یک، دو، سه

رابطه با والدین رضایت درونی و کارآفرینی

بسیاری از کسانی که کارآفرین هستند از یک نیاز بزرگ درونی رنج می‌برند؛ آنها می‌خواهند بدانند چطور می‌توانند دنیای بهتری بسازند؟ باید در زندگی با چه چیزی بجنگند؟ با مالاریا؟ با حفره لایه اوزون؟ با آلودگی هوا؟ کمبود آب؟ با چه چیزی کنار بیایند و بر علیه چه چیزی شورش کنند؟ در این مورد وینه کات، روان‌شناس معروف انگلیسی که به ارائه نظرات ساده و کاربردی مشهور است نقطه نظر جالبی دارد. آقای وینه کات معتقد است که شادی و رضایت درونی یک کسب و کار از عوامل خارجی و سیاسی به دست نمی‌آید بلکه آن را باید در رابطه کارآفرین با پدر و مادرش جستجو کرد!
کد خبر: ۷۶۲۴۳۹

تعجب کردید؟ خودم هم متوجه شدم. توضیح لازم این ‌که می‌گویند آقای وینه کات اولین روان‌شناس کودک در انگلستان بوده است یعنی در واقع یکی از اولین روان‌شناس‌های کودک در کل دنیا. شهرت ایشان به دلیل علاقه‌اش به آموزش دادن جامعه در‌خصوص موضوعات روان‌شناسی کودک بود. او بیش از 600 برنامه روان‌شناسی در رادیو اجرا کرد و بی‌وقفه در سراسر انگلستان به سخنرانی می‌پرداخت. شگرد او این بود که می‌توانست موضوعات پیچیده را به زبانی ساده توضیح دهد. حتی اسم برنامه‌های رادیویی او یک اسم بی‌تکلف بود: «مادر زحمتکش معمولی و کودکش.»

البته خوب حرف زدن تنها مهارت دوست‌داشتنی این دوست روان‌شناس ما نبود. او 15 کتاب در مورد موضوعات مورد علاقه‌اش از روان‌شناسی نوشت که شاید مهم‌ترین آنها کتاب «از خانه شروع کنیم» باشد. روش زندگی انگلیسی او (برخلاف آمریکایی‌هایی که همواره دنبال بهترین بودن هستند) به او یاد می‌داد که معمولی و خوب بودن خودش عالی است و خیلی بهتر از بهترین بودن است. در واقع آموزه‌های فرهنگی او از جهاتی به فرهنگ ایرانی ما شبیه بود. یک شباهت دیگر بین ایرانی‌ها و انگلیسی‌ها وجود دارد و آن مقاومتشان در برابر لزوم تفکر در مورد خویش است. به همین دلیل است که در هر دو جامعه دست روان‌شناس‌ها تاحدودی بسته است.

1. آقای وینه کات به مردم یاد داد که کودک یک موجود خیلی ضعیف است که هنوز درک درستی از خودش پیدا نکرده، برای ادامه زندگی به تنهایی با مشکل روبه‌روست و حتی نمی‌تواند به روشنی با خودش یا با دیگران حرف بزند و افکارش را مطرح کند. او در تحلیل‌هایش از رفتار انسان‌ها این موضوع را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کرد که در زمان کودکی نباید از کودک انتظاری داشت که هنوز آمادگی آن در او شکل نگرفته. می‌پرسید چرا؟

2. آقای وینه کات به ما یاد داد که اصلا بد نیست گاهی کودکمان عصبانی شود. در جامعه انگلیسی هم مثل جامعه خود ما بچه‌ای که ونگ بزند هم انگ می‌خورد هم کتک. اما آقای وینه کات معتقد بود عصبانی شدن کودک به او چیز بزرگ‌تری یاد می‌دهد. ذهن کودک از ابتدای تولد طوری برنامه‌ریزی شده که وقتی به تغذیه نیاز دارد ونگ بزند؛ انگار که دنیا به آخر رسیده. در حالی که آدم بزرگ‌ها وقتی به چیزی که دلشان می‌خواهد نمی‌رسند، ونگ نمی‌زنند. بقای کودک در تغذیه به موقع اوست، اما کنترل تغذیه در دستان والدین است. در حالی که آدم بزرگ‌ها چنین حالتی را دیگر تجربه نمی‌کنند. عصبانی شدن و سپس آرام شدن به کودک یاد می‌دهد آنچه عصبانی‌اش کرده بود آنچنان بزرگ و حیاتی هم نبوده است. والدین نباید از عصبانی شدن کودک بترسند یا برخورد «اخلاقی» با آن داشته باشند. کسب این تجربه که کودک شعله خشم خود را می‌بیند که زبانه می‌کشد، اما اطرافیان آرام و آسوده از آن باقی می‌مانند، توانایی او در دیدن واقعیت در پس پرده احساساتش را افزایش می‌دهد و چه رشد شخصیتی بهتر از این؟

3. بسیاری از والدین را می‌شناسم که دوست دارند کودکانشان صد و بیست درصد از قوانین پیروی کنند. آنها کودکانشان را «بچه خوب» بار می‌آورند. آقای وینه کات بشدت از بچه‌های خوب هراسان بود. او عقیده داشت بچه‌های خوب نتیجه پرورش والدینی سختگیر هستند که تحمل هیچ گونه رفتار بد را نداشته‌اند و از کودکشان انتظار پیروی از دستورات را حتی از سنین پایین داشته‌اند. بنابراین در وجود این کودکان یک شخصیت دوگانه‌ای شکل می‌گیرد که از بیرون خوب و پیرو است، اما در درون، همواره خود واقعی‌اش را سرکوب کرده است. البته که من با شما هم عقیده‌ام که همه بچه‌های خوب این طور نیستند، اما منظور آقای وینه کات توضیح یک روند قابل تشخیص بین این گونه افراد است. والدینی که خیلی زودتر از موعد از کودکانشان انتظار پیروی و تبعیت را داشته باشند در واقع فرصت واقعی رشد این خصیصه نیک را در کودکانشان برای همیشه کشته‌اند. چراکه برای موجودی ضعیف و ناتوان مانند کودک انسان، زودتر از موعد هیچ گاه با به موقع برابر نیست.

4. می‌فرمایید چطور ممکن است زودتر از موعد بوده باشد؟ توضیح می‌دهم. ذهن کودک طوری طراحی شده که برای محرک‌های محیطی پاسخ بیابد. هرگاه کودک مجبور می‌شود به محیط پیرامونش پاسخ دهد، اما هنوز آماده این پاسخگویی نباشد «زودتر از موعد» است. مثلا اگر والدین نسبت به هم پرخاشگر باشند کودک بیش از حد به موضوع روابط شکننده آن دو فکر خواهد کرد. ذهن کودکی که نگران اخلاق والدینش است مستمرا و به طور غیرمترقبه‌ای تحریک می‌شود و به همین دلیل کودک نمی‌تواند جایگاه واقعی خود را در محیط پیرامونش تشخیص دهد. البته شاید بعدها از او یک فرد متفکر بیرون بیاید شاید هم نه. به هر حال تحمیل شرایط آن هم زودتر از موعد رشد کودک، از انصاف به دور است.

5. البته آقای وینه کات مایل بود به والدین گفته باشد چقدر برای کارشان ارزش و اهمیت قائل است. او کار هر پدر یا مادری را از لحاظ اهمیت در ساختن جامعه با اهمیت کار نخست‌وزیر انگلستان برابر می‌دانست. من هم خیلی خوشحال شدم که این هفته با آرا و نظرات آقای وینه کات آشنا شدم. فکر نمی‌کنم ترجمه‌ای از کتاب Home Is Where We Start From ایشان به فارسی وجود داشته باشد. یا شاید هم اشتباه می‌کنم!

مصطفی پورمهدی

پژوهشگر و مشاور کسب و کار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها