تاریخ این کشور بخوبی گواهی میدهد مسقط هیچگاه مستعمره کشورهای خارجی نبوده و تاکنون با وجود حفظ روابط خود با کشورهای غربی تابع محض آنها در برقراری ارتباط با دیگر کشورهای منطقه نبوده است. شاید به خاطر ثبات بالای دکترین دیپلماتیک عمان باشد که سیاست خارجی این کشور را محافظهکارانه توصیف کردهاند. با این حال کم نیستند تحلیلگرانی که با اشاره به نقش مثبت مسقط در حفظ ثبات منطقه و تلاش برای کاهش تنشهای منطقهای به این کشور لقب «سوئیس خاورمیانه» را دادهاند.
سوئیس کشوری است که از ابتدای پایهگذاریاش راهبرد بیطرفی در روابط بینالمللی را پی گرفته است. بیطرفی، اصطلاحی در روابط بینالملل است که برخلاف «انزوا» که در آن بازیگر خود را مستغنی یا ناتوان از درگیر شدن در مسائل بینالمللی میبیند (مانند آمریکا در قرن نوزدهم)، بازیگر بیطرف خود را در منازعات بینالمللی درگیر نمیکند و بنابراین استقلال و تمامیت ارضی آن مورد احترام قدرتهای، بینالمللی قرار میگیرد. این بازیگر میتواند با داشتن پرستیژ مناسب در مسائل بهعنوان داور رفتار کند. البته این بیطرفی باید مورد توافق قدرتهای بزرگ قرار بگیرد.
با اینکه بیطرفی بیشتر در میانه جنگهای گسترده معنا مییابد، ولی کشوری چون سوئیس، فارغ از وقوع یا عدم وقوع جنگ، همواره راهبرد بیطرفی را برگزیده و به همین خاطر میزبان بسیاری از نهادهای بینالمللی است. در شرایطی مشابه، اکنون عمان نیز نقشی مانند سوئیس را در خاورمیانه ایفا میکند؛ نقشی میانجیگرانه میان رقبای منطقهای و نیز برخی کشورهای منطقه و قدرتهای فرامنطقهای. این کشور هرچند عضو شورای همکاری خلیج فارس است، اما بسان دیگر کشورهای عضو این اتحادیه، رابطهای سرد با تهران نداشته و گرفتار دام ایرانهراسی لابی صهیونیستی نشده است.
دلایل مختلف سیاسی داخلی و خارجی، سوئیس را به سمت پذیرش و تداوم سیاست بیطرفی سوق داده است. این واقعیت که سوئیس کشور کوچکی است که توسط قدرتهای اروپایی احاطه شده و پرهیز سوئیس از تبدیل شدن به صحنه منازعات نظامی، یکی از دلایل بیطرف ماندن این کشور است. همچنین وجود جریانهای مختلف مذهبی و تفاوتهای زبانی و فرهنگی در این کشور نیاز سوئیس به دوری از نفوذ بیگانگان را دوچندان میکرد تا به این ترتیب بتواند یکپارچگی خود را حفظ کند. امکانی که راهبرد بیطرفی زمینه آن را فراهم میکرد. همچنین سیاست بیطرفی با حفاظت از سطح بالای مبادلات اقتصادی این کشور به سوئیس امکان توسعه کشورش را داده و آن را به یک کشور موثر در حل و فصل منازعات بینالمللی تبدیل کرده است.
با نگاهی به این ویژگیها میتوان گفت شرایط بحرانی و ملتهب خاورمیانه نقش کشورهایی را که از سیاست خارجی مستقلی برخوردار باشند، دوچندان کرده و چنین است بیطرفی عمان در بسیاری از رقابتهای منطقهای و روابط گرم و همزمان این کشور پادشاهی با کشورهای آمریکا و انگلیس و ایران، ظرفیتی برای گشایش در بحرانهای خاورمیانه است. بحرانهایی که ریشه در دخالتهای لندن و واشنگتن در بسیاری مسائل منطقهای دارد.
ظرفیتهای دیپلماتیک یک کشور بیطرف، آنگاه قابلیت بروز و ظهور مییابد که طرفهای درگیر، این ویژگی را به رسمیت بشناسند. بنابراین آنگاه سیاستهای عمان در منطقه معنادار میشود که کشوری چون تهران به تلاشهای میانجیگرایانه مسقط بها دهد. با این حال برخی صاحبنظران راهبردهای دیپلماتیک عمان را نمونهای از رویکرد معتدل در روابط بینالملل دانسته و از همین زاویه امیدوارند که این نوع دیپلماسی بتواند الگویی برای سایر کشورهای منطقه باشد.
کوچک بودن بسیاری از کشورهای منطقه، درگیر بودن آنها با چالشهای فرهنگی، مذهبی و قومیتی داخلی و فقدان توسعه اقتصادی نشان میدهد اگر دولتهای دیگر خاورمیانه راه عمان در سیاست خارجی را در پیش گیرند، هم ثبات منطقه حفظ خواهد شد و هم آنها میتوانند مستقل از دخالتهای بیرونی به حفظ ثبات کشور خود کمک کنند.
یوسف آبشاریان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم