در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لحن پاسخگویی همان است که بود و جوابشان در برابر نظرخواهی از سریال مورد اقبال این روزهای مردم، شنیدنی و البته سخت مایه حیرت؛ «من اصلا تلویزیون نگاه نمیکنم» افتخارگونه و مباهاتپندارانه.
چند سالی است که تلویزیون ندیدن یکی از نشانههای روشنفکری و متفاوت بودن است و آدمهایی که خود را خاص و تافتهای جدا بافته از مردم میپندارند، فخر میفروشند به ننشستن مقابل تلویزیون و شگفتا که اگر هم بنشینند، از بیم خوردن انگ عامی بودن از سوی دیگر دوستان روشنفکرشان صدایش را درنمیآورند و پنهانش میکنند. اما آنچه به ادعای تماشا نکردن تلویزیون از سوی آقای منتقد رنگ و لعاب تعجب و تحیر میزند حضور پررنگ و متعددشان در برنامههای شبکههای مختلف رسانه ملی است. اصولا عاملی که موجب شناسایی ایشان بخصوص در میان عامه مردم شده همین حضور ثابت و همیشگیشان در برنامههای سینمامحور تلویزیون و بخصوص برنامه هفتگی پرمخاطب «هفت» است. ایشان گویا فراموش کردهاند که با نظرات تند و تیز و گاه عجیب و غریبشان در این برنامه بود که روز بعدش تیتر رسانهها میشدند و توجهها را به خود معطوف میکردند.
انصافا میزان شناخت جامعه از ایشان قبل از حضورشان در هفت به عنوان منتقد ثابت و اصلی این برنامه قابل قیاس است با بعد از آن؟! اصولا سوال اصلی این است که اگر آقای منتقد، تلویزیون را قبول ندارند چرا در برنامههایش حضور پیدا میکنند و این نوعی بیصداقتی و روراست نبودن، هم با بیننده و هم با خود نیست؟ این فقط یک حدس است، اما شاید هم از زمانی که صندلی و تریبون خود را در برنامه هفت از دست دادهاند به این نتیجه رسیدهاند که تلویزیون دیگر به مذاقشان سازگار نیست و همه تولیداتش را باید به یک چوب راند و اصلا ندید، حتی اگر سریالی باشد متفاوت با موضوعی نو و کمتر پرداخته شده و ساخته یک کارگردان جوان، اما آزمون پسداده.
درست است که تلویزیون ندیدن همچنان یک پز روشنفکری ـ هر چند با غلظت کمتر نسبت به گذشته ـ است، اما طرحش از سوی کسانی که بسیاری از داشتههای خود را مدیون حضور در آن هستند، جای تعجب و تاسف دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: