی این خیابان را دوچندان کرده‌اند. به طوری که فضایی متفاوت از بخش‌های تهران برای این محله ساخته‌اند.

در تقاطع خیابان ایران زمین و گلستان گودال عمیقی قرار دارد که در سال‌های گذشته داستان‌های زیادی به دنبال خود داشته است. گودال عمیقی که قرار بود به مجتمع تجاری واداری بزرگی تبدیل شود، ولی اکنون مثل چاه ویل بلاتکلیف در آنجا چهره خیابان را نازیبا کرده است.

در خیابان ایران زمین و شهرک غرب از بازار و بازارچه سنتی و مغازه‌های به هم چسبیده که در هر جای تهران به چشم می‌خورد خبری نیست. در اینجا چند مرکز خرید قرار دارد که از شیرمرغ تا جان آدمیزاد در آنها یافت می‌شود.

شکل و فرم این مراکز خرید به گونه‌ای طراحی شده است که علاوه بر تامین مایحتاج عمومی مردم محله مرکزی برای تفریح و گذران وقت باشد. یادتان باشد دیدن مغازه‌های لوکس آن زمان زیادی از شما می‌گیرد. رستوران‌های شیک و شعبه متعدد از فست‌فود‌های معروف و کافی‌شاپ‌های دنج و شیک با فضای مدرن و جدید بخشی از جذابیت‌های این مراکز هستند، اما چیزی که شهرت مراکز خرید ایران زمین را به فراتر از مرزهای محله برده است، فروشگاه‌هایی است که نام برند‌های معروف جهان را به رخ می‌کشند. عطر‌ها، لباس‌ها، کیف و کفش‌ها و حتی ساعت‌هایی که همه برند معروف هستند با قیمت‌های نجومی. دانشگاه امام صادق و فرهنگسرای ابن‌سینا و شهر کتاب هم از بخش‌های فرهنگی خیابان ایران‌زمین است.

اما در کنار این همه تجمل و رفاه وصله ناجوری کنار این خیابان قرار دارد که قابل توجه است وجود بخشی از محله اسلام‌آباد که در ضلع شرق خیابان ایران‌زمین قرار دارد؛ یعنی بعد از گذشتن از فضای سبز اطراف خیابان ایران‌زمین محله‌ای است که در دره‌ای قرار گرفته با خانه‌ها یک یا دو طبقه با مغازه‌های کوچک و مسجدی با گنبد و مناره کوچک بدون هیچ مرکز خرید یا مراکز تفریحی و محله که زمانی بخش کوچکی از ده ونک بود که با احداث بزرگراه چمران از آن جدا شده است. محله نسبتا فقیرنشین که سال‌ها حاشیه‌نشین بزرگراه چمران شده است و بلاتکلیفی‌شان برای ماندن یا رفتن از این مکان سال‌هاست که رفاه و آسایش را از آنها گرفته است.

برای دیدن تفاوت این دو منطقه کافی است از بزرگراه چمران به آنها نگاه کنید برج‌ها و ویلاهای زیبایی که در ارتفاع قرار گرفته‌اند و این محله که زیر پای منطقه مرفه‌نشین خیابان ایران‌زمین با چهره‌ای نازیبا به سختی نفس می‌کشد؛ و شاید چند سال دیگر این بخش از محله ده ونک جزء کوچکی از بزرگراه چمران شده باشد و تنها به شکل خاطره‌ای در حافظه محلی‌ها باقی مانده باشد.

به دلیل وجود بزرگراه شیخ فضل‌الله و همت و چمران رسیدن به شهرک غرب و خیابان ایران‌زمین با ماشین شخصی خیلی آسان است، اما اگر قصد استفاده از وسایل نقلیه عمومی را دارید اتوبوس‌ها و تاکسی‌هایی که در میدان انقلاب، هفت‌تیر، صادقیه و ونک قرار دارند به شما در رسیدن به این مکان کمک می‌کنند. البته خط مترو صادقیه هم است که از آنجا شما می‌توانید با تاکسی و اتوبوس خود را به میدان صنعت یا شهرک غرب و از آنجا خود را به خیابان ایران‌زمین برسانید.

اکرم بیگی / چمدان (ضمیمه آخر هفته روزنامه جام جم)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
سعید
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۳
خانم اكرم بیگی !اسلام اباد یا محله باغ چاله سابق كجا.و خ ایران زمین كجا!!!نكنه از روی تصاویرعكسهای هوایی گزارش می فرمایید؟!!دانشگاه امام صادق كه مقابل ب بلوار فرهنگه چه ارتباطی به خیابان ایران زمین داره!!ما كه نفهمیدیم.
۰
۰
هدیه
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۳
متاسفم كه منطقه فقیر نشین دید چشم شما را نازیبا كرده خانم بیگی اما فقیر بودن ماتقصیر ما نیست اگر به زحمت كشیدن وتلاش باشد هیچ طبقه ای بیشتراز قشر كارگر زحمت نمی كشد اما متاسفانه هشتش گرو هفتش هست. مالك خانه های اعیانی هم یا وزیر وزران یانمایندگان مردم یا فوتبالیسهای تازه به دوران رسیده یا بازاریهایی كه فقط دلالی بلدند بقول علی ع كنار كاخها كوخها هست
۰
۰
كامران
Germany
۲۰:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۳
به هدیه
نظر شما خیلی جالب است. سپاس!
۰
۰

یادداشت

بیشتر
مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

میان هیکل بود. با صورتی جدی و چشم‌هایی عمیق. صبح‌ها اصرار داشت حتما با اکسیمتر، اکسیژن خون را چک کنم و بعد هم افشانه ضدعفونی کننده را می‌گرفت و چندتا پیس می‌زد و می‌گفت روز خوبی داشته باشید.

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

ماه‌هاست ستاد ملی مقابله با كرونا مشغول آزمون و خطاست. این ستاد از همان هفته‌های اول شیوع بیماری طوری تصمیم گرفت و رفتار كرد كه گویی سرگرم خرید وقت است تا ببیند چه پیش می‌آید و كارها چگونه پیش می‌رود.

پیامبر زلالی

پیامبر زلالی

کلاس‌های دکتر تهرانی نسب را می‌رفتم به شوق این که بعدش فاصله کلاس که طبقه چهارم بود تا طبقه هم‌کف را حرف بزنیم.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر