رسول خطیبی، سرمربی تیم تبریزی از رابطه‌اش با هواداران می‌گوید

برای موفقیت تراکتورسازی همه کار می‌کنم

فوتبال حرفه‌ای‌اش را با همین تیمی آغاز کرد که الان سرمربی آن است. او در تبریز و بین طرفداران فوتبال محبوب بود و حالا بیش از پیش به این درجه از محبوبیت رسیده و می‌خواهد تا می‌تواند در این وادی برای هواداران تراکتورسازی اتفاقات خوب رقم بزند. پای صحبت‌های این مربی جوان سی‌وشش ساله نشستیم که حالا باوجود جوانی جزو مربیان موفق لیگ برتری به شمار می‌رود. خطیبی در این گفت‌وگو از رابطه خود با هواداران تراکتورسازی گفته است و زمانی که خودش یکی از آنها بود.
کد خبر: ۷۶۵۵۷۰

اول فصل خیلی حرف‌ها پشت سر رسول خطیبی‌ زده می‌شد که قصد دارد با کمک عده‌ای آدم که اجیر کرده باشگاه را تحت فشار بگذارد تا بتواند سرمربی تراکتورسازی شود. یادتان هست؟

بله! متاسفانه همیشه برای آنهایی که می‌خواهند بدون حرف و حدیث زندگی کنند بیشتر از این قبیل مسائل طرح می‌کنند.

من سال گذشته با گسترش فولاد سال بدی را پشت سر نگذاشتم و وقتی هم که بحث سرمربیگری‌ام در تراکتور عنوان شد، داشتم گسترش را برای لیگ جدید می‌بستم.

اما این بحث خیلی جدی عنوان می‌شد؟

اصلا! اگر به شکل جدی عنوان می‌شد تا الان من ده بار از آن رسانه یا رسانه‌هایی که این مطالب را می‌نوشتند شکایت می‌کردم. پس مطمئن باشید که چنین نبوده است و من هم نه آدم اجیر کردم و نه اجیر شده کسی هستم. رسول خطیبی خودش است و دانش فوتبالی‌اش که بخشی ذاتی و بخشی هم در این سال‌ها در لیگ‌های داخل و خارج آنها را کسب کرده‌ام. هیچ زمان هم به این بحث‌ها نمی‌پردازم و توجهی هم به آنها نمی‌کنم...

... همین کم حرفی‌ات باعث دلخوری طرفداران دو آتشه تراکتورسازی شده است. خبر داری؟

بله! این عزیزان که اتفاقا همه‌شان همشهری‌های خودم هستند، بارها در کوچه و خیابان این را از من می‌خواهند که بیشتر حرف بزنم و در رسانه‌ها باشم تا آنها از اطلاعات درون تیم آگاه‌تر باشند... نمی‌دانید هواداران متعصب تراکتورسازی تا چه اندازه عاشق این تیم هستند. هر چه بگویم کم گفته‌ام.

پس خودتان مصاحبه نمی‌کنید؟

بله خودم ترجیح می‌دهم کمتر و گزیده‌تر حرف بزنم. خیلی‌ها این‌گونه رفتار می‌کنند. من هم بیشتر وقتم را روی طراحی تمرینات و مسابقات آینده تیم می‌گذارم.

به فکر دل هواداران تیم نیستی؟

اتفاقا اگر به فکر دل آنها نبودم بیشتر مصاحبه می‌کردم. تبریز زادگاه من و تراکتورسازی قلب و عشق من است. من فقط از زمانی که به این تیم برای بازی کردن آمدم شیفته این تیم نشدم، بلکه قبل از آن هم تراکتورسازی را دوست داشتم و الان هم برای این تیم ر کاری لازم باشد، انجام می‌دهم. حتی حاضرم طرفداران تیم کمی هم از من برنجند ولی در پایان فصل با خوشحالی سرشان را بالا بگیرند. این برای من از صد تا مصاحبه الکی و تکراری بیشتر ارزش دارد که یک مصاحبه در وصف موفقیت تیم تراکتورسازی انجام دهم؛ پس از کسب عنوانی درخور نامش...

ظاهرا خودت بیشتر از همه به این تیم متعصبی؟

سرمربی‌که به تیمش متعصب نباشد فقط برای رفع تکلیف کار می‌کند. تمرینات سرسری و بدون هدف را نمی‌پذیرم و دوست دارم برای تیمم تمرین‌ها را با بهترین شرایط برنامه‌ریزی کنم. اینها هم به خاطر هواداران تبریزی تراکتور است.

خیلی تبریز را دوست داری؟

مگر می‌توانم شهری که در آن به دنیا آمده‌ام، دوست نداشته باشم؟ من عاشق تبریزم و تیم‌های فوتبالش، بخصوص تراکتور که خودم هم بازیکنش بودم و الان افتخار می‌کنم که سرمربی پرطرفدارترین تیم آذربایجان هستم.

از چه زمانی این تیم را شناختی؟

از روزی که فوتبال را شناختم این تیم را شناختم. تراکتور و ماشین‌سازی دو تیمی هستند که در تبریز همه، آنها را مثل فامیل‌شان می‌شناسند و تعصب ویژه‌ای نسبت به هر دو این تیم‌ها دارند. من خودم از کودکی عاشق این دو تیم بودم و به خاطر بازیکنانی که در این دو تیم بازی می‌کردند عاشق‌شان بودم. همیشه هم برای تماشای بازی‌های این دو تیم به ورزشگاه می‌رفتم و هرگز در آن دوران فکر نمی‌کردم روزی خودم بتواننم آن‌طرف فنس‌ها بازی کنم و دیگران مرا ببینند.

الان رابطه‌ات با هواداران چطور است؟

عالی... شکر خدا همه مردم تبریز نسبت به تیم تراکتور تعصب و علاقه‌ای بالا دارند و این طبیعی است که با سرمربی تیم محبوبشان هم رابطه‌ای خوب داشته باشند. هر زمان در شهر هستم همه عزیزان همشهری‌هایم به من ابراز محبت و لطف می‌کنند.

به نظرت سرمربی تبریزی برای تراکتور بهتر از غیر تبریزی نیست؟

بستگی دارد که چه کسی باشد. این را به خاطر خودم نمی‌گویم، اما دیدید که در دوران تونی یا حضور قلعه‌نویی، مردم تبریز باز هم به همان اندازه نسبت به کسی که هدایت تیم‌شان را در دست داشت محبت می‌کردند و او را بالا می‌بردند، اما این‌که مربی از خود تبریز باشد خب قطعا برای تبریزی‌ها دلنشین‌تر است.

یک همزبان و یک همشهری برای آنها پذیرفتنی‌تر است و این البته کار را دشوارتر هم می‌کند. مثل همین الان که من هم با این کار سخت مواجه هستم، اما ما تبریزی‌ها یک اصطلاح داریم که می‌گوییم تا جایی که بتوانیم از کاری که می‌خواهیم انجامش دهیم پا عقب نمی‌کشیم. مثل همان ضرب‌المثلی که می‌گوید «تا سر دارم سر می‌شکنم» ولی خب من آن را نمی‌گویم چون ممکن است برخی از آن برداشت سوء کنند.

انصافا هواداران هم برای تراکتور سنگ‌تمام می‌گذارند و مشخص است که پس از اتفاقات فصل پیش حالا دیگر با تیم آشتی کرده‌اند. قبول دارید؟

من باز هم می‌گویم هیچ‌کس با تراکتورسازی قهر نکرده بود. مگر می‌شود آدم‌ها با نماد شهرشان، با تیمی که با آن نفس می‌کشند، قهر کنند.

یک‌سری مشکلات به وجود آمده بود ولی خدا را شکر که حل شد. هواداران تراکتورسازی برای تیم محبوب‌شان سنگ تمام گذاشته‌اند و البته این چیزی نیست که بخواهیم برای آن تعجب کنیم. هوادار تراکتور یعنی همین دیگر! آنها با عشق به ورزشگاه می‌آیند. انصافاً در آن همه گرد و غبار در کنار ما بودند و صمیمانه از آنها ممنونم.

یکی از نقاط قوت خطیـبی، رفــاقتش بــا بــازیــکنان است. دلیــلش چیست؟

بلــه، من همیشـه و در هــر تیمــی که هستم، سعی می‌کنـم با بازیکنانم رفیـق باشم. در تمرین و بازی، از این رفاقت در جهت مثبت استفاده می‌کنم و بعد از اتمام تمرین با بازیکنان قاطی می‌شوم و با آنها به سمت منزل برمی‌گردم. البته به لحاظ سنی هم نزدیک بازیکنان هستم و آنها به من اعتماد می‌کنند.

مساله‌ای نیست که بین بازیکنان باشد و من ندانم. اینها یعنی رفاقت، یعنی اتحاد که به موفقیت منجر می‌شود. بازیکنان با من راحت هستند و آنها هم دوست دارند با من بیشتر از اینها حرف بزنند.

محمدرضا مدنی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها