زنگ درس عشق و زندگی در اتاق عمل بیمارستان به صدا درآمد

با موافقت خانواده یک جوان مرگ مغزی ، 5 عضو قابل پیوند او برای استفاده بیماران نیازمند از بدن او خارج شد.
کد خبر: ۷۳۱۲۶

پزشک بیمارستان سری به علامت تاسف تکان داد و با ناراحتی گفت : "مرگ مغزی" ، دیگر نمی شود کاری کرد ، جملات پزشک برای خانواده "علیرضا صالحی" که حالا در سی و سومین بهار ، رسیده بود به آخر زندگی ، انگار تلخ ترین جمله دنیا بود ، همه نگاهها به دختر 6 ساله او دوخته شد که در راهروی بیمارستان ایستاده بود و یکسره پدرش را صدا می زد.جسم نیمه جان علیرضا را چهارشنبه صبح به هشترودیان آوردند ، آن طوری که آشنایان می گفتند او ساعاتی پیش زمانی که با خودروی سمند خود در حال گذشتن از خیابان حسن آباد تهران بوده ، در تصادفی شدید ، مجروح شده و به بیمارستان منتقل شده است .علایم حیاتی او از همان لحظات اول انتقال به بیمارستان نشان می داد دچار مرگ مغزی است اما باور مرگ او وقتی که هنوز نفس می کشید و بدنش گرم بود ، برای همه دشوار بود.مادر و خواهر او نیز در تصادف خونین به شدت مجروح شده بودند ، مادر بیهوش شده بود و نمی دانست چه بر سر فرزندش آمده است و خواهرش نیز در بیمارستان دیگری بستری بود.

مرگی که بوی زندگی می داد

پزشکان بیمارستان با مشاهده مرگ مغزی بیمار ، به خانواده اش گفتند دیگر امیدی به بازگشت او به زندگی نیست ولی با اهدای اعضای او می توان چند بیمار را که در شهرهای مختلف در آستانه مرگ ایستاده اند از مرگ نجات داد.آنها گفتند حالا که فرزندتان دیگر نمی تواند زندگی کند ، بگذارید در جسم دیگران زنده بماند ، هیچکس جواب نداد و همه دوباره زل زده بودند به دختر 6 ساله او که در راهرو برای زندگی پدر دعا می کرد.تصمیم گیری خیلی سخت بود ، منتظر ماندند برای آن که مادر به هوش بیاید و تصمیم نهایی را بگیرد.صبح دیروز مادر علیرضا به هوش آمد، مرگ مغزی فرزندش را به او گفتند و گفتند که حالا که در سوگ فرزندش نشسته ، بگذارد 5 مادر ، همسر و دختر دیگر زندگی عزیزشان را جشن بگیرند.تصمیم گرفتن برای زن میانسال آن هم از روی تخت 208 بیمارستان سجاد خیلی دشوار بود ، او فکر کرد حالا باید مهمترین تصمیم زندگیش را بگیرد ، انتظار بیهوده برای زندگی فرزندش یا زندگی دادن به 5 انسان نیازمند دیگر و بالاخره او ساعاتی بعد در میان اشک و لبخند رضایت داد تا قلب جگر گوشه اش را از سینه اش درآورند و آن را به جوانی دیگر هدیه کنند و 4 عضو دیگرش ، زندگی را برای دیگران به ارمغان بیاورد.با اعلام رضایت این زن ، تیم پزشکی بیمارستان مسیح دانشوری ، خیلی زود گردهم آمدند و اتاق عمل به سرعت آماده شد.بعدازظهر دیروز علیرضا را به اتاق عمل بردند تا او برای همیشه زندگی کند و مادر او دیشب از روی تخت 208 بیمارستان سجاد ، فرزندش را از پنجره اتاق در میان ستاره ها شناخت ، علیرضا ستاره شده بود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها