اما آیا خشم دست خود آدمهاست؟ آدمها در خشمگین بودن یا نبودن مختارند؟ اگر به طبیعت، روحیات، ناخودآگاه و تربیت هر کس بنگریم به این نتیجه میرسیم که آدمها در میزان یا کثرت خشم مختار نیستند و اگر به خودآگاه، قدرت تغییر انسان و روانشناسی و دم و دستگاه طویل این روزهای آن و انواع و اقسام آیینها و سلوکهای آرامبخش توجه کنیم، آنگاه به این نتیجه میرسیم که میتوان خشم را کم و حتی سرکوب کرد. با این اوصاف روشن است که خشم ارادی یا غیرارادی برای آدمیان مصیبتزا فرض میشود و البته در خیلی از موارد چنین هم هست. (کیست که طرفدار خشونت باشد و خشم ویرانگر؟) اما این ارادی و غیرارادی بودن بسیار مهم است و در قضاوت درباره آدم خشمگین آن هم از نوع اخلاقی بسیار مهم. با وجود این موضوع ضدقهرمان ارادی و غیرارادی بودن خشم نیست، بلکه این است که خشم در مواردی لازم و نبودش عین بیاخلاقی است.
مگر میتوان از هیتلر خشمگین نبود و همین خشم آیا سپری نبوده است برای عدم بازتولید فرهنگ و فضایی که او را متولد کرد؟ مگر میشود پایمال شدن حق آدمها را دید، خدشه به اصول بدیهی اخلاقی و شهروندی را در شهر نظاره کرد و بیادبی و ضایع کردن حرمت انسانهای محترم را شاهد بود و خشمگین نشد؟ آیا خشمگین نشدن و خودخوری کردن در این موارد اصلاً اخلاقی است؟ اگر خشم نبود، هیچ قهرمانی متولد نمیشد و برای جنگیدن با بیمعرفتی و ظلم خود را به خطر نمیانداخت. اگر خشم نبود، شدت شقاوت و نادرستی بسیاری از رفتارها، بسیاری از تفکرات مخرب و عقبماندگی بسیاری از فرهنگها افشا و اصلاح نمیشد. پس گاهی لازم است آرامش را کنار گذاشت و با خشم به چیزهایی حمله کرد.
سهراب شکیب
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد