jamejamonline
فرهنگی موسیقی کد خبر: ۷۶۳۶۶۸   ۰۶ بهمن ۱۳۹۳  |  ۱۴:۱۱

جام جم نوا: بنیامین بهادری روزهای ۴ و ۵ بهمن ماه سال جاری در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران روی صحنه رفت.

وقتی بنیامین ترانه پاشایی را اشتباه خواند

بنیامین در دو روز و هر روز دو سئانس در حالی روی صحنه رفت که قطعه "محدودیت" آغازگر برنامه قرار گرفت. از قطعاتی که بنیامین در اجرای یکشنبه شب خود اجرا کرد می‌توان به لیلی در پاییز، کجای دنیای، خواب، اینم بمونه، شناسنامه، خاطره‌ها، یه عاشق، ساعت دیوار، لکنت، عاشق شدم، پنجره، بیا عاشقم کن، دلم می‌خواد که برگردی، تنگ غروب، آی تو، آخ عزیزم و همچنین قطعاتی از آلبوم و تک قطعه‌های جدید خودش اشاره کرد.
در این کنسرت هم یادی از مرتضی پاشایی شد و بنیامین قطعه‌ای از این خواننده را هر چند به اشتباه و پس و پیش خواندن بیت‌ها با نام "یکی هست" اجرا کرد که البته هیچ کس در سالن متوجه این داستان نشد.
او در اواسط برنامه گفت: ارزش کنسرت‌های پاپ این است که می‌آییم تا دور هم یاد بگیریم و تکرار کنیم و این آغازگر قطعه بعدی بود.
علی منصوری (کیبورد)، علیرضا میرآقا (ترومپت و پرکاشن)، آلن بارساخیان (گیتار الکتریک)، دارا دارایی (گیتار باس) و استیو آوانسیان (درامز) اعضای ارکستر بهادری را تشکیل می‌دادند.
از نکات جالبی که رخ داد این بود که برای قطعه آخر اعضای ارکستر یک به یک رو به حضار خداحافظی کردند و از سالن خارح شدند که در ‌‌نهایت تنها بنیامین روی سن بود و مردم که قطعه "دنیا دیگه مث تو نداره" را به عنوان آخرین قطعه هم‌خوانی کردند.
یکی دیگر از اتفاق‌های دیشب این بود که طبق روال دیگر کنسرت‌ها همه خواننده‌ها باید از عوامل تشکر به جا بیاورند. بنیامین بعد از گرفتن لیست این افراد رو به مردم گفت: من بی‌خود و بی‌جهت از کسی تشکر نمی‌کنم و این افرادی که می‌خوانم واقعا زحمت کشیدند.
جالب تر از همه طراحی صحنه این کنسرت بود که با یک دوچرخه، تلفن همگانی و یک سری اشیا قدیمی طراحی شده بود و از میان آنها بنیامین برای چند ثانیه در کیوسک تلفن همکانی قرار کرفت و قطعه دیگر را اجرا کرد.(هنرآنلاین)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
وقتی فاصله، فاجعه خلق می‌کند

وقتی فاصله، فاجعه خلق می‌کند

در تعریف «اُسطرلاب» گفته‌اند وسیله‌ ایست که در زمان‌های کهن، برای مشاهده‌ی وضع ستارگان و تعیین ارتفاع آنها در افق به کار می‌رفته است.

همان امام رضایی که داشتم، دارم

همان امام رضایی که داشتم، دارم

بارها وقتی پسرم یا دخترم در حیاط و روی مرمرهای خنک و تمیز صحن‌تان بدو بدو می‌کردند، همان‌طور که یک چشمم به گنبد شما بود و یک چشمم به بچه‌ها که گم نشوند و سکندری نخورند و نیفتند، به این فکر می‌کردم یعنی همین‌ قدری که مشهد رفتن کودکی‌های ما کیف می‌داد، مشهد رفتن اینها هم کیف می‌دهد؟ همان‌قدر به ما که خوش می‌گذشت به اینها هم خوش می‌گذرد یا نه؟

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر