jamejamonline
ورزشی سایر کد خبر: ۷۷۰۴۴۶ ۲۶ بهمن ۱۳۹۳  |  ۰۴:۵۰

خصوصی​سازی استقلال و پرسپولیس

جایی برای شهرت، ثروت و ریاست

از سال 2003 که رومن آبراموویچ روس با اندکی از ثروت نجومی‌اش پا به فوتبال جزیره گذاشت و چلسی را خرید، خرید باشگاه‌های فوتبال این کشور مد شد و بیش از آن نام رومن آبراموویچ بر سر زبان‌ها افتاد.

جایی برای شهرت، ثروت و ریاست

حالا لیگ برتر جزیره پر است از مالکان ثروتمندی که اکثرا از کشورهای دیگر در این لیگ سرمایه‌گذاری کرده‌اند و با سرعت زیادی تیم‌ها را یکی پس از دیگری می‌خرند. اکنون 11 باشگاه لیگ برتری با مالکان خارجی اداره می‌شود و موفقیت آنها ارتباط مستقیمی به سرمایه‌گذاری این مالکان در این تیم‌ها دارد؛ اگرچه گه‌گاه قانون محدودیت‌هایی را برای آنها ایجاد می‌کند. در فصل گذشته لیگ برتر، چهار تیمی که در صدر جدول ایستادند همان تیم‌هایی بود که مالکانی ثروتمند و البته خارجی دارد. اینها بهترین باشگاه‌های فصل گذشته بود اگرچه در این میان نامی از منچستریونایتد که بیشترین هزینه‌ها را در نقل و انتقالات تابستانی داشت و جزو تیم‌هایی است که مالکی خارجی دارد، دیده نمی‌شد. البته نمونه‌ای از ناکامی هم برای سرمایه‌گذاری خارجی‌ها در فصل گذشته لیگ برتر وجود داشت. این نمونه مربوط به بیرمنگهام سیتی است که اگرچه کارسون یانگ پول زیادی برای این تیم هزینه کرد اما با یک اشتباه اوضاع دردناکی برای این تیم رقم خورد و در پایان فصل این تیم به دسته پایین‌تر سقوط کرد. شرایط مشابهی برای کاردیف سیتی هم وجود داشت؛ جایی که ونسانت‌تان و همکارانش، سرمایه‌گذاری‌شان شکست خورد و این تیم راهی دسته اول شد. نباید فراموش کرد که همیشه همه چیز طبق برنامه‌ریزی پیش نمی‌رود.

از جزیره تا خلیج

این مشکل فقط برای لیگ انگلیس نیست. این روزها شاهد علاقه‌مندی فزاینده قطری‌ها برای تجارت در فوتبال هستیم که این نشات گرفته از اختصاص میزبانی جام جهانی 2022 به این کشور است. اکنون باشگاه پاری‌سن‌ژرمن فرانسه به مالکیت شرکت ورزشی قطری درآمده است و ناصر الخلافی، رئیس باشگاه عضوی از کمیته برنامه‌ریزی جام جهانی فیفاست. با ارتباط دادن این دو موضوع می‌توانیم درک کنیم که قطری‌ها به این دلیل روی پاری‌سن‌ژرمن با آن هزینه بالا سرمایه‌گذاری کردند که نگاه دنیا را به خودشان تغییر دهند و تصویر منفی را که در مورد نادیده گرفته شدن حقوق انسانی در این کشور وجود داشت پاک کنند. این همان الگویی است که روس‌های وابسته به دولت که به نحوی ثروت نفتی‌شان از سوی دولت تامین می‌شود، از آن استفاده کردند و با خرید باشگاه‌ها و فعال بودن در زمینه سرمایه‌گذاری در باشگاه‌ها، توانستند جام جهانی را هم از آن خودشان کنند. با این حال در مورد قطر این سرمایه‌گذاری بیشتر جهت جلب توجه جامعه جهانی، بهبود روابط و پاک کردن بدگمانی‌ها در مورد این کشور است تا علاقه به فوتبال.

برای بعضی از این میلیاردرها خرید باشگاه و باشگاهداری مانند یک اسباب‌بازی است که برای مدتی می‌توانند خودشان را با آن سرگرم کنند. این همان دلیلی است که باعث شده رومن آبراموویچ دست به خرید چلسی بزند. این یک روش جذاب دم‌دستی برای آنهایی است که ثروتشان با علم ریاضی هم قابل محاسبه نیست؛ هرچند نمی‌توان عشق آنها به فوتبال را هم نادیده گرفت. بسیاری از باشگاه‌ها از نظر اقتصادی منافعی ندارند و در حال ضرر دادن هستند اما این باشگاه‌ها بیشتر می‌توانند مورد توجه مولتی میلیاردرها واقع شوند زیرا آنها به فکر منافع و درآمدهای خودشان هستند. به طور مشخص مایک اشلی، مالک باشگاه نیوکاسل فقط در انتظار روزی است که این باشگاه به سوددهی برسد و آن را با قیمت بسیار بالاتر از آن چیزی که خریده، به فروش برساند. او با قیمت پایینی این باشگاه را خریداری کرد و با هزینه اندکی توانست آن را در لیگ برتر نگه دارد و منتظر است تا با اوج گرفتن این تیم، آن را با قیمتی بالا و به آسانی بفروشد. او از خرید این باشگاه برای پیشرفت و شناساندن شرکت خود به نام اسپورت دیرکت استفاده کرده و حالا همین موضوع به وی کمک کرده تا برای شرکت خود آینده بزرگ‌تری در دنیا متصور باشد. او برای تبلیغات در ورزشگاه خانگی نیوکاسل هیچ هزینه‌ای نمی‌پردازد و حتی بتازگی نام سنت جیمز پارک را هم تغییر داده و مدتی نام اسپورت دیرکت را روی آن گذاشت. اشلی، اکنون روی رنجرز سرمایه‌گذاری کرده و بعید نیست بزودی نیوکاسل را بفروشد و فقط روی رنجرز کار کند. هدف او از خرید و فروش باشگاه‌ها فقط سودآوری است و فقط به پول فکر می‌کند نه فوتبال.

در منچستریونایتد هم خانواده گلیزرها چنین شرایطی دارند اگرچه این خبر که این خانواده با 500میلیون پوند منچستریونایتد را خریده‌اند، همه جا پر شد اما در واقع بیشتر این مبلغ را خود باشگاه پرداخت کرد نه خانواده گلیزرها. اخیرا سوددهی باشگاه افزایش یافته و بیش از گذشته شده است. ضمن این‌که این خانواده از سال 2012 در حدود 75 میلیون پوند به صورت شناور در بورس نیویورک سرمایه‌گذاری کرده‌اند و با سود آن توانسته‌اند با مبلغ 89 میلیون پوند، 5 درصد دیگر از مالکیت باشگاه را در اختیار بگیرند و بی‌شک تمایل دارند به این روند ادامه دهند تا یونایتد سوددهی اش بیشتر و بیشتر شود. در ماه سپتامبر این باشگاه بیشترین سوددهی را در میان باشگاه‌های فوتبال جهان داشت و بالاتر از رئال مادرید و بارسلونا قرار گرفت. خانواده گلیزرها همچون اشلی می‌خواهند از نام و شهرت جهانی یونایتد برای درآمدهای خودشان استفاده کنند و بهترین راه برای درآمدزایی را در خرید باشگاهی چون منچستریونایتد دیده‌اند.

دنیای ایده‌آل، بازگشت هواداران

هر کدام از این مولتی میلیاردرهای قطری، روسی، آمریکایی و... به دلایل مختلفی دست به خرید باشگاه‌های فوتبال می‌زنند اما چیزی که اغلب در این بین وجود دارد، این است که معمولا فسادی در این خرید و فروش‌ها وجود دارد. باشگاه‌های انگلیسی به این دلیل هدف آنها قرار می‌گیرند که سوددهی و شهرت بیشتری برایشان رقم می‌زنند؛ تصویر بدی را که ممکن است در موردشان وجود داشته باشد پاک می‌کند و سرمایه‌گذاری آسانی خواهد بود. اکنون در لیگ برتر چهار باشگاه توسط مالکانی اداره می‌شود که ثروت خود را از شرکت‌های نفتی به‌دست می‌آورند یعنی پولی که از نابود کردن زمین تهیه می‌شود. در دنیای ایده‌آل به کسی چنین اجازه‌ای داده نمی‌شود و همه باشگاه‌ها با هوادارانشان اداره می‌شوند اما در دنیایی که در دوره تجارت‌های بزرگ قرار دارد و وارد شدن به بازی سیاست و تجارت دشوار شده، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد مگر آن‌که هواداران خودشان مبارزه را برای مالکیت بر باشگاه‌های محبوبشان آغاز کنند.

منبع: think football

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
وداع با ارتش یک نفره

وداع با ارتش یک نفره

از منظر من دیگو مارادونا بزرگترین چهره تاریخ فوتبال جهان است. قصد ندارم بعد از مرگش در مورد او غلو کنم، اما مارادونا یک شخصیت چند‌بعدی بود و اصولا به شکلی پارادوکسیکال و تضادگونه در جهان فوتبال حضور داشت.

انتخاب‌های استقلال احساسی است

انتخاب‌های استقلال احساسی است

انتخاب فرهاد مجیدی یک انتخاب منطقی برای استقلال نبود. احساسی او را انتخاب کردند، درست مثل همین حالا که دارند احساسی و به خاطر فشار تماشاگر، آندره‌آ استراماچونی را سرمربی استقلال می‌کنند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر