به گزارش جامجم، چندی قبل کارآگاهان اداره هجدهم پلیس آگاهی تهران متوجه شدند، یکی از مجرمان حرفهای به نام مجید که از سال 89 با مرخصی از زندان فراری شده بود، به تهران بازگشته و با تشکیل باندی، سرقتهای خود را آغاز کرده است.
بررسی سوابق مجید نشان داد که وی تاکنون 9 بار دستگیر و روانه زندان شده است. او با شناسایی طلافروشان در زمان انتقال و جابهجایی طلا و جواهرات یا مراجعهکنندگان به صرافیها و شعبات بانکی، به شیوه کیفقاپی، ایجاد پنچری خودرو، زورگیری و... اقدام به سرقت طلا و جواهرات، سکههای طلا، دلار و وجوه نقد همراه مالباختگان میکرد.
با شناسایی شکات و مالباختگانی که به این شیوه مورد سرقت قرار گرفته بودند، آنها تصویر مجید را به عنوان یکی از سارقان شناسایی کردند.
یکی از مالباختگان که پنج کیلوگرم طلا از وی سرقت شده بود، پس از شناسایی مجید در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: حدود 40 سال است که در کار طلا هستم و طلا پخش میکنم. روز حادثه، با خودروی 206 در حال مراجعه به بازار طلا بودم که احساس کردم خودرو پنچر شده است. از خودرو پیاده شده و اطراف را نگاه کردم که متوجه یک دستگاه موتورسیکلت با سه سرنشین شدم. احساس کردم که آنها در تعقیب من هستند و به همین علت بلافاصله با یکی از همکاران خود تماس گرفتم و از او تقاضا کردم که خودش را به من برساند. میخواستم تاکسی دربست گرفته و طلاها را به بازار برسانم. حتی جلوی یک تاکسی را گرفتم، اما زمانی که قصد برداشتن طلاها را داشتم، ناگهان دو نفر با شکستن شیشه خودرو اقدام به برداشتن کیف طلا کردند. با آنها درگیر شدم؛ ولی سارقان پس از سرقت کیف حاوی پنج کیلوگرم طلا، با موتور از محل فرار کردند.
مالباخته دیگری نیز در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: روز سرقت مقدار 2.5 کیلوگرم طلای ساخته شده 18 عیار همراه خود داشتم. قصد ورود به داخل پاساژ برج میلاد منطقه عظیمیه شهر کرج را داشتم که سه نفر با یک دستگاه موتورسیکلت به سمت خودروی من حملهور شده و طلاها را از صندوق عقب خودرو برداشته و پس از ضرب و شتم من و با تهدید سلاح سرد، از محل متواری شدند.
شناسایی مخفیگاه مجید در دستور کار پلیس قرار گرفت، اما او با اطلاع از تحت تعقیب بودن خود، مخفیگاههایش را تغییر میداد که سرانجام در تهرانپارس شناسایی و دستگیر شد.
مجید که چارهای جز اعتراف نداشت، گفت: سال 88 به اتهام کیفقاپی و زورگیری به شیوه زاغزنی از طلافروشیهای سطح کشور دستگیر و با صدور حکم هشت سال محکومیت قطعی روانه زندان شدم. پس از گذشت حدود یک سال از دوران زندان و با تامین قرار وثیقه موفق شدم از زندان مرخصی بگیرم و پس از آن متواری شدم. دوباره گروه سرقت جدیدی تشکیل داده و به همان شیوه گذشته سرقتهای خود را آغاز کردم. میدانستم که در تهران تحتتعقیب قرار دارم و به همین دلیل سرقتهای خود را در سایر شهرها بویژه کرج انجام میدادیم، اما پس از مدتی همراه دو همدست خود به نامهای بهرام و حسین تصمیم گرفتیم تا علاوه بر کرج، سرقتهای سنگینتر خودمان را در تهران نیز انجام دهیم.
با شناسایی دو عضو دیگر گروه به اسامی بهرام بیست و هفت ساله و حسین بیست و هشت ساله، مخفیگاه این دو متهم نیز در کرج شناسایی و هر دوی آنها در دو عملیات جداگانه دستگیر و به اداره هجدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند.ادامه تحقیقات نشان داد، متهمان با فروش طلاهای سرقتی برای خود آپارتمان و ویلاهای میلیاردی خریدهاند که اموال آنها شناسایی و توقیف شد.
با توجه به جرایم اعضای این باند، بازپرس پرونده درخواست کرده عکس متهمان بدون پوشش برای شناسایی در رسانهها منتشر شود و افرادی که از آنها شکایت دارند برای طرح شکایت به اداره هجدهم پلیس آگاهی در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم