اعطای جایزه صلح نوبل به محمد البرادعی ، دبیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای مانند هر تصمیم بین المللی دیگر ، دارای انگیزه و اراده سیاسی است.
کد خبر: ۷۷۱۱۴
فهم درست از انگیزه های این رویداد نیاز به بررسی عملکرد آژانس و نسبت دستاوردهای این نهاد بین المللی با کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دارد. از منظر کشورهای در حال توسعه ، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای در عمل به وظایف خود که اساسنامه آژانس و معاهده ان.پی.تی است ، موفق نبوده است زیرا فشارهای سیاسی از جانب کشورهای قدرتمند ، مکانیزم تصمیم گیری در آژانس بین المللی انرژی هسته ای و حتی استقلال شخصی مدیر کل را تحت الشعاع قرار داده است . پرونده کاری البرادعی به عنوان مدیر کل آژانس در 4 موضوع مهم خلاصه می شود؛ کره شمالی ، لیبی ، عراق و ایران. کافی است که به نتایج هر یک از این موضوعات نگاه کنیم آن موقع می توان درباره دستاوردهای البرادعی قضاوت واقع بینانه تری کرد. کره شمالی در اعتراض به جانبداری و عدم بی طرفی آژانس بین المللی انرژی هسته ای با خروج از آژانس ، معاهده ان.پی.تی را نادیده گرفت و برای دستیابی به سلاح اتمی به طور جدی گام برداشت . لیبی و عراق از کشورهایی بودند که تحت فشارهای آژانس و نیز فشارهای سیاسی کشورهای غربی ، به طور کامل با آژانس بین المللی انرژی هسته ای همکاری کردند ، اما حاصل این همکاری ها برای لیبی دست کشیدن کامل و انصراف از دستیابی به حق قانونی خود از فناوری صلح آمیز هسته ای بود و برای عراق اشغال خونبار این کشور به اتهام داشتن و مخفی کردن سلاحهای هسته ای و کشتار جمعی. پرونده ایران و وضعیت آن نیز خود معرف عملکرد آژانس است . تبلیغات رسانه ای جهان بخصوص کشورهای عربی معطوف به این نکته است که اهدای جایزه صلح نوبل به البرادعی به معنای «نه» گفتن به امریکاست ، زیرا امریکا با ریاست البرادعی بر آژانس مخالف بود. این استدلال درست نیست زیرا موافقت ها و مخالفت های امریکا براساس تعقیب مطالبات این کشور در جهت منافع امریکاست . اگر تامین مطالبات با مخالفت امکانپذیر باشد ، حتما مخالفت می کند و اگر با موافقت تامین شود ، از این روش پیروی می کند. مسائل سیاسی دارای انعطاف بین صفر تا 360درجه و بین حداقل و حداکثر هستند. بنابراین نفع و زیان امریکا از اهدای جایزه صلح نوبل به البرادعی در این محدوده تعریف می شود. آنچه که در این وضعیت به ایران مربوط می شود ، واقعیت طرف مذاکره بودن با آژانس بین المللی انرژی هسته ای و 3کشور اروپایی است . مذاکره تنها چاره نتیجه گیری در پرونده هسته ای ایران است و البرادعی اگر می خواهد به موفقیت واقعی در پرونده کاری خود دست پیدا کند. باید آژانس ، اساسنامه آن و موافقتنامه ان.پی.تی را در این مذاکرات محور و اصل قرار دهد. اروپاییها از طریق مذاکره حق قانونی ایران در دستیابی به انرژی هسته ای را دستخوش گذشت زمان کرده اند. اصل مذاکره مورد قبول ایران نیز هست اما این مذاکرات باید در ساختار جدیدی انجام شود. مذاکره با شرایط قبلی و با انتظارات خلاف
ان.پی.تی مورد قبول ایران نیست. با توجه به اینکه اصالت دادن به آژانس خواسته ایران و نیز البرادعی است لذا اگر او می خواهد موفق باشد ، بالطبع باید حامی و حافظ استقلال و اصالت آژانس باشد و نه چیز دیگری.
دکتر محمود محمدی
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس