به بیان دیگر، رافائل تودلا نابغه استفاده از موقعیتها و مصادره آنهاست. یکی از بهترین مثالهای قدرت او در شناخت حقایق، درک نیاز مردم و فراهم کردن آنها، داستان ورودش به تجارت نفت و گاز است.
در اواسط دهه ۶۰ میلادی، تودلا صاحب یک شرکت تولید شیشه در کاراکاس بود، اما با توجه به تجربه و مهارتش در صنعت نفت و گاز همیشه علاقهمند ورود به این صنعت بود. وقتی از طریق یکی از همصنفیهایش مطلع شد که آرژانتین در حال معامله ۲۰ میلیون دلاری گاز بوتان است با امید اینکه بتواند قرارداد این معامله را به دست آورد به آنجا رفت. تودلا گفت: «اگر بتوانم قرارداد را به دست آورم فقط باید دنبال گاز بوتان بگردم.»
وقتی او که یک تولیدکننده شیشه بدون هیچ سابقه یا ارتباطی در صنعت نفت و گاز بود به آرژانتین رسید متوجه شد رقبایش بر سر قرارداد گاز بوتان بزرگتر از چیزی است که فکرش را میکرد؛ دو شرکت بریتیش پترولیوم (British Petroleum) و نفت شل (Shell Oil).
در همان زمان متوجه شد آرژانتینیها مازاد تولید گوشت گاو دارند و بشدت دنبال خریدار برای آن میگردند. با دانستن همین موضوع یا به قول معروف برگ برنده، توان رقابت با شل و بیپی را پیدا کرد. او به دولت آرژانتین گفت که اگر ۲۰ میلیون دلار گاز بوتان از من بخرید من هم ۲۰ میلیون دلار گوشت گاو از شما میخرم.
بعد از آن تودلا به اسپانیا رفت؛ جایی که یک مزرعه پرورش گوسفند بزرگ در حال تعطیلی بود. تعطیلی این مزرعه در اسپانیا به یک موضوع سیاسی حساس تبدیل شده بود. اینبار به دولت اسپانیا گفت که اگر ۲۰ میلیون دلار گوشت گاو از من بخرید من هم یک تانکر بزرگ ۲۰ میلیون دلاری در مزرعه نصب میکنم. اسپانیاییها که از این پیشنهاد ذوق زده شده بودند از طریق سفیرشان به آرژانتین پیام رساندند که ۲۰ میلیون دلار گوشت گاوی که تودلا از شما خریداری کرده مستقیم به آرژانتین بفرستید. بار دیگر تودلا یک موقعیت خوب یافته بود و از آن بخوبی استفاده کرد.
مقصد بعدی تودلا شرکت سان اویل (Sun Oil Company) در فیلادلفیای آمریکا بود. اینبار پیشنهادش به آمریکاییها این بود: «اگر تانکر ۲۰ میلیون دلاری من در اسپانیا را تهیه کنید، ۲۰ میلیون دلار گاز بوتان از شما میخرم.» شرکت سان اویل موافقت کرد و رافائل تودلا به طور رسمی یک تاجر نفت و گاز شد.
Quara.com
مترجم: رشید عسگریپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم