فیلم «شیفت شب»، داستان کشمکش درونی یک پلیس را به نمایش می‌گذارد

پلیس درون، پلیس بیرون

«شیفت شب» از معدود قصه‌های پلیسی میان فیلم‌های تلویزیونی است که نگاه متفاوتی به پلیس و اساسا مولفه‌های شناخته شده این ژانر دارد. اگر حتی فرض کنیم ساختار قصه یا مثلا لحن روایت و حتی شخصیت‌پردازی از کار درنیامده است بازهم موقعیت دراماتیک اثر در سطحی است که بتوانیم شیفت شب را که از شبکه سه به نمایش در آمد، یک تجربه و نگاه تازه به فضاهای پلیسی بدانیم.
کد خبر: ۷۳۷۷۰۳

یک نوع رویکرد متفاوت در شخصیت‌پردازی و ارائه تصویر جدید از پلیس. آنچه شاید پیش از هر چیزی نظر مخاطب را به خود جلب کند نه شخص حمید افضلی افسر نگهبان کلانتری است، نه به‌دلیل پایگاه شغلی و مثلا وجه پلیسی‌اش یا شخصیت محوری‌اش در داستان، بلکه به‌دلیل این‌که فیلم به کالبدشناسی درونی این شخصیت می‌پردازد؛ فارغ از کارکردهای دراماتیکی و حتی روانشناختی ماجرا که واجد نکات جذابی درباره یک فرد نظامی‌است.

شخصیت حمید به شکل ناخودآگاه ، در پس ذهن مخاطب به تلطیف تصویر کلیشه‌ای و شاید خشن مردم از پلیس کمک می‌کند. این‌که مثلا شخصیت‌های رسمی ‌و نظامی‌ هم مثل همه آدم‌های دیگر دارای ضعف وقوت‌های انسانی هستند، اشتباه می‌کنند، می‌ترسند، عصبانی می‌شوند، گریه می‌کنند و حتی برخی کنش‌های متعارف انسانی در آنها ممکن است پررنگ‌تر باشد.

شیفت شب درباره افسر نگهبان جوانی به نام حمید است که تازه عقد کرده. وی در یکی از شب‌ها که شیفت کاری‌اش است، پس از رساندن همسرش به خانه، دزدی را در حال باز کردن قفل یک مغازه طلا فروشی می‌بیند. حمید دزد را زیر نظر می‌گیرد و همین موضوع باعث می‌شود تصادف کند. سارق که متوجه ماجرا شده از این فرصت استفاده می‌کند و به سرعت از مهلکه می‌گریزد و حمید هم فرار می‌کند و... .

تضادها و دوگانگی‌هایی که در قصه می‌بینیم جذابیت لازم فیلم را در کنار تعلیق آفرینی‌اش بیشتر می‌کند. قطعا تصادف یک پلیس با عابر و فرار کردن او موقعیت جذابی را به‌وجود می‌آورد و می‌تواند پیامدهای دراماتیکی زیادی در پی داشته باشد. همه اینها را که کنار هم بگذاریم تضادهای جذاب و دیدنی شکل می‌گیرد. این‌که کسی ازقانون گریخته یا از قانون می‌ترسد که خود نماد و نماینده قانون است. پلیسی که قرار است خود حافظ نظم و امنیت عمومی‌جامعه باشد از این معرکه می‌گریزد و حالا باید هم نقش پلیس و هم مجرم را بازی کند اما فارغ از قوانین بیرونی و پلیس بودن خودش، پلیس درونی‌اش آرام نمی‌گیرد و مدام از او بازجویی می‌کند. آن مجرم خلافکار که مدعی‌ است شاهد آن صحنه بوده حمید را تهدید می‌کند که اگر او را از کلانتری خلاص نکند او را لو می‌دهد به نظر می‌رسد تجسم وجدان حمید است تا شخصیتی واقعی. در واقع مرز بین خیال و واقعیت در بخش‌هایی از قصه قابل تشخیص نبوده و در هم تنیده شده است. حالا بین شخصیت حرفه‌ای حمید در مقام پلیس و چهره درونی‌اش به‌عنوان یک انسان که دچار گرفتاری شده تقابل روانشناختی به‌وجود می‌آید و در نهایت واقعیت را در معرض قضاوت مخاطب قرار می‌دهد.

درگیری و کشمکش درونی حمید که آیا خود را معرفی کند یا این‌که پنهانکاری کند به این دلیل به یک تراژدی تبدیل می‌شود که خود حمید پلیس است. ازیک سو با توجه به این‌که تازه داماد است و نگران این‌که دچار دردسر شده و از همسرش دور شود و از طرف دیگر اعتبار و آبروی حرفه‌اش که پلیس است و وجدانی که یک لحظه او را آرام نمی‌گذارد و مدام تحت فشارش قرار می‌دهد به دو قطبی شدن و دوگانگی درام منجر می‌شود که اتفاقا همین تضادهاست که درام را شکل می‌دهد و بدون آنها درام شیفت شب شکل نمی‌گیرد.

انتخاب بابک حمیدیان درنقش این پلیس جوان کم تجربه، انتخابی بسیار هوشمندانه است. حمیدیان در بازنمایی روان‌پریشی یا اضطراب‌های درونی قابلیت خوبی داشته و معصومیت او دراین فیلم نیز با این ویژگی‌ها درهم آمیخته تا مخاطب همدلی بیشتری با او پیدا می‌کند. دلهره درونی اودر میمیک صورت و واکنش‌های غیرکلامی‌اش به درستی اجرا شده و شخصیت حمید را باورپذیر کرده است. این دلهره و تنش‌های عصبی درکنار انتخاب ساره بیات به عنوان همسر حمید با آن آرامش و خونسردی که دارد به تکمیل این چرخه کمک کرده و تضاد وتناقض‌های درونی درام را نهایتا به آرامشی عقلانی می‌رساند. خواب آرام حمید در پایان فیلم در داخل ماشین انگار رستگاری او را در پایان یک بحران شدید روحی و وجدانی به نمایش می‌گذارد.

فیلم البته به واسطه حجم زیاد داخل کلانتری به‌عنوان لوکیشن اصلی قصه شبیه تئاتر می‌شود و این احساس را در بیننده به وجود می‌آورد که کاش تعداد لوکیشن‌های فیلم بیشتر بود تا شخصیت اصلی قصه از منظر روان‌شناسی بیشتر تحلیل می‌شد و در موقعیت‌های متفاوت بیشتر می‌توانست شخصیت خود را بروز دهد. شیفت شب اگر به جزئیات توجه بیشتری می‌کرد، می‌توانست از موفقیت بیشتری در جذب مخاطب حتی بیننده‌ای که به تماشای هر اثری نمی‌نشیند، داشته باشد.

سیدرضا صائمی/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها