jamejamonline
حوادث عمومی کد خبر: ۷۳۵۸۴۳   ۱۷ آبان ۱۳۹۳  |  ۰۸:۵۰

متهم راز تصادف مرگبار را فاش کرد

راز‌گشایی از مرگ دختر 9 ساله پس از 3 سال

سارق مسلح طلافروشی که در جریان تصادف با دختر خردسال مرگ او را رقم زده بود، پس از سه سال سکوت لب به اعتراف گشود.

راز‌گشایی از مرگ دختر 9 ساله پس از 3 سال

به گزارش جام‌جم، بیست و هفتم دی ماه 90 زوج جوانی همراه دختر 9 ساله‌شان به نام سپیده خانه را در یکی از محله‌های شهرستان ایلام ترک کردند و راهی دامداری خود در جاده مهران شدند.

دخترک در هوای تاریک مقابل دامداری ایستاده بود تا پدر در را باز کند، اما ناگهان خودروی پرایدی با سرعت به سمت او آمد و پس از تصادف با سپیده از محل گریخت. پدر بدن نیمه‌جان دخترش را در آغوش گرفت و با کمک راننده خودروی عبوری او را به بیمارستان رساند.

با انتقال دختر 9 ساله به بیمارستان، تلاش پزشکان برای نجات جان کودک زخمی آغاز شد، اما او به علت شدت جراحات جان خود را از دست داد. این در حالی بود که همزمان با انتقال سپیده به بیمارستان مرد جوانی در حوالی اتاق او پرسه می‌زد که چهره اش از طریق دوربین‌های مداربسته بیمارستان به دست آمد، اما هیچ‌گاه مشخصاتش برای پلیس فاش نشد.

جستجوی پلیس با گذشت سه سال از وقوع حادثه ادامه داشت تا این که یک ماه پیش ماموران چهار مرد جوان را به اتهام مشارکت در سرقت مسلحانه از یک طلافروشی دستگیر کردند. کارآگاهان در ادامه تحقیقات متوجه شدند تصویری که از تنها مظنون در مرگ دختر 9 ساله در اختیار داشتند، به یکی از این چهار سارق به نام قاسم که بیست و پنج ساله است، شباهت بسیاری دارد.

بنابراین به بازجویی از او ادامه دادند اما متهم، تصادف با دختر خردسال را انکار کرد. در این مرحله ماموران به تحقیق از خانواده و اقوام قاسم پرداختند که مشخص شد وی پیش از دستگیری هر‌از گاهی با خودروی پرایدی در شهر رفت و آمد داشته است. با کشف این سرنخ و ادامه تحقیقات صاحب خودروی مورد نظر اوایل آبان امسال شناسایی و برای تحقیقات به پلیس آگاهی فراخوانده شد.

در تحقیق از او مشخص شد روزی که دختر 9 ساله تصادف کرده خودرویش را در اختیار قاسم قرار داده بوده و او پس از چند روز خودرو را تحویل داده و مدعی شده با خودروی دیگری تصادف کرده است.

قاسم که دیگر هیچ راه فراری نداشت، لب به اعتراف گشود و گفت: شب حادثه خودروی پراید دوستم را امانت گرفتم و در حال بازگشت به خانه بودم که در یک لحظه حواسم پرت شد و به دلیل سرعت بالا با دختر خردسال برخورد کردم. ساعتی پس از تصادف به بیمارستان رفتم. می‌دانستم اگر دستگیر شوم باید دیه دخترک را بپردازم، اما به دلیل این‌که پولی نداشتم ترسیدم و این راز را پنهان کردم.

وی ادامه داد: دراین سه سال عذاب‌وجدان رهایم نمی‌کرد و می‌خواستم چند بار خود را به پلیس معرفی کنم، اما هر دفعه ترس از زندان باعث شد منصرف شوم.

سرهنگ علیرضا گوهری، رئیس پلیس آگاهی استان ایلام در این باره به خبرنگار ما گفت: خانواده کودک 9 ساله با حضور در پلیس آگاهی از متهم و مردی که خودرویش را به متهم امانت داده بود، شکایت کرده‌اند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ساختمان‌ها آسان می‌سوزند

ساختمان‌ها آسان می‌سوزند

امروز در تقویم، روز آتش‌نشانی و ایمنی است. فرصتی مناسب برای یادآوری این نكته كه براساس آمارهای به دست‌آمده، در حال حاضر حدود ۲۵ درصد از كل حریق‌ های شهر تهران را آتش‌ سوزی‌ های ساختمانی تشكیل می‌دهد كه سهم ساختمان‌ های بلندمرتبه قابل توجه است.

«لحظه»ای که مهم است

«لحظه»ای که مهم است

«علی لندی که بود و چه کرد؟ (۲ نمره)» در بهترین حالت این سوالی است که سال‌های بعد در امتحانات دانش‌ آموزان مطرح می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

نیازمندی ها