مالیات میدهیم تا چرخ اقتصاد مملکت بچرخد، مالیات میدهیم چون همه باید سهمی در عمران و آبادانی کشورمان داشته باشیم. جملاتی از این دست را همه ما میدانیم و پذیرفتهایم. برای همین است کارمند و کارگر جماعت حقوق نگرفته مالیاتشان را میدهند و کسبه در یک مهلت مشخص هم باید این کار را انجام دهند. اصولا پرداخت مالیات در زندگی امروز پذیرفته شده است و اگر هم اعتراضی وجود دارد به دلیل فرارهای مالیاتی است و نه به ذات آن. مثل فرار مالیاتی ورزشکاران و فوتبالیستهایی که هفته پیش رئیس سازمان مالیاتی رقم آن را 120 میلیارد تومان اعلام کرد، اینجاست که آن کارگر حق دارد بگوید چرا 5 هزار تومان از پاداش 50 هزار تومانی من باید بابت مالیات کم شود، اما فلان ورزشکار یا هر کسی با وجود درآمدهای چندصدمیلیونی یا از دادن مالیات فرار کند یا هر وقت عشقش بکشد آن را بدهد. آن ورزشکار میداند تا زمان بسیار طولانی کسی کاری به کارش ندارد و بعدش به او میگویند ممنوعالخروج شدهای، تازه آن موقع ممکن است مالیات را بدهد، اگر بهانه نیاورد که برای تیم ملی کشورم میخواهم بروم مسافرت خارج از کشور! اما در کشورهای اروپایی به عنوان قدرتهای مسلم دنیای فوتبال حتی اگر اولی هوینس، رئیس باشگاه بایرن مونیخ هم باشی به دلیل فرار مالیاتی برای سه سال و نیم باید پشت میلهها بروی تا بدانی پرداخت مالیات شوخی بردار نیست. صابون این قانونمندی مالیات، اتفاقا به تن کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان نیز خورده است. صرف نظر از صحت و سقم ادعای نکونام و باشگاه بارسلونا که ـ توپ پرداخت مالیات قرارداد را به حساب یکدیگر میاندازند ـ باید گفت از جهتی هم بد نشد این مشکل ـ بحق یا ناحق ـ برای یک فوتبالیست ایرانی پیش آمد، تا شاید تلنگری باشد برای آنها که از ورزشکاران باید مالیات بگیرند یا قانونگذاران که با تصویب قوانین سفت وسخت جلوی فرار مالیاتی ریز و درشت ورزشکار و غیرورزشکار را بگیرند.
مهیار آذر / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم