در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما آدمهای منتظری هستیم! یعنی انتظار داریم، از همه، آن هم به مقدار زیاد! لبخند زدیم انتظار بازگشت داریم، پول قرض دادیم منتظر جبران هستیم، دلمان تنگ شد و به کسی زنگ زدیم انتظار دلتنگی و تماس تلفنی داریم ، باز هم هست ما گاهی برای سلام کردنمان هم قانون و قاعده میچینیم، و اگر آنچه دیدیم و شنیدیم با قانونهایمان نخواند، توی ذهنمان راجع به آن موضوع فلسفه میبافیم، از اینکه فلانی مغرور است، ادعا دارد، از وقتی که خانه خریده اینطور شد، از وقتی ماشینش را عوض کرده بیمعرفت شد، از وقتی ازدواج کرد بیمحل شد و...
خوب که فکر کنیم، وقتهایی که از این و آن میرنجیم کم نیست، وقتهایی که ساعتها رفتار اطرافیانمان را با همین دلایل ساده آنالیز میکنیم. بعد هم برای تک تک این تحلیلها نسخه میپیچیم. اینکه ارتباطمان را کم کنیم، ما هم راه و رسم بیمحلی و کم محلی بیاموزیم، با آدمهای تازه آشنا بشویم یا نهایتا یک خط قرمز و خلاص! کمیکه بگذرد شاید آدمهای اطراف به اندازه انگشتان دستمان هم نرسند، آدمهایی که هیچرقم باهاشان کنار نمیآییم، آدمهایی که وسط اصول و قواعد خود ساخته ما کم آوردهاند...
بگذارید واضحتر بگویم، توی دنیای ما یک قانون کلی وجود دارد، با تمام آزادی که برای بقیه قائلیم، با تمام شعارهایی که برای آزادی عقیده و نظر و بیان میدهیم، آدمها تا وقتی خوبند که کسی باشند که ما میخواهیم. یعنی مدلی رفتار کنند که ما طالبش هستیم. آن آدمها اگر قدمیاز انتظارات ما عقب بکشند، انگ عوض شدن میخورند و فاتحه !
گاهی فراموش میکنیم که ما آدمهای اطرافمان را خودمان انتخاب کردیم، با همه خوبیها و بدیهایشان. ما فراموش میکنیم که بیشتر وقتها بهخاطر خودمان است که با آدمها ارتباط برقرار میکنیم. اگر بخواهیم کمیروراست باشیم، دلتنگیهایمان هم کمیخودخواهانه است.
مثلا وقتی با کسی درد دل میکنیم، به خاطر خودمان و آرامش روانمان او را انتخاب کردهایم، اگر به کسی پول قرض دادیم برای حس خوب همکاری و همدردی است که او را درک کردیم. نمیدانم شاید برای اینکه معتقدیم پول قرض دادن خوب است، کار درستی است. حرفهای من درددل نکردن یا برقرار نکردن تماس تلفنی نیست، قطع ارتباطات دوستانه یا دستگیری از آدمهای اطرافمان هم نیست، لطفا افکار و رفتارهای خوبتان را متوقف نکنید! حرف من، منت نگذاشتن و انتظار نداشتن است. حرف من توقف توقعات ساده یا پیچ در پیچ است.
میخواهم بگویم برای دوستیهایمان، برای اهدای خوبی و پراکنده کردن مهربانی، بهتر است دست از منت برداریم، بهتر است محبتهایمان را بیمنت تقدیم کنیم. بهتر است آدمها را مثل همان روز اولی که عاشقشان شدیم، دوستشان داشتیم و خوب و بدشان را درهم دیدیم، ببینیم. بهتر است، دست از انتظارات هر روزهمان بکشیم. دست از توقعات نابجا. خوبی کنیم به خاطر نفس خوبی، ببخشیم بهخاطر فلسفه بخشیدن. دلمان برای کسی تنگ شد، به او زنگ بزنیم، از مصاحبت با کسی لذت بردیم، به دیدارش برویم. بیمنت، بدون انتظار بازگشت! در عین حال مطمئن باشید پاسخ خوبی معمولا خوبی است...
مریم تجلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: