اورژانس و پلیس سر رسیدند و عابر مجروح به بیمارستان منتقل شد و جوان بیست و چهار ساله قصه ما راهی بازداشتگاه کلانتری. موتور بیمه نداشت و او باید تمام هزینه درمان و دیه را از جیب میپرداخت. با کلی قرض و بدهی موتور خریده بود و هیچ آهی در بساط نداشت.
پزشکان پس از معاینه اعلام کردند که عابر از ناحیه ساق پا و زانو دچار آسیب شده و پس از کش و قوسهای فراوان، جوان موتورسوار به پرداخت دو میلیون و 250 هزار تومان دیه محکوم شد. اما او پولی نداشت که برای دیه پرداخت کند.موتورش را هم فروخته بود تا هزینه درمان عابر را بدهد. آبان امسال پسر جوان روانه زندان شد تا شاید شاکی راضی به رضایت شود، اما او فقط دیه میخواست.
روزها میگذشت و جوان موتورسوار پشت میلههای زندان ناامید از آزادی، روزهای خود را شب میکرد. خانوادهاش دست به کار شدند تا شاید خیری پیدا شود و او را از زندان آزاد کند. بعد از چهار ماه همت سه مادر شهید فریادرس جوان موتورسوار شد. آنها وقتی در جریان زندگی تلخ این زندانی قرار گرفتند با مقدار پساندازی که در خانه داشتند، سراغ شاکی رفتند و با پرداخت دیه رضایتش را گرفتند.
دیروز نام جوان قصه ما در فهرست آزادیهای زندان همدان بود و عصر به کمک مادران شهید دفاع مقدس آزاد شد و به خانه بازگشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم