در 4تیرماه 1342حبیب الله شهبازی به زندان قزل قلعه تهران منتقل و در سلول انفرادی سمت سایه جای داده شد.
او پس از هفت ماه بازجویی و شکنجه در 20بهمن 1342به زندان شیراز انتقال یافت ؛ در تیر 1343در دادگاه ویژه زمان جنگ شیراز، که مختص ماجرای قیام عشایری جنوب تشکیل شده بود، در یک محکمه نمایشی محاکمه و به تیرباران محکوم شد و سرانجام در سحرگاه 13 مهر 1343 در میدان تیر شیراز به شهادت رسید.

مراسم تیرباران شهبازی زیر نظر سپهبد نعمت الله نصیری انجام گرفت. نصیری اندکی بعد، در بهمن 1343، رئیس ساواک شد.
وی شخصیت قوی و مقتدری داشت و از همین روی در زندان هم به او لباس زندان نپوشاندند و به لحاظ نفوذی که داشت ، زمان اعدامش را فاش نکردند و برای جلوگیری از اعترض های مردمی ، روز قبل از اعدام اعلام کردند که "فردا شهبازی آزاد خواهد شد".
طبق اسناد موجود، شهبازی با روحیه ای آرام و قوی خود را برای تیرباران آماده کرد؛ و در روز اعدام ، پس از استحمام و خواندن نماز صبح ، لباس مرتب پوشید و به نصیری گفت: "من خودم می ایستم، لازم نیست مرا به چوبه تیرباران ببندید." نصیری موافقت نکرد.
شهبازی ، سپس ، خواست که چشمانش را نبندند. نصیری موافقت کرد. به این ترتیب ، شهبازی با چشمان باز و لبخند بر لب ، مرگ را پذیرا شد.
تصاویری که پس از انقلاب ، از مراسم تیرباران او به دست آمد گویای شهامت وی در استقبال از مرگ است. او، برادرانش و سایر مبارزان راه آزادی و استقلال ایران اسلامی خون خویش را نثار نهالی کردند که سرانجام 15سال بعد به ثمر نشست و با پیروزی انقلاب اسلامی ، ملت ایران پس از قرنها، طعم شیرین استقلال حقیقی را چشید.
پانوشت ها:
1-منظور سرهنگ ژاندارمری عباس پاکروان (اهل آباده فارس) است که در راس گروهی ژاندارم ، سرکوب مردم منطقه را به دست داشت.
2-متن اعلامیه مزبور در این صفحه جداگانه درج شده است.
از چپ: شهیدان حبیب الله و