در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این کنجکاویها باعث آغاز نخستین برنامههای کاوش باستانشناختی در این محل شد. شهر شوش بعد از 6000 سال سکونت در قرن هفتم هجری متروک و مخروبه شد . سال 1842 را عموما به عنوان آغاز پژوهشهای باستانشناسی در شرق باستان میدانند. در این سال بود که پل امیل بوتا، کنسول فرانسوی در موصل، اولین کاوشها را در شمال عراق در محوطه کویونجوک آغاز کرد. او که به دنبال کشف بقایایی از شهر نینوا پایتخت امپراتوری آشور بود؛ اولین قدمها را در جهت شناخت و مکانیابی شهرهای فراموششدهای برداشت که بعضی از آنها نامشان در کتب قدیم و مقدس ذکر شده بود. شوش نیز از این قبیل محوطههایی بود که مکانیابی آن از همان اوایل مورد چالش بوده است. گرچه این انگلیسیها بودند که در ابتدا برای شناخت واقعی شوش هیاتی به سرپرستی کلنل ویلیامز و ویلیام لفتوس سال 1230 هجری را برای کاویدن لایههای این شهر گسیل نمودند؛ اما سه دهه بعد مارسل دیولافوی، معمار فرانسوی بود که با پشتوانه موزه لوور برای شناخت کاخهای هخامنشی و البته اشیای نفیس آن مسئولیت حفاری را به عهده گرفت. فرانسویها که به خوبی از اهمیت شوش آگاه شده بودند، یکی از مهمترین باستانشناسان خود به نام ژاک دمورگان را برای کاوشهای بلندمدت به آنجا اعزام کردند.
دمورگان گرچه در اصل زمینشناس بود، اما به دلیل آشنایی با فرهنگهای شرقباستان و همچنین تجارب گسترده در زمینه حفاریهای حرفهای در مصر ـ به عنوان مدیر اداره عتیقات مصر ـ برنامهای اساسی را برای کاوشهای دامنهدار در شوش پیریزی کرد. چنان که هیات حفاری او در زمان خود دارای بیشترین میزان امکانات و بودجه و تعداد هزار کارگر نسبت به دیگر تیمهای باستانشناسی در جهان بود. حتی ساخت قلعهای بزرگ و امن برای اسکان هیات حفاری که در حال حاضر به قلعه شوش معروف است نیز در نوع خود کمنظیر بوده. تمام این فعالیتها نشان میداد شوش مکانی جامع و ایدهآل برای کشف بقایایی است که نماینده یکی از دو تمدن بزرگ شرقباستان، یعنی پارس (ایران کنونی) و بینالنهرین (عراق کنونی) بوده است.
در حفاریهای دمورگان بود که چند اثر باستانی مهم خاورمیانه کشف شد. قانوننامه حمورابی، استل (سنگ فتحنامه) نارامسین، مجسمه مفرغی ناپیراسو، ظروف سفالی منقوش و کتیبههای آغاز نگارش را میتوان آثار مهم در تاریخ کشفیات باستانشناسی جهان دانست. این یافتهها، جانشینان فرانسوی دمورگان را واداشت تا کاوشها را در شوش تا سال 1356 ادامه دهند. چند سال بعد، مهدی رهبر و میرعابدین کابلی باستانشناسان ایرانی بودند که از طرف سازمان میراث فرهنگی برنامه حفاظت، تعیین عرصه و کاوش را برای چند سال در این محوطه ادامه دادند. چنان که میتوان اذعان کرد این کاوشها در تاریخ علم باستانشناسی تنها پژوهشهای میدانی بوده که اینچنین طولانی و بیوقفه تداوم یافته است. در واقع از سال 1885 تا 1979 میلادی به مدت 95 سال، بیش از 70 بار (فصل) برنامه کاوش در این محوطه انجام گرفته که در نوع خود بینظیر است.
اشیا و آثار یافتشده در این کاوشها، هر کدام به نوبه خود نماینده مادی بازمانده از جنبههای مختلف فرهنگ جهانی بشریت هستند که بعضی از آنها مانند پیدایش شهرنشینی، اختراع خط و نگارش، ظهور مدیریت اداری، تنوع سبکهای معماری و شهرسازی، رشد فلزکاری و توسعه تجارت بینالمللی و تنوع مذاهب را با مدارک مستند میتوان در این محل جستجو کرد.
از این منظر شوش قبل از این که در آینده رسما در فهرست ثبت میراث جهانی قرار بگیرد، سالهاست در کنار چند اثر شاخص باستانی جهان نام خود را تثبیت کرده است.
دکتر علیرضا سرداری / باستانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: