دو دختر جوان که متهم هستند برای قتل پدر خود آدمکش اجیر کرده بودند، در جلسه دادگاه منکر قتل شدند.
کد خبر: ۷۷۸۳۸۳
انکار اجیر کردن آدمکش برای قتل پدر

به گزارش جام‌جم، فروردین امسال قتل مرد میانسالی در محله تهران نو به پلیس گزارش شد و در ادامه تیمی از ماموران همراه بازپرس جنایی در محل جنایت حاضر شدند. در بررسی‌های اولیه مشخص شد، مرد شصت ساله بر اثر اصابت ضربه‌های چاقو در مقابل خانه‌اش به قتل رسیده است.

ماموران در ادامه تحقیقات به ارتباط یکی از دختران مقتول با مردی به نام علی مشکوک شده و او را دستگیر کردند. علی در بازجویی‌های اولیه منکر هر جرمی شد، اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: دو دختر مقتول از من خواستند تا پدرشان را به قتل برسانم. من هم موضوع را با یکی از دوستانم به نام حسین در میان گذاشتم و او همراه جوان دیگری به نام داوود مرتکب قتل شدند.با این اعترافات، دختران مقتول و دو متهم دیگر پرونده دستگیر شدند.

صبح دیروز متهمان در شعبه 74 دادگاه کیفری و به ریاست قاضی عبداللهی و با حضور چهار قاضی مستشار پای میز محاکمه قرار گرفتند. در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست گفت: در این پرونده حسین متهم به مباشرت در قتل و جرح عمدی است. دو دختر مقتول هم متهم به معاونت در قتل هستند. داوود هم متهم به شروع به قتل و علی متهم به جرح عمدی است که برای تمام متهمان تقاضای مجازات قانونی دارم.

در ادامه جلسه دادگاه دختران مقتول برای قاتل درخواست قصاص کردند.

حسین – متهم ردیف اول- پس از قرار گرفتن در جایگاه با قبول اتهامش گفت: علی مدعی بود که مقتول معتاد است و دخترانش را اذیت می‌کند. او آن‌قدر از مقتول بد گفت که قبول کردیم او را به قتل برسانیم. 200 هزار تومان از علی گرفته و با آن دستکش، چاقو و کلاه خریدیم. شب حادثه علی ما را به محل جنایت برد. وقتی مرد میانسال مقابل در آمد، ابتدا داوود با چاقو ضربه‌ای به او زد. مقتول به سمت من آمد که با چاقویی که در دست داشتم سه ضربه به او زدم.

سپس داوود در جایگاه قرار گرفت و گفت: ما فریب حرف‌های علی را خوردیم و من در قتل نقشی نداشتم.

دو دختر مقتول هم منکر اتهام خود شده و ادعا کردند اختلاف‌هایی با پدرشان داشتند، اما این اختلافات در حدی نبوده که بخواهند برای قتل پدرشان آدمکش اجیر کنند.

علی هم در دفاع از خود گفت: من اعترافات قبلی خود را قبول ندارم و دویست هزار تومان از دختر مقتول گرفتم و به عنوان دستمزد به حسین و داوود دادم.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها