jamejamonline
فرهنگی صدا و سیما کد خبر: ۷۵۲۰۷۷   ۰۳ دی ۱۳۹۳  |  ۱۱:۰۴

عوامل آلبوم «خوش‌خرامان‌» از چگونگی تولید این آلبوم می گویند

فیش حج مادرم را فروختم تا آلبومم را منتشر کنم/عکس

جام جم نوا: حدود هفت میلیون تومان از ما خواستند تا آلبوم را منتشر کنند، من این پول را نداشتم و در ‌‌‌نهایت پدر و مادرم با دیدن شرایط روحی من فیش حج خود را فروختند تا پول آن را به من بدهند.

فیش حج مادرم را فروختم تا آلبومم را منتشر کنم/عکس

یکی از مهم‌ترین شعارهایی که در عرصه فرهنگ و هنر ما وجود دارد، حمایت از هنرِ مذهبی و با اصالت است. اما آیا این شعار عملی می‌شود؟ برای پاسخ به این پرسش کافی است پای صحبت‌های برخی از اهالی هنرِ مذهبی و جدی بنشینید. دردِ دلهایشان گاهی باورپذیر نیست. کسانی هستند که در عرصه فرهنگ و هنرِ ما تلاش می‌کنند و عمر و جوانی خود را برای تحقیق و پژوهش در این عرصه گذاشته‌اند، اما دریغ از اندکی حمایت. یکی از همین هنرمندان متین رضوانی‌پور است که سال‌های بسیاری در زمینه موسیقی مذهبی و ثبت و ضبط الحان و نغمه‌های مذهبی تلاش و پژوهش کرده است. در هفته‌های اخیر رضوانی‌پور نخستین آلبوم خود را با نام «خوش‌خرامان» منتشر کرد. او در این آلبوم 6 قطعه از نغمه‌های مذهبی منطقه شوشتر را انتخاب کرده و با تغییر شعر در قالب تصنیف‌هایی اجرا کرده و در کنار این تصنیف‌ها، آوازهایی را نیز خوانده است. چنین اثری تمام شرایط لازم برای حمایت‌های دولتی را دارد؛ هم به فرهنگ و هنر اصیل ایرانی می‌پردازد و هم موسیقی مذهبی را تقویت می‌کند. جالب این که در راهِ تهیه آلبوم «خوش‌خرامان» تنها محمدامین اکبرپور و محمدباقر زینالی در کنار متین رضوانی‌پور حضور داشتند و هیچ اثری از هیچ ارگانِ دولتی یا غیر دولتی دیده نمی‌شود. شنیدن روایتِ حمایت از آلبومِ «خوش‌خرامان» بسیار جالب است که می‌توانید این ماجرا را در ادامه و در قالب میزگردی با عوامل آلبوم «خوش‌خرامان» بخوانید. متین رضوانی‌پور خواننده، محمد امین اکبرپور نوازنده تار و بم‌تار و محمدباقر زینالی نوازنده کمانچه، سنتور و بربط عوامل آلبوم «خوش‌خرامان» هستند که مهمان خبرگزاری تسنیم بودند تا درباره این اثر، موسیقی مذهبی، ارتباط موسیقی و مذهب و مسائلی از این دست، صحبت کنند.
چندی است که آلبوم «خوش خرامان» با موضوع بازسازی و احیای نغمه‌های مذهبی، با خوانندگی شما منتشر شده است. تهیه چنین مجموعه‌ای به طور حتم به تحقیقی و پژوهش بسیاری نیاز دارد. کارِ پژوهش در زمینه موسیقی مذهبی را از کی و چگونه آغاز کردید؟
متین رضوانی‌پور: ابتدا باید پیش زمینه‌ای را به شما بگویم، من از سال 80 شاگرد استاد مجید کیانی بودم که ایشان یکی از سنت گرا‌ترین استادان موسیقی ایران هستند و همه ایشان را به عنوان برند موسیقی اصیل ایران می‌شناسند. در کلاس درس ایشان با مکاتب آوازی قدیمی دوره قاجار و خوانندگان آن دوران آشنا شده و با شاگردی ایشان این سبک از موسیقی را در مبحث آواز آموختم. ایشان چند سال پیش کنسرت «نوا» و نگرشی برغم در موسیقی را گذاشتند که در این کنسرت در مورد نوحه‌های اصیل که بر اساس ردیف دستگاهی بود صحبت می‌کردند و یک نمونه از نوحه‌ها را می‌گذاشتند. این یک طرف قضیه برای شروع به کار من در این حوزه بود از طرف دیگر در سال 83 غرب گرایی در موسیقی مذهبی آغاز شده بود و نوحه خوان‌ها تازه شروع به خواندن نوحه‌های پاپ کرده بودند، در‌‌‌ همان زمان نوحه خوانی پیر نوحه‌ای برای من خواند که با دیگر نوحه‌ها متفاوت بود. استادی به نام یعقوب قنبری شریف الدین داشتم که به من پیشنهاد دادند اگر بتوانید نوحه‌های اصیل ایران را در اقوام ایران جمع آوری کنید کار خیلی ارزشمندی انجام داده‌اید، زیرا این نوع از سبک‌ها رو به فراموشی می‌رود و بیشتر توسط کهنسالان خوانده می‌شود. از سوی دیگر کنسرت آقای کیانی در رابطه با موسیقی مذهبی الگویی شد برای اینکه من بدانم چه نوع مطالبی را باید جمع آوری بکنم و این آغاز پژوهش من روی الحان مذهبی اقوام ایران بود.
آلبوم «خوش‌خرامان» چگونه شکل گرفت؟
متین رضوانی‌پور: در رابطه با پیدایش آلبوم «خوش خرامان» هم باید این توضیح را بدهم که من در سال 87 سفری به شوش‌تر کردم که در این سفر بالغ بر 140 نمونه از اصیل‌ترین انواع موسیقی مذهبی مانند پیشخوانی و نوحه را گردآوری کردم. بعد از بررسی نمونه‌ها متوجه شدم که آن‌ها در تک تک گوشه‌های موسیقی و آواز‌ها است و از بین آن‌ها با مشورت آقای زینلی و اکبر‌پور، 6 تصنیف را انتخاب کرده و اشعار آن‌ها را تغییر دادیم. برای مثال از اشعار مولانا، امیرخسرو دهلوی و خیام استفاده و آن‌ها را بازسازی کردیم.

در میان پژوهش‌هایتان و در راه گردآوری آلبوم «خوش‌خرامان» چه برنامه و هدفی را دنبال می‌کردید؟
متین رضوانی‌پور: وقتی تاریخ موسیقی را مطالعه می‌کنیم می‌بینیم بعضی از پادشاهان مانند پادشاهان صفویه آنقدر انسان‌های خشک و مخالف با موسیقی بودند که موسیقیدان‌ها را آزار می‌دادند. در این شرایط موسیقیدان‌ها به چند دسته تقسیم می‌شدند یعنی یا می‌رفتند در پستوهای خانه خود شروع به کار می‌کردند یا به دربار سلاطین دیگر می‌رفتند و یا اینکه به طور کل موسیقی را کنار می‌گذاشتند؛ در چنین شرایطی برای فراموش نشدن الحان، آن‌ها را در قالب مضامین مذهبی می‌گنجاندند. بنابراین تصانیف تبدیل به نوحه و آواز‌ها تبدیل به مدح و منقبت شد و با این اقدام جلوی نابودی آن‌ها گرفته شد. یعنی ما وقتی موسیقی مذهبی را بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم که دقیقا یک تصنیف است اگرچه در قدیم آهنگ‌هایی بودند که هم به صورت نوحه و هم به صورت تصنیف خوانده می‌شدند. از همین رو هدف ذهنی من از تغییر شعر و بازسازی این نوحه‌ها این بود که به دوستانِ متعصبی که نسبت به موسیقی موضع دارند بگوییم بخش اصیل الحان مذهبی دقیقا موسیقی ردیف ایرانی است. از طرف دیگر به موسیقیدانانی که تعصب دارند و معتقدند الحان مذهبی با موسیقی متفاوت است هم نشان دهیم که اینچنین نیست. ما وقتی اشعار را تغییر دادیم دقیقا یک تصنیف شد و چون با ساختار ساز یکی شده است کسی متوجه نمی‌شود که ان‌ها در ابتدا الحان مذهبی بوده‌اند. بنابراین هدف من این بود که بگویم درونمایه هردو آن‌ها به لحاظ موسیقایی یکی است و تعصبی نباید باشد.


یعنی تصنیف‌هایی که در این آلبوم خوانده شده، پیش از این به شکل نوحه خوانده می‌شدند؟
متین رضوانی‌پور: اصل آن‌ها نوحه بوده است و کسانی این نوحه‌ها را برای من روایت کرده‌اند که سنشان بالای 80 سال بوده است. خودشان می‌گفتند ما این نوحه‌ها را از اجداد خود یادگرفته‌ایم. به همین علت می‌توانم بگویم این نوحه‌ها بیش از 100 سال قدمت داشته و اصیل و خالص هستند و در تنظیم موسیقایی‌‌‌ همان الحانی که خواننده می‌خواند تکرار شد تا اصالت آن حفظ شود.
محمدباقر زینالی: قبول نکردیم که ساختار این آهنگ‌ها مدرن و معاصر شود. براساس‌‌‌ همان ساختار موسیقی قدیم، کار خود را ادامه دادیم تا خودش بتواند خودش را تکمیل کند و دیگر نیازی نباشد تا در آهنگ جواب گذاشته شود. یا اینکه اگر در جایی مقدمه داریم از ردیف انتخاب کردیم مثلا در تصنیف سه‌گاه، از ردیف میرزاعبدالله رِنگِ «شهرآشوب» مقدمه را برایش انتخاب کرده‌ایم که قدمت آن هم همپایه همین نوحه‌ها است.
هر اثر هنری برای خود مخاطبانی دارد. یعنی پدید آورنده هر اثری به صورت پیش فرض، مخاطبانی را برای کارِ خود در نظر می‌گیرد. مخاطبان آلبوم «خوش خرامان» که تقریبا اثری پژوهشی محسوب می‌شود، چه کسانی هستند؟
محمدباقر زینالی: شنونده ما افرادی هستند که باید اطلاعاتی در رابطه با موسیقی داشته باشند تا بتوانند آن را درک کنند. طبیعی است که ما نمی‌توانیم مانند آلبوم‌های دیگر مخاطب داشته باشیم. البته اگر هم این مخاطب را داشته باشیم به نظر من اشکالی روی موسیقی ما است. یعنی چیزی که آنقدر سریع الوصول و راحت است که آن را سریع تهیه کنند، بشنوند و هضمش کنند یعنی چیزی راحت بوده و مانند فلافلی است که سریع خورده می‌شود اما غذایی که مفید باشد زمان می‌برد و آدمی هم که می‌خواهد آین آلبوم را بخرد باید در موردش اطلاعت داشته باشد و به خوبی آن را بشنود. متاسفانه چون ما نمی‌توانیم در رابطه با موسیقی در کشورمان اطلاع رسانی خوبی داشته باشیم و دولت هم در این رابطه کمکی نمی‌کند، به همین دلیل آنچه ما تولید می‌کنیم سخت به دست مخاطب می‌رسد. همچنین در بازار موسیقی مافیایی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد آلبوم پخش شده و شنیده شود. بنابراین عملا دست ما بسته است و باید خواننده یا آهنگساز بزرگی باشیم که اجازه شنیده شدن به ما بدهند. ما آدم‌هایی هستیم که دایره فعالیتمان خاص و محدود است. اما کسی که در این نوع از موسیقی کار می‌کند یا کسانی که موسیقی قدیمی را دنبال می‌کنند، جست‌و‌جو کرده و اثری مانند «خوشخرامان» را پیدا می‌کنند. ما آنطور که باید نمی‌توانیم در بازار باشیم چون اجازه حضور در بازار را به ما نمی‌دهند. کسی که موسیقی سنتی را می‌شناسد و علاقمند به اصالت‌های این نوع از موسیقی است طبیعتا شنونده‌ای است که از موسیقی ما و اثری مانند «خوش‌خرامان» می‌تواند لذت ببرد.
آلبوم «خوش خرامان» اثری است که هم جنبه‌های مذهبی و هم جنبه‌های هنری دارد. برای ساخت چنین اثری چه مشکلاتی پیش رویتان بود؟ برای گردآوریِ یک آلبوم موسیقی مانند «خوش‌خرامان» چه مراحلی را باید سپری کرد؟
محمدباقر زینالی: مرحله نخست اینکه شما چه کسی هستید و می‌خواهید با چه کسی کار کنید. این خودش یک دغدغه است، یعنی اینکه من چه کسی را پیدا کنم که با من ساز بزند یا بخواند و این همدلی میان ما اتفاق بیافتد. موسیقی سنتی ما دلی است اما این نکته از موسیقی ما حذف شده است. مثلا الان به من زنگ می‌زنند و می‌گویند برای یک آلبوم کمانچه بزن، من می‌روم و بدون اینکه آهنگساز، خواننده و نوازندگان دیگر را بشناسم سازم را می‌زنم، پولم را می‌گیرم و از استودیو بیرون می‌آیم، بعد از انتشار کار حتی یک بار هم نمی‌توانم آن اثر را گوش کنم. آرشیو من الان سرشار از آلبوم‌هایی است که اینگونه تولید شده است و شاید همه عوامل آن آلبوم مشهور باشند اما چیزی که مهم است اینکه آیا شنونده می‌تواند حتی برای یکبار هم که شده آن را بشنود یا خیر؟ و اگر یک بار شنید برای بار دوم دوباره می‌تواند آن را بشنود؟ بنابراین معتقدم آدم‌هایی که باید در یک کار جور باشند تا یک اتفاق معنوی درکار بیافتد در حال حاضر در موسیقی ما نیستند، موسیقی فقط سروصدا نیست بلکه کار خوبی است که بتوانیم با آن ارتباط معنوی برقرار کنیم و برای بار دوم و چندم هم آن را گوش کنیم.

مهم‌ترین عواملی که مانع تشکیل گروه‌های موفق در موسیقی ایران است، کدامند؟
محمدباقر زینالی: دروغگویی در حال حاضر در موسیقی سنتی خیلی باب شده است یعنی به همین راحتی شما می‌روید در یک استودیو باهزار بارگرفتن نواختنِ یک خط، آن را می‌زنید و تمام می‌شود بعد هرکدام از نوازنده‌ها می‌نوازند، خواننده هم می‌خواند و در ‌‌‌نهایت کار میکس می‌شود و بیرون می‌آید، این روند دروغ است یعنی آن چیزی که باید در موسیقی سنتی باشد نیست و فقط صدایی تولید می‌شود که اتفاقا تمیز است.
در آلبوم «خوش‌خرامان» هم با چنین مسئله‌ای روبه‌رو بودید یا اینکه پا را فرا‌تر گذاشتید؟
محمدباقر زینالی: باید بگویم که خوشبختانه ما از این مرحله در این آلبوم به خوبی رد شدیم، یعنی کار ما یک حال خوب دارد. هدف ما تنظیم و گشت و فرودهای عجیب و غریب در موسیقی یا نوآوری نیست. مثل یک شعر ساده کلاسیک که گاهی فکر می‌کنیم چقدر می‌تواند تاثیگذار باشد، خواستیم بااصالت باشیم. خوشبختانه از این مرحله رد شدیم.
مرحله بعدی در تهیه آلبوم کدام است؟
محمدباقر زینالی: بعد از این مرحله وارد مرحله ضبط و تولید می‌شویم، در این مرحله باید نوازنده‌هایی را که می‌توانند حسی را که می‌خواهیم به ما منتقل کنند را انتخاب کنیم. البته ما دراین آلبوم تیم نوازندگی را دونفر جمع کردیم به علاوه سازهای کوبه‌ای که سیاوش انجام داد. مراحل ضبط ما آرام پیش می‌رفت و حدود سه سال طول کشید که بسیار هم برای ما شیرین بود و این کار مانند کارهای عجله‌ای که هرچه زود‌تر بخواهیم ان را وارد بازار کنیم نبود.
پس از ضبط نوبت به ارائه اثر می‌رسد.
محمدباقر زینالی: بعد از آن به مرحله بازار می‌رسیم، شرایط بازار خیلی فرق می‌کند. برای این کار مراحل فراوانی را پشت سرگذاشتیم که بخش تحقیق که چندسال طول کشیده و گروهی که آن را تمرین می‌کرده است، شکل گرفتن کار و ضبط شدنش از جمله آن بوده است. بعد از این مراحل به ناشری می‌رسیم که می‌گوید شما چه کسی هستید؟ و چون مشهور نیستید باید 7 میلیون بدهید تا اثر را برایتان منتشر کنیم. البته این ایده آل‌ترین شرایطش است یعنی این پول را می‌گیرد و قبول می‌کند که کار را پخش کند. در بازار این اجازه را نمی‌دهند که کار پخش شود، بخشی از این اتفاق عمدی است و بخشی هم به خاطر این است که نمی‌توانند پخش کنند چون می‌گویند کسی خواننده و نوازنده‌ها را نمی‌شناسند و ضرر می‌کنیم.
براساس گفته شما، آلبوم «خوش‌خرامان» انتشار وسیعی نداشته است. اگر این آلبوم در سطح وسیعی انتشار پیدا می‌کرد، آیا فروش وسیعی هم می‌توانست داشته باشد؟
متین رضوانی‌پور: مصیبتی که در ایران حتی در میان خوانندگان پاپ وجود دارد اینکه به محض وارد آلبوم به بازار، در کمتر از دو ساعت برای دانلود در سایت‌ها قرار می‌گیرد و این یعنی آن آلبوم فروش شرکتی ندارد. الان در ایران فرهنگ دانلود باب شده است و کسی حاضر نیست هزینه‌ای برای خرید آلبوم بکند. آن‌ها وقتی از بزرگ‌ترین ابزار تبلیغاتی مثلا رسانه استفاده می‌کنند و اینگونه خود را مطرح می‌کنند و نغمه‌هایشان در سطح وسیع شنیده می‌شود و همه از کوچک تا بزرگ آن را تکرار می‌کنند به‌‌‌ همان نسبت ما هم باید به این نوع از موسیقی یک فرصتی بدهیم. یک مشکل این است که ما تا پول نداشته باشیم نمی‌توانیم کارمان را عرضه کنیم، جدای از سه سال زمانی که برای تولید این آلبوم وقت گذاشتیم، «خوش خرامان» از اسفندماه آماده انتشار بود، زمانی که به انتشارات سروش رفتیم تا چهارماه آن‌ها با ما تماس نگرفتند و بعد از دوستانی که سابقه همکاری داشتند گفتند ممکن است تا سه سال هم طول بکشد، بعد از ان تصمیم گرفتیم که آلبوم را پخش اینترنتی کنیم که دوستان اعتراض کردند و گفتند حیف است و این کار یعنی نابود کردن آلبوم و پیشنهاد کردند که از طریق انتشارات‌های آزاد کار را منتشر کنیم اما زمانی که به سراغ انتشارات‌ها رفتیم هرکدامشان یک چیز گفتند برخی از آن‌ها می‌گفتند سه میلیون تومان می‌گیریم اما کار را پخش نمی‌کنیم که این فایده نداشت. ما بعد از مراجعه به انتشارات‌های مختلف که برخی یا به ما جواب نمی‌دادند و یا می‌گفتند ما نمی‌توانیم آن را منتشر کنیم، به انتشارات آوای سوته دلان مراجعه کردیم، ایشان انسان هنر‌شناسی است اما بعد از چندجلسه به من گفتند که اینکار خیلی زیبا و هنری است اما برای بازار ما نمی‌تواند سودی داشته باشد بنابراین هزینه آن را از شما می‌گیرم تا اگر بازگشت مالی نداشت من ضرر نکرده باشم. در ‌‌‌نهایت حدود هفت میلیون تومان پرداخت کردیم. البته من این مبلغ را نداشتم و در ‌‌‌نهایت پدر و مادرم با دیدن شرایط روحی من فیش حج خود را فروختند تا پول آن را به من بدهند که این خیلی برای من دردناک بود و بار‌ها براثر فشاری که از این اقدام پدر و مادرم در شرایطی که می‌دانستم آن‌ها چه شوقی برای رفتن به خانه خدا دارند در تنهایی خود اشک ریختم. در ‌‌‌نهایت این آلبوم منتشر شد.

این نوع از آلبوم‌هایی که هدفشان نو آوری‌های عجیب و غریب نیست و به قول شما فقط روایت الحان و گوشه‌های موسیقی قدیم و حفظ آن را دنبال می‌کنند، به عنوان آثاری پژوهشی، همواره و در بیشتر کشورهای جهان مورد حمایت ارگان‌های دولتی قرار می‌گیرند. آیا شما هم از این حمایت‌ها برخوردار بودید؟ اصلا اقدامی برای جلب حمایتِ ارگان‌های دولتی و یا شهرداری کردید؟
متین رضوانی‌پور: بله، برای مثال به شورای موسیقی رادیو رفتیم و کارمان را به آن‌ها که ادعای موسیقی‌شناسی داشتند برای پخش در رسانه به آن‌ها معرفی کردیم و گفتیم که در کنار کارهای پاپ این اثر را نیز پخش کنید شاید به ذائقه برخی از مخاطبانتان خوش بیاید. چه ایرادی دارد که مردم با نغمه‌های اصیل کشور خود از این طریق آشنا شوند. یکی از اعضای شورای موسیقی با حالتی تمسخر آمیز به من گفت که این آهنگ‌ها به درد این می‌خورد که جلوی ناصرالدین شاه نواخته شود و به درد جامعه ما نمی‌خورد. من در جواب گفتم مگر پخش کرده‌اید که بدانید مردم خوششان می‌آید یا خیر که پاسخ داد اگر ما خوشمان نیاید مردم هم خوششان نمی‌آید. کار را به حوزه هنری هم بردیم اما آن‌ها هم گفتند که این اثر نمی‌تواند مخاطب داشته باشد.
محمدباقر زینالی: در همه جای دنیا از این نوع موسیقی که اصالت داشته باشد حمایت می‌کنند. مثلا در کشور اتریش آثار موسیقی کلاسیک ممکن است با سالن خالی اجرا شود، اما دولت آن‌ها را حمایت می‌کند. یا در ژاپن که مراسم چای برگزار می‌کنند تحت بیمه دولت هستن و پول خود را از دولت می‌گیرند، تنها برای اینکه سمبل فرهنگ ژاپن باشند. اما اینجا و در ایران برعکس است باید کار کنیم، فرهنگ را حفظ کنیم اما در ‌‌‌نهایت حمایت هم نمی‌شویم.
یکی از ارگان‌هایی که می‌توانست از اثر شما حمایت کند، حوزه هنری است. اساس این ارگان برای حمایت از هنر انقلابی و مذهبی است. آلبوم «خوش‌خرامان» هم یکی از اهدافش، احیای الحان مذهبی است.
متین رضوانی‌پور: افرادی که آنجا در رأس کار هستند سواد موسیقایی و هنری ندارند یا اگر هم داشته باشند خود را به بیراهه می‌زنند زیرا برای آن‌ها اقتصاد مهم است و هنر مفهومی ندارد.
محمدباقر زینالی: مقایسه اثری مانند «خوش‌خرامان» با یک آلبومِ پاپ کاملا بی‌انصافی است. ما ابزار شنیداری، پخش، بازاریابی و سرمایه گذاری آن را نداریم. ادکلنی که خاص است را در هرمغازه‌ای نمی‌شود پیدا کرد اما عطر را از هرجا می‌توانید تهیه کنید. «خوش‌خرامان» اثری خاص است بنابراین نحوه برخورد با آن نباید مانند یک کار پاپ باشد. در همه جای دنیا از کار پاپ استقبال بیشتری می‌شود و سالن‌های کلاسیک خلوت‌تر است و این امری طبیعی است اما ارشاد باید از این نوع کار‌ها حمایت کند. حداقل این است که وقتی ما کاری را تولید می‌کنیم پولی برای انتشار آن ندهیم یا اگر منتشر می‌شود، پخش هم بشود. این آلبوم 1000 جلد تیراژ دارد که برای کشوری با این وسعت خنده دار است چون این 1000 جلد باید در تهران گم بشود. همه آثاری در این سطح که خواننده آن‌ها شناخته شده نیست همین مشکل را دارند.
آقای اکبرپور شما چگونه به پروژه «خوش خرامان» پیوستید؟
محمدامین اکبرپور: من از سال‌ها پیش افتخار آشنایی با آقای رضوانی‌پور را داشتم، ایشان دوستی است که قرآن را در دستگاه‌های موسیقی ایرانی می‌خواند و شاگردی استادانی چون استاد مجید کیانی را کرده است. جنس صدای ایشان خاص است و من را یاد استاد عبدالله دوامی و خوانندگان قدیمی چون سیداحمدخان، نکیسا و سلیمان خان امیرقاسمی می‌اندازد. ما از‌‌‌ همان زمان می‌دانستیم کسانی که با موسیقی قدیمی آشنایی دارند قطعا از صدای ایشان خوششان می‌آید و همین طور هم شد، یعنی بعد از انتشار این آلبوم دوستانی که علاقمند به موسیقی قدیمی بودند، از آلبوم «خوش‌خرامان» خوششان آمد. از دیگر خصلت‌های رضوانی‌پور محقق بودنشان است. رضوانی‌پور 72 نوحه ایران را زیر نظر استاد کیانی جمع آوری کردند. در سفر‌هایشان مداحان قدیمی و به نام هر شهر را می‌دیدند و نوحه‌هایی که قدمتی بیش از 50 سال داشتند را ضبط می‌کردند که این نوحه‌ها به دست دوستانی چون محمدباقر زینلی آوا نگاری و کتاب آن به همراه یک سی دی منتشر شد. نوحه‌هایی که برخی از آن‌ها واقعا با تصانیف قدیمی ما برابری می‌کنند و حتی برخی از آن‌ها منسوب به عارف قزوینی هستند. در ادامه این مسیر وی نوحه‌های مناطق شوش‌تر، دزفول، بوشهر، سمنان، همدان و عراق را تبدیل به کتاب کرده است.
آغاز به کار برای به سرانجام رساندن پروژه «خوش‌خرامان» چگونه شکل گرفت؟
محمدامین اکبرپور: ما از سال 86 تصمیم گرفتیم که 6 تا از نوحه‌های باستانی منطقه شوش‌تر که به تایید استاد کیانی رسیده بود و بالغ بر 50 سال قدمت داشتند، و همچنین در آن‌ها مُدگردی انجام می‌شد مثلا تصنیف ابوعطا که اشاره به بیات اصفهان دارد را انتخاب کردیم و از اشعار مولانا و شعرای معاصر به جای متن نوحه استفاده کرده و شروع به تمرین کردیم. تقریبا این کار در سه دوره در تهران، کرج و شهرقدس تمرین شد و در ادامه با آقای محمد باقر زینلی تصمیم گرفتیم این مجموعه را در استدیو ایشان ضبط کنیم. بعد از آن مجددا شروع کرده و کار را به سه قسمت ماهور، سه‌گاه و ابوعطا تقسیم کردیم، در بین این تصانیف آواز ماهور سید احمد خان به همراه تار درویش خان بازسازی شده و همچنین سه‌گاه نکیسا و آواز ابوعطای سلیمان خان امیرقاسمی به همراه تار قوام کپی و ضبط شد. آقای زینلی در این کار سنتور، کمانچه و عود، سیاوش کریمی‌نژاد تنبک، دف و دایره نواختند و بنده هم تار و بم تار را نواختم.

کمی درباره مسائل فنیِ آلبوم برایمان بگویید. قطعه‌ها و آواز‌ها چگونه کنار هم قرار گرفتند؟
محمدامین اکبرپور: لازم است که چند نکته را در رابطه با قطعات این آلبوم ذکر کنم، از نکاتی که در مجموعه ماهور وجود دارد این است که در منطقه شوش‌تر به سختی می‌شود مابین خاوران و دلکش را تخریب کرد. البته در ردیف موسیقی ایرانی و تصانیف قدیمی هم این مطلب صدق می‌کند برای مثال استاد برومند توضیح می‌دهند که دلکش و خاوران یک مایه دارند که در ماهور 2 روی نت سل بنا می‌شود، ایست مقطعی روی نت فا و ایست ن‌هایشان روی نت 2 است. در حقیقت نت لا و لای کرون قابل تبدیل به یکدیگر هستند. نکته دوم این است که در ماهور آن منطقه که در قطعات یک تا 3 این آلبوم آمده است به دلیل مهاجرت اقوام لر به منطقه شوش‌تر و دزفول در فضای ماهور، ما شباهت زیادی به فضای رست لری را می‌بینیم. در قسمت سه‌گاه چون تصنیف اول فضای مویه دارد، تصمیم گرفتیم در آوا، آغاز درآمد نکیسا به همراه کمانچه را شروع کنیم. همانطور که می‌دانید فضای مویه به شور شهناز نزدیک است و اکثر تصنیف‌های قدیمی ما در شور، شور شهناز است. سپس فضای مثنوی مخالف را عود همراهی می‌کند و در جواب‌هایی که توسط ارکس‌تر نواخته می‌شود در تصنیف مرغ دلم متفق القول من و آقای زینلی تصمیم گرفتیم از رینگ شهرآشوب استفاده کنیم. این نکته را بگویم که فضای چندصدایی آلبوم در این تصنیف، سرافراز ایام و قسمت‌هایی از خوش خرامان به تنظیم آقای زینلی رسیده است. از دیگر مواردی که در موسیقی شوش‌تر وجود دارد تبدیل مایه ابوعطا به شوشتری و بالعکس است بنابراین ملودی تصنیف بیوبریمش، بیوبریمش شوشتری را در تصنیف خوش خرامان می‌شنویم، همچنین ریتم این تصنیف گاهی در ان منطقه شش هشتم و گاهی هم هفت هشتم نواخته می‌شود که در تصنیف خوش خرامان هفت ضربی اجرا کرده و گاهی هم اشاره‌هایی به شش هشتم کردیم. در سرافراز ایام مدگردی از ابوعطا به اصفهان را داریم که در یک نوحه عجیب است و به مراتب چنین حرکت‌هایی شنیدنی‌تر از نوحه‌هایی است که امروزه از ملودی‌های لس آنجلسی، ترکی و عربی برداشت می‌شود.

تارنوازی این آلبوم بر چه اساسی انجام شده است؟
محمدامین اکبرپور: نکته دیگر نمونه ساز درویش خان است که نت به نت در این آلبوم اجرا شده است که بسیار به شیوه تار آقا میرزا حسین قلی نزدیک است که این سیستم را امروزه کمتر کسی می‌نوازد. نمونه دیگر تار دوام شیرازی است که او هم از شاگردان میرزا قلی بوده و تار نوازی ایشان نیز بسیار شنیدنی است. در ‌‌‌نهایت «خوش خرامان» پس از چندسال توسط آوای سوته دلان و آقای سپهر سعیدی منتشر شد که من و آقای زینلی و دوستانمان در همنوازان سایه در کنار این نوحه‌هایی که به زحمت آقای رضوانی‌پور جمع آوری شد در چهار آلبوم به نام گلفرش، گلبانگ، دلبانگ و نوبانگ موسیقی منطقه شوش‌تر و دزفول را بازسازی کردیم.
متین رضوانی‌پور: من هرجا که می‌خواستم این آلبوم را ضبط و اجرا کنم با هر نوازنده‌ای می‌خواستم کار کنم تا پولشان را نقد نمی‌گرفتند کار نمی‌کردند. اما این دوستانم یعنی اکبرپور و زینالی هیچ هزینه‌ای بابت نواختن این ساز‌ها از من نگرفتند. اگر آن‌ها اینکار را نمی‌کردند من نمی‌توانستم آلبومی را بیرون بدهم. آن‌ها دارای معرفت و مرام هنری که بیشتر در قدما بود، هستند.
به طور حتم نوازندگی در آلبوم «خوش‌خرامان» برای شما سود مالی نداشته است. انگیزه شما از حضور در این آلبوم چه بود؟
متین رضوانی‌پور: فکر می‌کنم نظر آقای زینلی هم مانند من باشد. موزیک و طرز تفکر ما برای دوستان شناخته شده است به همین علت کسانی به ما نزدیک می‌شوند که از جنس خود ما هستند یعنی همه زحمت کشیده‌اند و اندیشه‌ای مشخص در زمینه موسیقی دارند. به همین علت من خودم شخصا دنبال کار درست هستم و زمانی هم که با آقای رضوانی‌پور آشنا شدم به صدا و نوع موزیکی که دارند علاقمند شدم. الان خیلی از خواننده‌ها به دنبال خواندن ریتم و تحریرهای موسیقی قدیمی هستند و آن را تقلید می‌کنند اما به سختی به آن دست پیدا می‌کنند اما این مسئله در وجود اقای رضوانی‌پور به صورت غریزی وجود دارد که البته تمرین و گوش کردن هم اساس کار ایشان بوده است. من خواننده‌ای که صدا و لحن موسیقی قدیمی را بتواند داشته باشد دوست دارم و خودم علاقمند به تار قدیمی و دوران قاجار هستم و بعد از آشنایی نیز فهمیدم که چقدر انسان دوست داشتنی هستند و همکاری ما شروع شد.
محمدباقر زینالی: من آخرین نفری بودم که به گروه اضافه شدم، وقتی که صحبت برای جمع کردن این کار شد صرفا خود آن موسیقی من را به این سرانجام رساند. انگیزه‌های مالی، مشهور شدن هیچ اهمیتی برایمان نداشت. ما موسیقی را دوست داشتیم، همدیگر را می‌شناختیم و این تجمع ما به خاطر مرکز این هسته یعنی‌‌‌ همان موسیقی است. طبیعتا ما در بخش هزینه‌ها نتوانستیم به آقای رضوانی‌پور کمک کنیم اما توانستیم ساز بزنیم و کارمان را پیش ببریم تا به آن هدف مشترک که تولید موسیقی خوب است برسیم. مسئله با اهمیت برای ما این بود که کارمان حال خوب داشته و با اصالت باشد. اگر ایشان می‌خواست، می‌توانست کارهای موسیقی مدرن بکند و نوحه‌های جدیدی بخواند که در آن سرمایه باشد اما هدف ما چیز دیگری بود و به خاطر همین هم دور هم جمع شدیم و مطمئن هستم که دوباره اینکار را خواهیم کرد. با اینکار‌ها مشهور نمی‌شویم اما کار می‌کنیم تا زنده باشیم.(تسنیم)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
دگردیسی زاویه‌ دید

دگردیسی زاویه‌ دید

زاویه دید یک مولف نسبت به موضوعی که می‌خواهد درباره آن در اثرش سخن براند، ای بسا مهم‌ترین شاخصه‌ای است که آثار هنرمندان مختلف را از هم متمایز می‌کند.

خودمان به خودمان رحم کنیم

خودمان به خودمان رحم کنیم

متاسفانه کرونا روی زندگی همه تأثیر منفی گذاشته است. به‌خصوص هنرمندان و پیشکسوت‌هایی مثل من که حدود ۱۵- ۱۴ ماه است که هیچ پیشنهادی را قبول نکردم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر