او برای اولین بار در بیست و دو سالگی با لباس تیم ملی در مسابقه مقدماتی جام جهانی 2002 مقابل تیم عربستان ایستاد و در ورزشگاه آزادی، 90 دقیقه راه مهاجمان عرب را سد کرد.
فخرالدین بگوویچ، مربی دروازهبانهای تیم ملی در تابستان سال 1380 میرزاپور را بر برومند، طباطبایی و فنایی ترجیح داد و مسئولیت محافظت از دروازه ایران را به او سپرد. مربیان کروات به این ورزشکار لرستانی علاقه زیادی داشتند. او در زمان بلاژویچ، برانکو ایوانکوویچ، همایون شاهرخی، امیر قلعهنویی، منصور ابراهیمزاده، علی دایی و افشین قطبی به تیم ملی دعوت شد و درون دروازه ایران ایستاد.
این دروازهبان پا جای پای کسانی چون حجازی و عابدزاده گذاشت که جزو محبوبترینهای ورزش ایران بودند. به همین دلیل سطح توقع مردم از فردی که جایگزینشان میشد، بسیار بالا بود. میرزاپور همانقدر که جلوی توپهای مهاجمان حریف را میگرفت، باید در برابر سیل انتقادها، سرزنشها و اعتراضها هم ایستادگی میکرد. این انتقادها در زمان حضور ایران در جام جهانی 2006 به اوج خود رسید و چند نفر مثل میرزاپور و علی دایی، متهمان ردیف اول شکست تیم ما شدند. میرزاپور از معدود دروازهبانهای تیم ملی بود که ضربات شروع مجدد خوبی نداشت. پای او به ضربه زدن عادت نداشت و همیشه یکی از مدافعان زحمت ارسال توپ را از نقطه جلوی دروازه میکشید. او آنقدر به توپ ضربه نزد تا این کار برایش یک کابوس شد. در اولین مسابقه ایران مقابل مکزیک، زمانی که یک بر یک مساوی بودیم و داشتیم طعم شیرین یک امتیاز را مزهمزه میکردیم، میرزاپور لگدی بیرمق به توپ زد و حریف را صاحب یک موقعیت بادآورده کرد. این بار برخلاف آن ضربالمثل ایرانی «بادآورده را باد نبرد» و ایران بازی را واگذار کرد.
میرزاپور این روزها مثل پژمان جمشیدی در سریال «پژمان» در سی و شش سالگی دنبال تیم میگردد. او فصل پیش چند هفتهای به درخواست خودش در تمرینات تیمهای سایپا و راهآهن شرکت کرد، اما در نهایت امکان حضورش در دروازه این تیمهای لیگ برتری فراهم نشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم