jamejamonline
ایام چهره ها کد خبر: ۷۲۴۵۸۹   ۱۳ مهر ۱۳۹۳  |  ۱۹:۱۹

بسیاری از مورّخان تاریخ معاصر ایران بر این نکته اعتراف دارند که ناصر الدین شاه قاجار از عظمت و نفوذ آیت الله کنی فوق العاده بیم و ملاحظه داشت و این امر حاکی از قدرت معنوی، نفوذ کلام، پیوند با مردم و شجاعت آن مرجع دینی است.

نقش ملا علی کنی در  لغو امتیاز رویتر

علی کنی فرزند در قربانعلی آملی سال 1220 هجری قمری در محله «کَن» واقع در شمال غرب تهران به دنیا آمد. او پس از تحصیلات اولیه در مکتب، در اندیشه حضور در حوزه علوم دینی بود، لیکن با مخالفت خانواده‌اش روبرو گردید اما سرانجام با کسب رضایت آنان راهی تهران و در مدرسه مروی که از بهترین مدارس علوم دینی بود، مستقر گردید و از آنجا به اصفهان رفت و در آن شهر از محفل درس استادی چون سید اسدالله اصفهانی (متوفی 1290 ق.) استفاده کرد.

سپس آماده سفر به نجف اشرف شد و از محضر شیخ محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر (متوفی 1266 ق.)، شیخ حسن کاشف الغطاء (متوفی 1262 ق.) شیخ مشکور حولاوی نجفی (متوفی 1273 ق.) بهره برد. همچنین در حوزه علمیه کربلا از محضر دو استاد برجسته‌ای چون شریف العلماء مازندرانی (متوفی 1245 ق.) و سید ابراهیم قزوینی معروف به صاحب ضوابط (متوفی 1262 ق.) کسب فیض کرد و دوره عالی فقه و اصول را گذراند.

پس از بازگشت حاج ملا علی کنی به ایران مراجعات پی در پی مردم و پرسشهای کتبی و شفاهی آنان در قالب استفتاءات شرعی آغاز شد و روز به روز افزایش می‌یافت به دلیل فزونی مقلدان و بنا به درخواست آنان سرانجام در سال 1271 ق. رساله عملیه ایشان به چاپ رسیدتا مردم مؤمن احکام دینی خود را بر اساس فتاوای مجتهد و مرجع تقلید خویش انجام دهند.آیت الله کنی همچنین تولیت مدرسه مروی را عهده‌دار شد و با نظارت و حسن تدبیر او، نظم شایان تحسینی بر برنامه‌های آن محیط معنوی و روحانی حکمفرما گشت.

آن فقیه برجسته، تربیت شاگردان را یکی از اهداف اساسی خود قرار داد و به برپایی درس فقه و اصول و دیگر رشته‌های علوم اسلامی اقدام ورزید. برخی از شاگردان او از این قرارند: شیخ موسی شراره عاملی (متوفی 1306 ق.)، شیخ محمد باقر نجم آبادی (متوفی 1347 ق.)، شیخ اسدالله تهرانی(متوفی 1352 ق.)، سید محمود حیاط شاهی، سید محمد لواسانی، سید محمد مرعشی، مولا محمد علی خوانساری، ملا محمد تقی سنجابی، میرزا حسین نایب الصدر، شیخ محمد حسین گرگانی (متوفی 1353 ق.) و شیخ حسین بافقی (متوفی 1313 ق.).

آیت الله کنی در قلب همه جای داشت. علاقه و محبت درونی مردم به این پیشوای سترگ در تمام حالات هویدا بود. ساموئل گرین ویلر بنجامین ـ نخستین سفیر آمریکا در ایران ـ در خاطرات خود درباره نفوذ ایشان چنین می‌نویسد: «... بزرگترین مجتهدهای حالیه که به منزلة رئیس عدالت خانه حالیة ممالک فرنگ است حاجی ملا علی کنی است. حاجی ملا علی شخص مسنّی است و ظاهراً مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگی زیاد دارد. ... اگر یک کلمه بگوید می‌تواند اعلیحضرت را از سلطنت خلع کند. سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول می‌کشیدند به من گفتند که اگرچه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده‌ایم، اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می‌کشیم!» (1)

حاجی آثار ماندگاری از خود به جای نهاده است که ارشاد الأمّه، ایضاح المشتبهات، تحقیق الدلائل فی شرح تلخیص المسائل (شامل مباحث مستقلی چون کتاب البیع، کتاب الخیارات، کتاب القضاء و کتاب الشهادات، کتاب الطهاره و کتاب الصلاه)، تلخیص المسائل، توضیح المقال فی علم الدرایة و الرجال، حاشیه بر قواعد، رساله‌ای در استصحاب، رساله‌ای در اوامر و نواهی، رساله‌ای در مفاهیم و مواعظ حسنه از جمله آنهاست. (2)

بسیاری از مورّخان تاریخ معاصر ایران بر این نکته اعتراف دارند که ناصر الدین شاه قاجار از عظمت و نفوذ آیت الله کنی فوق العاده بیم و ملاحظه داشت و این امر حاکی از قدرت معنوی، نفوذ کلام، پیوند با مردم و شجاعت آن مرجع دینی است. عالمی که با تحقیر و شکستن قدرت پوشالی کارگزاران ظالم، سایه حمایت خویش را بر مردم ضعیف گسترده بود. مبارزه با امتیاز رویتر از درخشان ترین خدمات ایشان در راه حفظ منافع ملی و مقابله با استبداد داخلی و استعمار خارجی می باشد. سرانجام این مرجع وارسته، فقیه دلیر و همراز محرومان در بامداد روز پنجشنبه 27 محرم 1306 ق. (۱۲ مهر ۱۲۶۷ش) در سن ۸۶ سالگی درگذشت، مدفن او در درون حرم شاه‌عبدالعظیم واقع است.

مخالفت با فراماسونری

فراماسونری یکی از راههای استعماری بود که غرب برای نفوذ در جوامع دیگر و با هدف استثمار و غارت ملتها ابداع کرد. مرکز فراماسونری در انگلیس و عنوان آن لژ بزرگ بود و شماری از دولتمردان ، بلند پایگان و شاهزادگان به عضویت آن درآمده بودند . از آن پس این شبکه با شتابی فراوان رو به گسترش نهاد و گام به گام با برنامه های استعماری پیش رفت تا جایی که انگلیسی ها با نام دیپلمات، بازرگان یا یورشگر به هر جا که گام می نهادند فراماسونری را نیز به همراه می بردند. تشکیلات فرماسونری در ایران از نخستین پیامدهای موج غرب گرایی و روشنفکری در ایران بود که به وسیله روشنفکران دست آموز غرب همچون میرزا ملکم خان و برای مقابله با اسلام پدید آمد. میرزا ملکم خان از چهره های مرموز و بدنامی است که در نفوذ تشکیلات فراماسونری در ایران نقش مهمی ایفا کرد. او در سال 1237 نخستین سازمان فراماسونری در ایران را به نام فراموشخانه بنیان نهاد.

پا پدید آمدن فراموشخانه علما و ورحانیون متعهد به پا خاستند و بر ضد ان به افشاگری و مبارزه دست زدند و جنبش ضد استعماری فراماسونری در ایران را هدایت کردند . رهبر این جنبش حاج ملا علی کنی بود وی در اقدام شجاعانه ای به دلیل دین ستیزی ماسون ها ، حکم به تکفیر آنان داده و حمله به مرکز ماسون ها را رهبری کرد و مردم مسلمان نیز به دستور ایشان فراموشخانه را با شور و هیجان بسیار به آتش کشیدند و شاه را وادار به تعطیلی آن کردند. (3)

مخالفت با سفر ناصر الدین شاه

میرزا حسین خان سپهسالار در سال 1299 ه.ق/1873م ناصر الدین شاه را در نخستین سفر تفریحی او به اروپا همراهی کرد. وی در بغداد (سفر به عثمانی) در پی آن بود که فواید اروپایی شدن را به ناصر الدین شاه نشان دهد ولی حالا امیدوار بود که با سفر به اروپا فواید اروپایی شدن مستقیماً بر شاه اثر گذارد.(4) با این که از علما خواسته شده بود که درباره نتایج آن سفر با مردم سخن گویند ظاهرا علما با آن سفر به مخالفت برخاستند .(5)

لرد کرزن از این که ناصرالدین شاه به این اعتراضات که در وهله نخست ظاهراً از سوی حاجی ملا علی کنی نشات یافته بود توجهی نکرده است شاه را ستایش می کند.(6) وقایع بعدی درستی تجلیل حاج ملا علی کنی برای مخالفت با این سفر را نشان می دهد. ناصرالدین شاه در اروپا از دسترس اعتراضات و سرزنش های مدلل علما دور بود و ضمناً در پایتخت های مختلف بیشتر تحت تاثیر فشار سیاسی و اقتصادی میزبانانش قرار می گرفت بنابراین امکان داشت که آن سفر به طور غیر مستقیم نفوذ اروپا را تقویت کند و به راستی هم دقیقاً این سفر با واگذاری امتیاز به رویتر ارتباط یافت.

مخالفت حاج ملا علی کنی با امتیاز رویتر

میرزا حسین خان مشیرالدوله (سپهسالار) یکی از صدر اعظم های ناصرالدین شاه است که مدتی در عثمانی و اروپا بود. وی زمانی که وزیر مختار ایران در استانبول بود مرتباً دربار و ناصرالدین شاه را برای به کار گرفتن سرمایه های غرب در ایران تشویق و توصیه می کرد که باید با کمک اروپایی ها از منابع مختلف ثروت های ملی مملکت استفاده کرد. ناصرالدین شاه در سال 1288ه.ق /1871م میرزا حسین خان را ابتدا به وزارت عدلیه و جنگ منصوب کرد سپس به لقب سپهسالار و به صدارت اعظمی برگزید.(7)

سپهسالار برای تحقق مقصود خود در حالی که رضایت شاه را قبلاً جلب کرده بود به وزرای مختار ایران در لندن و پاریس دستور داد تا فعالیت و اقدامات خود را که از سال 1281ه.ق آغاز کرده بودند تشدید کرده و با کمپانی ها و سرمایه داران اروپایی برای بهره برداری از منابع ثروت ملی کشور وارد مذاکره شوند. سرانجام محسن خان معین الملک وزیر مختار ایران در لندن موفق شد تا با پیدا کردن بارون جولیوس دو رویتر که یهودی آلمانی الاصل تابع انگلیس و موسس خبرگزاری رویتر بود در مورد بهره برداری از منابع ثروت ملی با او مذاکراه کند. وی موافقت کرد تا بدین منظور ادوارد کوت نماینده خود را در اوایل سال 1872میلادی عازم ایران کند تا پیشنهادات رویتر به سپهسالار عرضه شود.(8)

سپهسالار از جانب ناصرالدین شاه دارای اختیارات تام برای مذاکره با نماینده رویتر بود و سرانجام مذاکرات بین نماینده رویتر و صدراعظم منجر به تعیین شرایط و 24ماده امتیاز نامه ای شد که طرفین با آن موافقت کردند و به موجب آن : امتیاز کشیدن راه آهن از بحر خزر تا خلیج فارس (احداث خط آهن از رشت به تهران و از تهران به بندرعباس) دایر کردن تراموای شهری، استخراج کلیه معادن از جمله زغال سنگ، نفت، آهن، مس، سرب، روی و جیوه (به جز طلا و نقره و سنگ های قیمتی) تاسیس یک بانک در ایران، انحصار آباد کردن کلیه زمین های بایر، انحصار حفر قنوات در ایران، کندن مجاری آب، ساختن آسیاب و کارخانجات، امتیاز ساخت هر گونه راه، کشیدن خط تلگراف در سراسر ایران و اداره گمرکات به مدت 25سال از ابتدای مارس 1874 میلادی به طور خلاصه سپهسالار تقریباً استفاده از تمام منابع ثروت ایران را به مدت 70سال به رویتر واگذار کرد.(9)

در مقابل تمام امتیازات فوق به یک خارجی فقط 20% از منافع راه آهن و 15% از منافع موسسات دیگر و از اداره کل گمرکات تا مدت 5سال اول هر سال مبلغ معین و ثابتی و بعد از آن سالیانه 60% منابع آن طبق قرار داد عاید ایران می شد. ناصرالدین شاه امتیاز نامه را در تاریخ 25ژوئیه 1872 برابر با 18جمادی الاول 1289 ه.ق امضا کرد. جرج کرزن وزیر امور خارجه انگلیس اذعان می کند که این امتیاز نامه یکی از نادرترین و عجیب ترین امتیازاتی بود که از سوی دولتی به یک خارجی واگذار گردید و به موجب آن تمامی منابع طبیعی و صنعتی و اقتصادی کشور در اختیار بیگانگان قرار گرفت.(10)

در هنگام امضای امتیاز نامه نماینده رویتر متعهد می شود وامی به مبلغ 200هزار لیره از سوی رویتر به شاه پرداخت شود و چون ناصرالدین شاه قصد داشت تا این پول را صرف مخارج سفر به اروپایی خود کند مقرر گردید که رویتر مبالغ لازم را در شهرهای مسکو ، استانبول ، سن پترزبورگ ، برلن، لندن ، پاریس، رم و وین در اختیار شاه بگذارد.

ناصرالدین شاه در ماه مه 1873م/120ه.ق عازم اولین سفر اروپایی خود شد که در آن میرزا حسین خان سپهسالار و جمعی از دیگر از بزرگان کشور شاه را همراهی می کردند. علاوه بر روس ها که از اعطای امتیاز رویتر شدیداً ابراز نارضایتی کردند، مخالفان سپهسالار که در راس آنها فرهاد میرزا معتمد الدوله( نایب السلطنه در غیاب شاه) ، عموی شاه و میرزا سعید خان موتمن الملک، وزیر امور خارجه قرار داشتند به مخالفت با امتیاز رویتر برخاستند.(11)

اما بر خلاف این مخالفان که در پی منافع خود و رقابت با سپهسالار قد علم کرده بودند حاج ملا علی کنی با درک وظیفه ملی و مذهبی خود علم مخالفت با این امتیاز استعماری که تمام ثروتهای جامعه اسلامی را به یک خارجی واگذار کرده بود بر افراشت.

پس از افشای ماهیت قرارداد رویتر در سطح کشور، روحانیت اصیل و در صحنه، شجاعانه وارد عمل شدند و ضمن هوشیار ساختن مردم به مقابله با آن سند ننگین پرداختند . حاج ملا علی کنی در این خیزش نقش برجسته ای داشت، او با رهبری این مبارزه افکار عمومی را در جهت لغو امتیاز هدایت کرد. حاجی کنی معتقد بود که اجرای امتیاز موجب می شود اروپاییان به ایران سرازیر شوند و با هجوم فرنگیان در بلاد ایران تمامیت دینی کشور به مخاطره افتد. وی در راس علمای مخالف با امتیاز رویتر، نامه بسیار مفصل و عمیقی به ناصرالدین شاه نوشت. نامه اعتراض آمیز و کوبنده حاجی به شاه سند زنده تیزبینی و آگاهی آن مرجع شیعه بوده و قدرت تشخیص و توانایی درک مسائل پیچیده سیاسی را که از مشخصه های مرجعیت شیعه در طول تاریخ اسلامی بوده است برهمگان روشن می سازد.

در این نامه ایشان ابتدا به حکومت دنیوی و معنوی پیامبر (ص) اشاره کرده بود و سلطنت را از شئون نبی اکرم دانسته بود که این هدف در دوران ائمه معصومین نیز جاری بوده است سپس در عصر غیبت معقتد است که پیامبر برای علما و سلاطین دو وظیفه جداگانه قائل است:«...علمای اعلام را نایب و مظهر علم و تکمیل نفوس و تطهیر اموال و انساب مقرر فرمودند که بیان طریق آنها را از معاملات و مناکحات و غیر ذالک بفرمایند و سلاطین اسلام را در هر عصری از اعصار مصدر و مظهر تنظیم امور عباد و رفع تغلب و متغلبین و امنیت طریق و بلاد مقرر داشتند تا ایادی اقویا از سر ضعفا کوتاه فرمایند و ...

ملا علی کنی در ادامه وظیفه علما را در مواجه با حکومت متذکر شده و معتقد است که بر علما واجب است که نسبت به اصلاح امور امر به معروف و نهی از منکر کنند و مفاسد حکومت را گوشزد نمایند ...

اگر علمای اعلام در مسائل دولتیه اختلالی خدای نخواسته مشاهد فرمایند و به خاک پای مبارک بر حسب رضای آقا و مخدوم عرض کنند فضولی نکرده بلکه فضول باید کسی باشد که این را فضولی بنامند. بر علما و غیر علما لازم است عرض کنند پسند خاطر مبارک بشود یا نشود در مقام اصلاح آن برآیند یا نیایند. پس از آن با انتقاد از میرزا ملکم خان ، کسی را که او را در مصدر امور دولتی قرار داده است خائن به دین و دولت معرفی می کند و یادآوری می نماید که با تذکر و توصیه او ناصرالدین شاه ملکم را معزول کرد.

با این مقدمه وی قرار داد رویتر را مطرح می نماید:

«...از قرار مسموع و مکتوب در عهدنامه ، آن که جمیع خلق مجبور بر تسلیم اموال و املاک خود باشند از قبیل جنگل ها و معادن و قنوات ، بلکه سلطان با اقتدار نیز در این اجبار داخل باشد که املاک خالصه و زرخریدی و معادن و رودخانه ها را بتوانند به اجبار ببرند به جدی که پس از زمانی دولت بخواهد رفع آنها را بکند جمیع نقود خزانه عامره و نقود اجناس متداوله موجوده در دست رعایا وفا به ادای تاوان و زیان آن ننمایند...»

در این قسمت ملا علی کنی به غارت و تصرف اموال و املاک مردم و حتی شاه آنهم به اجبار اشاره می کند و جبران و برگشت این زیان را خسران بزرگتر و غیر قابل قبول می داند. در ادامه نامه، شجاعانه اشکال اصلی قضیه قرار داد رویتر را متوجه شخص شاه می داند و چنین اظهار نظر می کند:

«... اگر جسارت نباشد گوینده را می رسد که بگوید و بپرسد دولت را چه تسلط است بر املاک و اشجار و آب و اراضی رعایا که حتماً بفروشند گمان ندارم در شرع خود بلکه سایر ادیان تجویز این قسم اجبارها شده باشد...»

پس از آن حاجی به یک نکته فقهی اشاره دارد که همان نکته ای اسن که عموم علمای سلف در نظریات فقهی خود بر آن اتفاق داشتند که سلاطین و حکام مالک الرقاب مردم نیستند بلکه مأذون و منصوب از ناحیه فقیه نایب الامامند. لذا در این قسمت حاجی، ناصر الدین شاه را از باب این که بدون اذن فقیه به فروش املاک مملکتی و شخص مردم اقدام کرده است سخت نکوهش می کند و عمل او را خلاف شرع اعلام می کند. یکی از مواد مهم قرار داد رویتر امتیاز کشیدن خط آهن بود که از مرز روسیه تا تهران ادامه داشت و به معنای اتصال اروپا به قلب کشور بود.(12)

حاجی موضوع راه آهن را به طرز ظریفی مطرح کرد و مخالفت خود را براساس مبانی و شرایط سیاسی آن روز با این پدیده بیان نمود. بعضی از افراد، مخالفت ملا علی کنی را با احداث خط آهن یک امر ارتجاعی و مطابق با کهنه پرستی دانسته و آن را محکوم کرده اند. (13) اما با دقت به نحوه ی تحلیل حاجی از موضوع و همین طور حوادثی که در سال های بعد رخ داد صحت نظریات ملا علی کنی ثابت می شود وی در نامه خود در این باره نوشته است:

«... با هجوم عموم فرنگیان در بلاد ایران از راه آهن کدام عالمی در ایران خواهد ماند و اگر بماند جانی و نفسی داشته باشد که یک دفعه وا دینا و امتا بگوید . از جناب میرزا ملکم خان یا سرکار کمپانی با این همه اموال و این همه رجال و داشتن راهی به این سهل (یعنی راه آهن) به بلاد عظیمه ایران به خصوص به پایتخت سلطنت و دولت به کدام قلب و اطمینان چه اطمینان داریم که در طول یک ساعت پر نکند اطراف ما را از رجال و توپ و تفنگ و غافلگیر نشویم.» (14)

حاجی نیک می داند که کشور ایران در ان شرایط به شدت ضربه پذیر است در حالی که حکومت در قابل از دست رفتن هرات و سرزمین های ماوراء النهر هیچ گونه عکس العملی نشان نداد و شاه به جای غمخواری در عزای از دست رفتن منابع کشور و پایمال شدن حقوق ملی ، راه اروپا و سیر و سفر را پیش گرفته است و با هموار ساختن راه تجاوز جبهه ی غرب از طریق احداث راه آهن و سهل الوصول ساختن ورود قشون اجنبی به پایتخت به طوری که به قول حاجی ناگهان تهران را در قبضه ی توپ و تفنگ دشمن رها ساختن است، خیانتی بس بزرگتر از مراحل پیشین مرتکب شده است. به راستی از نظر تئوری توسعه، ایران آن روز در مرحله احداث راه آهن بود؟ کشوری که در کوچه های پایتختش احشام و چهارپایان حرکت می کردند و گرد و غبار آن در تابستان و گل و لای آن در زمستان نظر عموم سیاحان را جلب کرده بود در شرایط ایجاد راه آهن به سر می برد؟ یا احداث این پدیده جبهه ی غرب را به هندوستان و آبهای گرم مسلط می ساخت و ایران را ذلیل تر و ناتوان تر از پیش می کرد.

تنها نیم قرن پس از این حادثه (شهریور 1320) با شروع جنگ جهانی دوم و هجوم دول پیروز به تهران و اشغال کشور از طریق همین خط آهن و از بین رفتن استقلال ایران به صحت مطالب ملا علی کنی می توان پی برد. خط راه آهن ایران در آن روز پل پیروزی متفقین نام گرفت. در ادامه نامه حاجی ، سلطان را قسم می دهد که هوشیار باشد و دفع خائنین نماید خصوصاً عاقد قرارداد رویتر (ملکم خان و سپهسالار) و در پایان اشاره ی جداگانه ای به مفهوم آزادی دارد. شاه که با مشاهده ی اروپا خود را مفتون و مجذوب آن می دید و از طرفی تبلیغات فراموشخانه ملکم خان درباره ی مفهوم آزادی او را تحت تاثیر قرار داده بود در این نامه مورد نقد بررسی ملا علی قرار گرفت و آن را علی رغم ظاهر زیبا و دلنشین برای کشور و شخص شاه خطرناک دانست.

زیرا مبلغین در آن روزگار شکستن قدرت و قداست نهاد مذهبی را تعقیب می کردند و نه به راستی طرفدار آزادی از یوغ استبداد و استعمار بود. متفکرین و مبلغین این موضوع جملگی از کارگزاران نظام حکومتی بودند و مزد بگیر دولت به حساب می آمدند که نمونه های بارز آن شحص میرزا حسین خان و ملکم خان ارمنی است. ملا علی کنی این نامه را یک هفته پس از بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اول فرنگ به او نوشت. در حالی که مخالفت با قرارداد رویتر اوج گرفته بود نفوذ کلام و اقتدار مردمی حاج ملا علی کنی خیزش و حرکت مردم پایتخت را به دنبال داشت. سیل خروشان ملت آماده عمل به دستور مرجع شجاع خویش خواسته علمای بزرگ شدند و برای انجام تکلیف دینی از هیچ گونه جان فشانی و مجاهده دریغ نداشتند.

لغو امتیاز و برکناری محمد حسین خان سپهسالار (مهره اصلی امضای این قرارداد) از صدر اعظمی دو خواسته ای بود که علما و مردم بر آن اصرار داشتند بدان حد که پس ز بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اروپا و به محض پیاده شدن از کشتی و ورود به بندر انزلی استقبال کنندگان درباری، بیداری و خیزش مردم به رهبری روحانیون را گزارش داده به او فهماندند که اگر صدراعظم همراه شما وارد تهران شود شورش عظیمی در پایتخت برپا خواهد شد. به این سبب شاه در مرحله نخست سپهسالار را از مقام صدر اعظمی عزل کرد و حکومت گیلان را به او سپرد و به وی سفارش کرد که با علما به شکلی محترمانه برخورد نماید.آنگاه خود هم رهسپار تهران گردید و بی درنگ به ملاقات ملا علی کنی رفت تا شاید نارضایتی علما را کاهش دهد. ناصرالدین شاه به محض ورود ، میرزا حسین خان را در بندر انزلی عزل کرد و خود به تنهایی روانه تهران شد. در تهران خدمت ملا علی کنی رسید و ضمن عذرخواهی لغو قرار داد را به اطلاع وی رساند. (15)

بنابراین با تلاش ملا علی کنی برای بیداری مردم و واکنش نسبت به قرارداد استعماری رویترمردم مسلمان و وظیفه شناس نیز به صحنه امدند و دولت ایران مجبور شد ماده 23 قرار داد رویتر را بهانه ای مناسب برای لغو امتیاز در نظر گرفته و لغو قرار داد را اعلام کند. ماده 23 قرار داد رویتر کمپانی را متعهد می ساخت که تمام کارهایی را که به موجب این قرار داد به عهده گرفته است همه را یکجا و همزان با شروع ساختمان راه آهن آغاز کند و حد اعلای اهتمام را در پیشرفت این کارها مبذول دارد. (16)

پی نوشتها:

1. ایران و ایرانیان: خاطرات و سفرنامه ساموئل گرین ویلر بنجامین، به اهتمام رحیم رضازاده ملک،تهران: نشر گل بانگ،1363 ص 499.

2. محمد باقر پور امینی، ملا علی کنی: مرزبان دین، قم: دارالحدیث،1379، ص 84ـ81.

3. عبدالهادی حائری، تاریخ جنبش ها و تلاشهای فراماسونری در کشورهای اسلامی، ص50، حمید روحانی، نهضت امام خمینی ، ج3،ص53.

4. حامد الگار، نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت، ترجمه ابوالقاسم سری،تهران انتشارات توس، ص243.

5. خاطرات سیاسی امین الدوله، ص43 ، الگار، پیشین، ص244.

6. جی کرزن، ایران و قضیه ایران، ص45، الگار، پیشین، ص244.

7. محمد علی مهبد، پژوهشی در تاریخ دیپلماسی ایران، تهران: نشر میترا، 1361، ص223 و محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلستان در قرن نوزدهم، ج3، ص913، 108.

8. ابراهیم تیموری، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات در ایران، تهران: انتشاات اقبال، 1363، ص107.

9. علیرضا امینی و میر طیب موسوی ، نفت، سیاست و اقتصاد، تهران: نشر خط سوم، 1379، ص99ـ 37.

10. ابوالفضل لسانی، طلای سیاه یا بلای ایران، تهران: انتشارات امیر کبیر، 1357، ص16.

11. احمدخان ملک ساسانی، سیاستگران دوره قاجاریه، تهران: انتشارات گلستان، 1379، ص105.

12. ایرج ذوقی، مسائل سیاسی ـ اقتصادی نفت ایران ، تهران: انتشارات پاژنگ، 1377، ص44.

13. محمد حسن رجبی(دوانی) ، مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه در دوره قاجار، تهران:نشر نی، 1390، ص244ـ 240.

14. ابراهیم تیموری، پیشین،ص126ـ 124.

15. خان ملک ساسانی، سیاستگران دوره قاجار، تهران: انتشارات هدایت، بی تا، ص91.

16. پورامینی،پیشین،ص128ـ127.

منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

نیازمندی ها