در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از ترس جریمههای دولا پهنای بانکها اقساطم را بموقع میپردازم، بیشتر اوقات. این بار که پرداخت کردم و از بانک بیرون زدم پس از دقایقی پیامکی برایم آمد که پنج میلیون و اندی از حسابم برداشت شده است. ابتدا گمان کردم که اشتباه شده، اما بعد به خودم نهیب زدم که بیچاره از حسابت برداشت شده، به همین راحتی، به همین سادگی. سراسیمه خودم را به بانک رساندم.
جریان پیامک را برای همان کارمندی که اقساطم را دریافت کرده بود تعریف کردم. حسابم را چک کرد و خونسرد گفت که بله، برداشت شده. توضیح دادم که مبلغ قسط من فقط 239 هزار تومان است.
با اعتماد به نفس پاسخ داد که لابد اقساط عقبمانده داشتهای. باز توضیح دادم که حتی یک قسطم هم عقب نیفتاده، ضمن آنکه اگر از روز اول هم هیچیک از اقساط وامم را پرداخت نمیکردم باز هم پنج میلیون نمیشد. از من اصرار و از آقای کارمند انکار. اعتماد به نفس ایشان در اوج بود، اصلا در فضای بانک خودباوری موج میزد. بالاخره با وساطت رئیس بانک کارمند مربوطه با کلی بهانهگیری و منتگذاری اسنادش را چک کرد و معلوم شد که مشتری پس از من میخواسته پنج میلیون از حسابش برداشت کند و ایشان به اشتباه از حساب من برداشت کرده و تقدیم آن مشتری بلند اقبال کرده است، خیلی شیک و در کمال دقت. نور به مزار اموات آن کسی ببارد که اطلاعرسانی پیامکی را در سیستم بانکی ما راهاندازی کرد وگرنه تا میخواست شستم خبردار شود که چه بر سرم رفته نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان.
محسن محمدی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: