کسب وکار زیرپله های شهر

همه نوع کسب و کاری را می توان در همین زیر پله ای ها پیدا کرد: کفش فروشی ، خیاطی ، بقالی ، لباس فروشی ، ساعت سازی ، تخمه فروشی و... .
کد خبر: ۷۴۱۰۱
در جامعه ای که اقتصاد آن بیمار است و هر روز شاهد افزایش قیمتها هستیم، مردم برای امرارمعاش خود مجبور هستند به راههای فرعی روی بیاورند آیا تا به حال واژه «اقتصاد زیر پله ای » را شنیده اید؛
اگرچه این واژه در علم اقتصاد، نامانوس بوده و جایگاه خاصی ندارد اما در حال حاضر در جامعه ما بخوبی رواج یافته و بسیاری را سرگرم خود کرده است.
اگر بخواهیم تعریف درستی از این واژه ارائه کنیم ، باید عبارت «کسب و کار در یک زیرپله ای » را برای آن برگزینیم.
آنچه در ادامه می خوانید، در حقیقت ارائه توضیحی راجع به کسب و کار زیر پله ای است.
زیر پله ای های متعدد موجود در خیابان های شهر چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند؛ زیر پله ای هایی که با توجه به فضای کوچکشان ، امکان هرگونه عملی را از انسان سلب می کند اما در این خیابان و بسیاری از خیابان های تهران تبدیل به محلی برای کسب و کار اهالی شده اند.
تصور شما از یک زیر پله ای چیست ؛
فضایی کوچک به وسعت یک متر یا در نهایت دو متر مربع که در بسیاری از خانه ها یا متروکه مانده یا در نهایت از آن به عنوان انباری برای وسایل منزل استفاده می شود.
اما در خیابان دامپزشکی گویی حال و هوای دیگری برپاست.
بسیاری از همین زیرپله ای ها که شاید در عمل ، کار کرد خاصی نداشته باشند، با کمی تعمیرات لازم ، تبدیل به مغازه های کوچکی شده اند تا بسیاری از اهالی که به دلیل گران بودن قیمت مغازه ها امکان اجاره مغازه برایشان میسر نیست ، با استفاده از این زیر پله ای ها به امرار معاش بپردازند.
جالب آنجاست که اگر چه در بسیاری از خیابان های تهران ، نهایت استفاده از مغازه های زیرپله ای ، سیگارفروشی است اما در این خیابان ، همه نوع کسب و کاری را می توان در همین زیر پله ای ها پیدا کرد:
کفش فروشی ، خیاطی ، بقالی ، رنگ فروشی ، کفاشی ، لباس فروشی ، ساعت سازی ، تخمه فروشی و خلاصه چندین شغل دیگر که همگی تنها با استفاده از همین فضای کوچک ، بساط کار خود را مهیا کرده و به امرار معاش می پردازند.
در بعضی از همین زیر پله ای ها، دو یا سه نفر مشغول به کار هستند که این خود نشان از موفق بودن کارهای اینچنینی و در نتیجه رفع نیازهای دو یا سه خانوار از همین فضای کوچک را دارد.

پرو درخانه
حسن بقایی ، قریب به 4سال است که در یکی از همین زیرپله ای ها خیاطی می کند.
او که حدود 30سال کار خیاطی انجام می داده ، سالها اجاره های سنگینی را بابت اجاره مغازه پرداخت می کرده است ولی حالا ماهی 40هزار تومان به عنوان حق اجاره می پردازد.
بقایی راجع به کار در زیر پله ای می گوید: بالاخره کار در هر جایی ، یکسری سختی های خاص خودش را دارد.
من اگر چه در اینجا بسختی کار می کنم و امکان گسترش کارم را ندارم ، ولی لااقل مجبور نیستم ماهیانه صد یا دویست هزار تومان و بلکه بیشتر به عنوان اجاره مغازه پرداخت کنم.
اگرچه اجاره این زیرپله ای به نسبت مغازه های معمولی بسیار پایین تر است اما فضای موجود برای کار خیاطی بسیار کم و فضا تنگ و باریک است ، تا جایی که آزادی عمل انسان را تا حد قابل توجهی کاهش می دهد.
در مغازه او وسایل خیاطی ، میزخیاطی و میز اتو به طرز ماهرانه ای درکنار یکدیگر چیده شده اند تا تنها یک نفر از کنار آنها امکان تردد داشته باشد.
با چنین فضای کوچکی ، امکان پرو لباس برای مشتریان وجود نخواهد داشت.
بقایی در این باره می گوید: چون فضای کافی ندارم ، وقتی لباس مشتریانم آماده شد، به آنها می دهم تا در خانه شان ، لباس را پرو کنند و اگر مشکلی داشت ، دوباره بیاورند تا درستش کنم . در طول صحبتم با او بارها مشتریانش سراغش می آیند و لباسشان را تحویل می گیرند. برایم جالب است که باوجود کوچک بودن فضا، مشتریان زیادی دارد.
وقتی علت این مساله را از او می پرسم ، جواب می دهد: تو اگر کارت خوب باشد، هر جای تهران هم که باشی ، باز هم مشتری داری.
نمونه اش هم همین خانمهایی هستند که در خانه کار خیاطی می کنند، ولی همیشه مشتری دارند.
من هم سعی کرده ام کارم را به گونه ای انجام بدهم تا همیشه مشتریانم مشکلاتی اینچنینی را تحمل کرده و سراغم بیایند و تا به حال هم به عقیده خودم موفق عمل کرده ام.

یک بقالی کوچک اما پر از خوراکی
رضا لطیفی کارمند بازنشسته ایران خودرو است. او چند سالی است که یک زیرپله ای را با قیمت پایینی خریده و در آن کار می کند. در بقالی کوچک او همه جور جنسی پیدا می شود.
از چیپس و پفک و لواشک گرفته تا نان و تخم مرغ و تن ماهی و خلاصه هر چیز دیگری که در یک مغازه مواد خوراکی بتوان پیدا کرد.
جالب اینجاست که باوجود کوچک بودن مغازه اش یعنی یک فضای یک در دو متری ، همه جور جنسی دارد. منتها به دلیل کوچک بودن فضای مغازه اش مجبور است تا از هر جنس مقدار کمی را به مغازه بیاورد تا امکان فروش همه جور جنسی را داشته باشد.
از اوضاع مغازه اش می پرسم و این که کار در یک زیرپله ای چه شرایطی دارد و در نهایت این که برخورد مشتریان با کار او چطور است.
می خندد و جواب می دهد: کسی که در یک زیرپله ای کار می کند، باید مدیریت قوی داشته باشد تا بتواند این همه جنس را در مغازه اش جا بدهد. البته قدری کار سخت است اما نشد ندارد. مشتریان هم از کار ما راضی هستند و مدام از ما خرید دارند.
اتفاقا مزیتی که اجناس مغازه ما به عنوان یک زیرپله ای نسبت به فروشگاه های بزرگ دارد، این است که در کار ما چون فضای محدودی داریم ، باید کمتر جنس بیاوریم و به همین خاطر مدام اجناس جدید به مغازه مان می آوریم اما در یک فروشگاه بزرگ ، از یک جنس ، مقدار زیادی می آورند تا در انبار نگه دارند و مشتریان به مرور آنها را بخرند.
به همین خاطر جنس در مغازه شان بیشتر می ماند و کهنه می شود. خانم سلیمانی که یکی از مشتریان این مغازه است نیز تفاوتی را میان اجناس این زیرپله ای و فروشگاه های دیگر احساس نمی کند.
وی با اشاره به قیمت اجناس زیرپله ای ها می افزاید: اتفاقا این زیرپله ای ها برای آن که اجناسشان فروش برود، با قیمت کمتری به مشتریانشان می فروشند و برای مشتری هم به صرفه تر است تا از آنها خرید کند.
از لحاظ اطمینان به جنس هم باید بگویم چون که اجناسی که در اینجا می آورند، همان اجناس مغازه های دیگر است ، ما مشکلی نداریم و بعد از اطمینان از مهر استاندارد و تاریخ مصرف آن ، جنس مورد نظرمان را تهیه می کنیم.

چرا زیر پله ای ؛
این پرسشی بود که از ابتدای گزارش به دنبال آن بودیم و در مواجهه با افراد مختلف هم این پرسش را با آنها مطرح کردیم.
«محمد سلطانی » که خود در یکی از همین زیر پله ای ها کار می کند، پیرامون پرسش ما به وضعیت نامناسب بازار مسکن و مغازه اشاره می کند و می افزاید: ببینید، آدم باید کمی با واقعیات موجود جامعه زندگی کند.
در حال حاضر قیمت مغازه چه برای خرید و چه برای اجاره آنقدر بالاست که برای کمتر کسی صرفه دارد که به سمت آنها برود.
شما یا باید مثل خیلی از مغازه دارها، جنس را با چندین برابر قیمت واقعی اش به مشتری عرضه کنید یا باید هر روز تن تان بلرزد که چگونه اجاره مغازه را جور کنید.
برای مشاغلی همچون بقالی ، چنین فضای کوچکی هم برای کار کافی است و مشکلی ایجاد نمی کند. به همین خاطر هم برای ما به صرفه تر است که در چنین فضای کوچکی با مشقت و سختی زیادی کار کنیم اما لااقل خیالمان راحت باشد که در پایان ماه می توانیم اجاره مغازه مان را پرداخت کنیم.
نبود تناسب میان وضعیت قیمت مغازه ها و واحدهای تجاری با وضعیت کسبه و در کنار آن وجود مشاغلی که در چنین مغازه های گرانقیمتی ، امکان بازدهی ندارند، همگی موجب شده تا بسیاری از مردم به راههای فرعی ، همچون کسب و کار در یک زیر پله روی بیاورند.
دکتر حسین ایمانی جرجانی جامعه شناس و استاد دانشگاه وجود چنین وضعیتی را معلول بیمار بودن اقتصاد جامعه می داند.
ولی در این باره می گوید: در جامعه ای که اقتصاد آن بیمار است و هر روز شاهد افزایش قیمتها هستیم ، مردم برای امرار معاش خود مجبور هستند به راههای فرعی روی بیاورند؛ چرا که برای زنده ماندن نیاز به امرار معاش خود دارند که این امرار معاش ، به هر سبک و سیاقی در نهایت صورت خواهد پذیرفت که کار در یک زیر پله ای ، خود نمونه ای بارز برای این مدعاست.
وی با اشاره به هوشیاری مردم در چنین اقتصاد بیماری ، این خصیصه را دارای ویژگی های مثبت و منفی دانسته و می افزاید: بالاخره این کار نشان از این دارد که مردم ما هوشیار هستند و در هر حالت و شرایطی ، به قول معروف ، گلیم خود را از آب بیرون می کشند.
حال این راه فرعی ممکن است سیگار فروشی در کنار خیابان ، دلالی کارهای مختلف یا کسب و کار در یک زیر پله ای با چنین شرایط و وضعیتی باشد.
دکتر جرجانی در نهایت ، هوشیاری و اقدام صحیح مسوولان را شرط لازم برای هدایت این نیروهای مستعد مردمی می داند: این که مردم با هر وضعیتی بالاخره بر مشکلات خود فائق می آیند، قابل تقدیر است اما نباید این نکته را به فراموشی سپرد که تیزهوشی و اقدام صحیح مسوولان در نهایت باعث خواهد شد تا نه تنها مردم ما به بیراهه نروند، بلکه در نهایت امر بتوانند موجبات حرکتهای سازنده ای را در سطح جامعه فراهم کنند.
باید گفت نکته ای را که دکتر ایمانی به آن اشاره می کند، نه تنها ریشه نظری دارد، بلکه در عالم واقعیت نیز می توان آن را به گونه ای دیگر یافت.
محسنی که در یکی از زیر پله ای های خیابان دامپزشکی ، خواروبارفروشی دارد، به وضعیت کارش اشاره کرده و آن را ناشی از عدم حرکت صحیح مسوولان در خصوص رفع مشکلات مردم می داند.
وی می گوید: من الان چندین سال است که در یک زیرپله ای تاریک و نمور مشغول کاسبی هستم اما در طول این مدت و حتی پیش از آن ، هیچ کس سراغ ما نیامد تا از وضعیت کاری ما باخبر شود.
وقتی من با داشتن تحصیلات عالی ، به این کار رو می آورم ، نه تنها کسی مرا به سمت کارهای دیگر نمی کشاند، بلکه در این کار هم تشویق می شوم و به همین دلیل ، قید کارهای دیگر را زده و صرفا این کار را به عنوان شغل اول خود به حساب می آورم.
جالب اینجاست که شهرداری هم نسبت به این زیرپله ای ها واکنش خاصی صورت نداده و افراد با صرف گرفتن مجوز از سوی اداره اماکن ، قادر به بازگشایی مغازه زیرپله ای خود هستند.
محمد صداقت که در خیابان دامپزشکی مغازه دارد، با اشاره به این مساله ، تمامی آنها را به ضرر دیگر مغازه ها می داند و معتقد است که در نهایت دیگران هم به سمت این راه کشیده می شوند.
او می گوید: وقتی من با میلیون ها تومان هزینه ، یک مغازه راه می اندازم و کسی صرفا با یک میلیون تومان ، همان اندازه کار می کند که من هم کاسبی دارم ، آیا دیگر انگیزه ای برای من و امثال من باقی خواهد ماند که این همه سرمایه گذاری کنیم ؛ بارها به شهرداری مراجعه کرده ام ، اما هر بار جواب سربالا تحویل گرفته ام و ناامید بازگشته ام.
البته شهرداری هم نمی تواند رفتاری غیر از این داشته باشد؛ چرا که در صورت منع مردم از کسب و کار در زیرپله ، نه تنها بسیاری از خانواده ها توان امرار معاش خود را از دست خواهند داد، بلکه به دلیل نبود شغلی مناسب برای این جمعیت بیکار شده ، آنان به مشاغل دیگری همچون دستفروشی یا سیگارفروشی روی خواهند آورد.
گرایش به سمت مشاغل خارج از هنجارها و قواعد اجتماعی ، نهایت این حرکت خواهد بود.

علی محمدمتولیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها