در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خدا نکند که زندگی سر ناسازگاری با کسی داشته باشد که پشتبند بدبختی، بدبختی برایت میآورد و پسوند غم، غم. پدر نداشته، دریغ از یک عکسش که قاب کنی بر دیوار خانهات، غم دنیا که دلت را فشرد به صورتش نگاه کنی بگویی ای بابا! بعد او هم از قاب عکس به تو لبخند بزند بگوید پسرم! دریغ از یک تصویر مبهم از او در ذهنت، یا آوایی در گوش. باور کنید جان آدم را بالا میآورد این زندگی، تمام موهایت را سفید میکند، دلت را از غصه مچاله میکند، جوانیات را میدزد، میانسالیات را تلخ میکند تا روی خوش به تو نشان دهد. تا یک لبخند نه چندان ملیح به رویت بنشاند. تا دست آرامش بر سرت بکشد. باید مثل آقا خداداد صبر داشته باشی، حوصله کنی، طعم تلخ زندگی را بچشی، آسودگی را به زور بکشی دنبال خودت، بکشانیاش روی زمین تا دم خانهات تا روزی روزگاری در منزل خودت را هم نه! اهل و عیالت را بکوبد. چه باک که 50 سالت باشد یا 60 سال یا 70 سال. بالاخره زندگی از این همه ناسازگاری خسته میشود و دست از آزارت برمیدارد. اصلا این مدیتیشنهای مثبتاندیشی و کلاسها و کتابهای رنگارنگ تفکر منطقی و آیندهنگر باید جلوی زندگی آقا خداداد ما لنگ بیندازند. باید گلوبلبلهای من در آوردیشان را غلاف کنند و روانشناسی آکادمیکشان را بگذارند لب کوزه آبش را بخورند. اینها باید در سمینارهای شلوغ پلوغشان و همایشهای رنگارنگشان، خداداد شورنی، پیرمرد باغبان پارک بیسیم را بیاورند برایشان صحبت کند، بگوید که چطور نهال زندگیاش را آنقدر تنومند کرده که حالا با دو دست باز هم نمیتواند بغلشان کند. باید حرفهایش را طلا بگیرند بزنند سر فصل کتابهایشان اصلا.
فهیمهسادات طباطبایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: