با وجود اینکه امروزه هیچکس تردیدی ندارد که دردهای فراروی جامعه ایرانی با تکیه بر گزارههای علمی قابل درمان است، اما طرح مسائل حاشیهای در رابطه با توسعه علمی، مانع از آن میشود که زنجیره کامل و شبکه عظیم تولید علم که مدنظر رهبر انقلاب است، در دانشگاهها تشکیل شود.
نگاههای سطحی، باندی، سیاسی و غیرتخصصی به دانشگاه در مقاطع مختلف باعث شده عدهای ماهیت مسائل اصلی توسعه علمی را تغییر داده و با پروپاگاندای خبرهای جنجالی، مانع آن شوند که ریشه مشکلات موجود در محیطهای علمی کشور شناسایی و اصلاح شود. طبیعی است آنها که متهم به سوءمدیریت علمی، سوءاستفاده سیاسی برای کسب علم و ناتوانی در درک موانع پیشروی پژوهش و تحقیق علمی هستند، به سود خود میبینند تا مسائل دانشگاهها و محیطهای علمی، محدود به بگومگوها و اتهامزنیهای سیاسی شده و بستری برای طرح مشکلات واقعی، فراتر از این حاشیهسازیها ایجاد نشود.
به همین خاطر است که مثلا پس از طرح موضوع بورسیههای غیرقانونی، عدهای با انتشار فهرستهای نادرست، سعی کردند اصل این مساله که چرا امکان سوءاستفاده از قدرت برای کسب مدارج علمی وجود دارد، فراموش شود. سیاستبازان گاه چنان دغدغههای اصیل اهل علم را به حاشیه میبرند که «آمارسازی»، جای «کیفیتسنجی علمی» را گرفته و «ژست علمی»، جایگزین «کارآمدی علوم» میشود. نگاهی به وضع آموزش عالی، انتشار پژوهشها و مقالات علمی، چاپ کتب علمی در حوزههای مختلف و... نشان میدهد که باید آسیبشناسی همهجانبهای برای ایجاد «زنجیره کامل و شبکه عظیم تولید علم» صورت گرفته و هر نقدی به کیفیت آموزش در کشور، بلافاصله با برچسب سیاسی همراه نشود. اکنون که رئیسجمهور وزیر پیشنهادی خود را به عنوان جایگزین فرجیدانا به مجلس معرفی کرده، باید به دولتمردان، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی و رسانهای یادآوری کرد که مراقب افتادن در دام حاشیهسازی باشند، چراکه گرچه وجود «دانشجوی سیاسی» برای بالندگی کشور یک فرصت است، اما «مدیریت سیاسی» آن هم در محیط علمی، بیتردید تهدیدی جبرانناپذیر بهشمار میرود که باید از آن برحذر بود.
مصطفی انتظاری هروی
گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم