روایت پژوهشگران از مبارزات حاج آقا «نورالله»

نخستین همایش تبیین آرائ و بزرگداشت هشتادمین سالگرد نهضت حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی روز دوشنبه 17/5/84 در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد.
کد خبر: ۷۲۲۲۵

در این مراسم که به همت حوزه علمیه اصفهان ، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و سازمان فرهنگی - تفریحی شهرداری اصفهان سامان یافته بود، تصاویر بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پخش و پیام رئیس جمهوری اسلامی ایران قرائت شد.
سپس رئیس مجلس شورای اسلامی به ایراد سخن پرداخت و آن گاه محققان در 2بخش صبح و عصر به طور فشرده مقالات خود را ارائه کردند و سخنران اختتامیه این همایش آیت الله العظمی مظاهری بودند این نوشتار، گزارش همایش و فرازهای برجسته مطالب ایراد شده را در خود دارد:


حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با اعضای همایش پیرامون زندگی و مبارزات مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی فرمودند: مرحوم حاج آقا نورالله انصافا از یک نظر، قله این خاندان است.
ایشان از لحاظ علمی ، شاگرد میرزا و اصحاب سامره است که چند سالی در آنجا زندگی کرده و برگشته...
از لحاظ فهم سیاسی هم بسیار مرد فهیم و جلوتر از زمان خودش بود؛ هم در قضیه مشروطه ، انسان این مساله را مشاهده می کند، هم در قضیه رضاشاه. این حرکتی که ایشان در 1345 و (1346ق) شروع کرد که قم را پایگاه خودشان قرار داد و انتظاراتی را از رضاشاه مطرح کرد، کارهای خیلی بزرگی است ؛ منتها آن استبداد رضاخانی و سرنیزه و قلدری رضاخانی نگذاشت این قضیه موج پیدا کند؛ والا اگر یک مقدار آن فشار دیکتاتوری رضاخانی نبود، این قضیه در همه ایران موج پیدا می کرد و شاید نتایج بسیار مهمی را انسان می توانست حدس بزند که بر آن مترتب می شد؛ لیکن نگذاشتند، بعد هم که به شهادت و مسموم کردن ایشان منتهی شد.
بنابراین ، از لحاظ فهم سیاسی هم ایشان خیلی مهم بوده است. نکته دیگری که در مورد ایشان است ، روشن بینی و روشنفکری است. ببینید این مبارزاتی که با فرنگی ها و با خارجی ها و با نفوذ اجانب در کشور از طرف علما انجام گرفته. صورت قضیه این بود که کفر در مقابل اسلام است ؛ چون خارجی ، کافر بود؛ فرنگی ، کافر بود و نمی خواستند کفر بیاید.
صورت این قضیه ، صرفا یک جنگ مذهبی را نشان می دهد؛ اما وقتی انسان کاوش می کند، می بیند در اغلب اینها، بخصوص در قضیه مرحوم حاج آقا نورالله ، مساله فقط یک جنگ مذهبی نیست ؛ یعنی دعوای این نیست که مسیحی ها می خواهند بیایند غلبه پیدا کنند؛ مسیحی ها که در خود اصفهان با آنها داشتند زندگی می کردند؛ ارامنه اصفهان همیشه بودند و با هم زندگی می کردند و مشکلی هم نداشتند؛ پس دعوا، دعوای مذهبی نبود، بلکه دعوا، سر همان چیزی است که ما امروز از مساله استقلال می فهمیم ؛ یعنی سلطه اقتصادی ، سلطه فرهنگی ، سلطه سیاسی ، سلطه اجتماعی و نفوذ ویران کننده و خانه براندازی که غرب در دنیا داشته.
مبارزات مرحوم حاج آقا نورالله در دو بخش تقسیم می شود: بخش مقابله با خارجی و بخش مبارزه با استبداد. این دو بخش ، کاملا در زندگی ایشان و در مبارزات ایشان محسوس و قابل تفکیک است ؛ لیکن با رضاخان هم که ایشان مبارزه می کند، گویی برایش کاملا روشن است که رضاخان پیش کرده همان خارجی است که آمده.
این ، همان چیزی است که برای نسل امروز ما، جزو واضحات است ؛ اما آن روز این قضیه جزو واضحات نبود؛ روشن نبود. آن روز حتی کسانی با شعارهای رضا شاه جذب می شدند و حرف او را باور می کردند!

مشروطیت اصیل ؛ عدالتخانه
دکتر محمود احمدی نژاد: تاریخ گواه است که آنچه به نام نهضت مشروطیت به منصه ظهور رسیده است در ابتدا با نام نهضت «عدالتخانه» شروع و به رهبری عالمان و مراجع و بزرگان دین متحقق شد و بعدها توسط انجمن های سری و مراکز فراماسونری و رجال خود باخته در مسیری افتاد که دو دهه بعد، رضاخان پهلوی تمامی دستاوردهای حرکت ملی را دستخوش آمال و هوسهای مستبدانه خود و اربابان خارجی اش نمود.
عبرت از این تاریخ نشان می دهد که غفلت و انحراف از حرکت عدالت طلبی ، نقطه آغاز رسوخ اندیشه های غیربومی و تغییر مسیر نهضت های اسلامی اصیل است. آیت الله «حاج آقا نورالله نجفی... مردی که در دوران سخت جدایی ملت و دولت و نفوذ اجانب و وابستگی نظام سیاسی در ایران ، قد مردانگی برافراشت و در تیرگی دوران پهلوی ، خواهان بازگشت به مشروطیت اصیل ، که همان نهضت عدالتخانه است گردید.
او که آزادی و تجدد و هویت ملی و قانون و مجلس را نه در پرتو اندیشه های بیگانه ، بلکه با روحی اسلامی و قرائتی بومی تفسیر کرد، سرانجام با دورانی مواجه گردید که استبداد مشروطه نما و اختناق شبه مدرن رضاخانی به مقابله با او برخاست و سرانجام نیز جان خود را در این راه نثار نمود.
تاریخ مشروطیت ایران و نهضت آیت الله حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی به خوبی نشان می دهد که اگر مردمسالاری ، عدالت طلبی ، آزادی و قانون در پرتو دین و ارزشهای آن تفسیر و تبیین نگردد نه تنها دین بلکه همه حقوق ملی و حتی ابتدایی ترین حقوق شهروندی نیز قربانی خودکامگی و دخالت خارجی خواهد شد.

آشنایی با آمپریسم و ایده آلیسم
دکتر غلامعلی حداد عادل : حاج آقا نورالله شخصیتی جامع الاطراف است. از نظر علمی مجتهد بود و در آن فضای سیاست گریز، در سیاست دخالت می کرد. چهره ای فرهنگی داشت که حتی دغدغه حفظ میراث فرهنگی را هم داشت.
در ساحت اقتصادی ، ایشان یک شرکت اقتصادی تاسیس کرد و مردم را به استفاده از کالاهای وطنی تشویق نمود. نفوذ اجتماعی وسیعی داشت. بر خوانین بختیاری نفوذ داشت و از آن ایل در مبارزه با استبداد و استعمار بهره می گرفت. او دردمند استقلال ایران بود، لذا می گفت: کرباس ایرانی بپوشید ولی فاستونی انگلیسی نپوشید. او از جنبه های فکری و فرهنگی نیز چهره والایی داشت.
برای من که یک محصل فلسفه هستم ، حیرت آور بود که موریس پرنو خاورشناس غربی می گوید: «او غرب را می شناخت بی آن که آن را به دیده ستایش بنگرد.» او چگونه قبل از انتشار کتاب سیرحکمت در اروپا، ایده آلیسم آلمان و آمپریسم انگلیس را خوب می شناخته است ؛ او صاحب بصیرت بود و در اوج تبلیغات اسلام مداری رضاخان در ابتدای به قدرت رسیدن او ماهیت وی را شناخت و به مقابله پرداخت.

دولت پادگانی
عبدالله شهبازی : حکومت رضاشاه بخصوص در دوران 12ساله اخیرش ، کاملا توسط نظامی ها اداره می شد، چنان که می توان آن را دولت پادگانی نامید و والیان هر ایالت عملا تحت فرمان امیر لشکر آن منطقه بودند و نمایندگان مجلس هم با نظر امیران لشگر تعیین و انتخاب می شدند.
در تاریخ ما جایگاه حکومت رضاشاه در ایجاد انقطاع فرهنگی شناخته نشده ، حتی اخیرا در بعضی کتابها به «پیشرفت های رضاشاهی» هم اشاره می شود که بحث پیرامون آن فرصتی دیگر می طلبد. وی سپس افزود: اعدام شیخ فضل الله با برنامه ریزی قبلی بود و یکی از اهدافش آن بود که آخوند خراسانی که با هزاران طلبه از نجف آماده سفر به ایران بود، قهر کند و به ایران نیاید که به این هدف خود رسیدند.

تحریم کفن مرده از پارچه وطنی
دکتر مرتضی دهقان نژاد: وقتی میسیونرهای مذهبی به اصفهان وارد شدند و خیاطخانه و بیمارستان تاسیس کردند و از این راه سعی در تبلیغ مسیحیت و غرب داشتند، حاج آقا نورالله بیکار ننشست و با تاسیس صفاخانه ، بیمارستان و... به مقابله منطقی با آنها پرداخت.
او با تاسیس شرکت اسلامیه که پارچه تولید می کرد، مردم را به پوشیدن لباس داخلی تشویق می نمود تا گامی به سوی استقلال اقتصادی بردارد. حاج آقا نورالله می گفت : کفن مرده باید از پارچه وطنی باشد وگرنه بر آن میت نماز نخوانید.

حزب دمکرات و کمیته دهشت
دکتر حسین آبادیان : در رساله مقیم و مسافر اصول اندیشه سیاسی حاج آقا نورالله تبیین شده است. او در جستجوی حفظ هویت ایران بود. وی در مناقشه قانونگذاری به تقنین در احکام ثانویه اعتقاد داشت نه در احکام اولیه و مراد و منظور او این بود که شریعت برای پاسخ به نیازهای جامعه در آن شرایط بین المللی کافی است.
وی در بخش دیگر از سخنان خود گفت : حزب دمکرات معجونی از آشوب طلبان قفقاز و بعضی روشنفکران همچون تقی زاده و فروغی و برخی افراد غیرایرانی همچون حسینقلی خان نواب بود و اینها دیدگاهی مقابل حاج آقا نورالله و مرحوم نایینی داشتند.
حزب دمکرات کمیته دهشت داشت و به ترور دست می زد تا حریف را از میدان به در کند. یکی از این ترورها، سوئقصد به جان مرحوم شیخ فضل الله نوری به دست کریم دواتگر بود. آنها با ایجاد هرج و مرج ، در صدد تشکیل دولتی بودند که به نام مشروطه و مجلس و قانون ، همه دستاوردهای مشروطیت را از بین ببرد. من برخلاف نظر آقای دکتر فریدون آدمیت معتقدم در آن عصر هیچ شناختی از لیبرال دمکراسی وجود نداشت و جناح رقیب در صدد ادغام ایران در نظام جهانی بود.

استبداد مساوی با ظلم
حجت الاسلام داوود مهدوی زادگان: رساله مقیم و مسافر شکل مرسوم رساله های آن عصر را ندارد و شاید ایشان خواسته با این کار، خواننده را به مطالعه آن علاقه مند سازد. در این رساله ، بحث فلسفه سیاسی ، اندیشه سیاسی و نظام سیاسی مطرح می شود.
باید توجه داشته باشیم که مفاهیم استبداد و مشروطه در ذهنیت علما و منورالفکران معانی کاملا متفاوتی داشتند.
منورالفکران معتقد بودند استبداد یعنی عدم آزادی ولی علما، استبداد را به معنای ظلم می گرفتند که بسیار عمیقتر است زیرا هر جا ظلم باشد آزادی نیست ولی هر جا آزادی باشد به معنای عدم وجود ظلم نیست. حاج آقا نورالله در رساله مقیم و مسافر شاخص های مختلف برای شناخت شخص مستبد به دست می دهد از این روز در بحثهای استدلالی ، مصادیق او بسیار عینی است و وجود خارجی دارد و این مصادیق به شکل خیلی تاثیرگذار مطرح می شود ولی در ادبیات منورالفکری چنین چیزی را نمی بینیم.

به توپ بستن قم
دکتر علی اکبر ولایتی: قیام قم در سال 1306در ظاهر علیه قشون گیری اجباری و در باطن علیه سیاستهای رضاشاه بود.
اقامت علمای اصفهان در قم 105روز به طور انجامید و کار مهاجران به جایی رسید که دولت در فکر به توپ بستن قم افتاد که با تفرقه افکنی میان مهاجران و مرگ مشکوک و نابهنگام حاج آقا نورالله شکست ظاهری ایجاد شد اما این قیام ، تدارک و زمینه قیامهای بزرگتر بعدی بود.

حزب «ضاد، الف»
حجت الاسلام علی ابوالحسنی (منذر): آبان 1304مجلس موسسان استقرار سلطنت پهلوی را تصویب کرد. در 16خرداد 1305شاهد تحولاتی عجیب هستیم ، فروغی استعفا داد و میرزا حسن مستوفی الممالک - که شاید شایسته ترین رجل سیاسی مشروطه دوم است - جای او را گرفت.
در مجلس ششم ، تدین عامل رضا خان کنار می رود و طی تحولاتی ، رجال آزادیخواه همچون مدرس و مصدق به مجلس راه می یابند. نخست وزیری مستوفی تا خرداد 1306ادامه می یابد. دیماه 1305طرح استیضاح مستوفی در مجلس مطرح می شود و مدرس به نفع مستوفی برای سخنرانی ثبت نام می کند. درست در همین روز حاج آقا نورالله در حمایت از مستوفی به مجلس تلگراف می زند و در 15بهمن مستوفی رای اعتماد می گیرد. اصل قضیه چه بود؛ واقعیت این است که بعد از سلطنت رضاخان یک حزب مخفی به نام ضاد الف (مخفف ضداجنبی و ضدانگلیس ) تشکیل می شود.
3نفر در راس این حزب قرار دارند: مدرس ، مستوفی و رضا خان و بحث مرحوم مدرس این بود که تاکنون ما با رضاخان جنگیدیم ، حال که او پیش برده باید امور کشور را با رویکرد جدیدی پیش ببریم و امور را به صلاح هدایت کنیم.
از افراد دیگر مرتبط با این حزب می توان آیت الله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی ، شیخ محمدتقی بافقی ، مرحوم الفت اصفهانی و... را نام برد.
یکی از اقدامات جناح مرحوم مدرس کشف کودتای صهیونیستی در ایران بود. قضیه از این قرار است که در شهریور 1305مقرر گردید رضاخان ترور شود، این توطئه ترور که قرار بود توسط صهیونیست ها و با هدف تشکیل حکومت صهیونیستی به دست سرهنگ فولادی و مسیو حایم در ایران اجرا شود توسط یاران مدرس (و به طور مشخص مرحوم آیت الله شیخ حسین لنکرانی) به رضاخان اطلاع داده شد زیرا آنها حکومت صهیونیستی را خیلی مهیب تر از دولت رضاخان می دانستند. در پشت صحنه اقدامات دیگری نیز انجام شد که همگی ناشی از تحرکات این حزب بود؛ لغو کاپیتولاسیون و تاسیس بانک ملی هم ، کار این حزب بود.
تلگراف حاج آقا نورالله در حمایت از مستوفی نیز درهمین راستا ارزیابی می شود. در اوایل مهر ماه 1306این حزب توسط تیمورتاش از هم می پاشد و در 11مهر قیام قم آغاز می شود و از این مقطع تعامل با رضاخان به تقابل تبدیل شد.

شوم فدایی ملت...
مرتضی تیموری : ایشان به بحث حاج آقا نورالله در کتاب «جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری» نوشته دکتر سیدنورالله دانشور علوی پرداخت و گفت: میان کتابهای نه چندان زیاد پیرامون مشروطه ، آن طور که باید و شاید به نقش حاج آقا نورالله اشاره نشده است.
در کتابهای ناظم الاسلام کرمانی ، ملک زاده ، دولت آبادی ، کسروی و حتی تاریخ بختیاری خیلی کمرنگ به ایشان اشاره شده است ولی کتاب جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری به نحو مبسوطتری به ایشان پرداخته است.
او گفت : هزاران نفر از مردم اصفهان در اعتراض به کشتار مردم تبریز توسط اقبال السلطنه ماکویی به چهلستون آمدند و یکصدا شعار دادند: شوم فدایی ملت به اذن «نورالله» اقول اشهد ان لااله الاالله

دیکتاتوری مصلح
دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی: سخنرانی ایشان پیرامون تعامل روشنفکری سکولار و میلیتاریسم رضاخانی بود و به برخورد منورالفکران با دیکتاتوری پهلوی اول پرداخت و گفت: مشفق کاظمی در حمایت از رضاخان بحث «دیکتاتوری مصلح» را مطرح می کند و این گروه از روشنفکران حکومت رضاخان را «استبداد منور» می خوانند.
در عرصه مطبوعات نیز کاظم زاده ایرانشهر، تقی زاده ، محمود افشار و... بسترساز جریان استبداد در دوره بعد هستند و می کوشند برای آن نظریه پردازی هم کنند.
در اصفهان هم نشریه میهن (مربوط به بنان السلطان شیروانی از افراطیون مشروطه که رویکردی باستان گرایانه دارد و بر پالایش زبان فارسی و استفاده از لغات سره تاکید می کند) در این گروه نشریات قرار می گیرد و همچنین جریده زبان زنان (متعلق به صدیقه دولت آبادی که منسوب به فرقه ضاله بابیه است) نیز سرتاسر به مفاهیم شبه مدرنی می پردازد که موید حکومت رضاشاه است.

شهید هویت
آیت الله محی الدین حائری شیرازی: شناخت ایام گذشته جزئ هویت شخصی ماست. وقتی یک ملت بخواهد راهی را طی کند، اول باید خودش را بشناسد و شناسنامه خود را در دست داشته باشد.
حاج آقا نورالله شهید هویت است زیرا کارهایی که آن روزها انجام می گرفت ، برنامه هایی بود که با اصل هویت شیعی ایران منافات داشت و حاج آقا نورالله کسی بود که رضاخان را در ابتدای امر که بعضی ها هنوز با او مخالفت نداشتند شناخت.
رضاخان با اجزای مختلف هویت ما در افتاد. لباس ، جزو هویت ما بود که با لباس متحدالشکل آن را برانداخت. واحد وزن ما سیر و چارک و من بود که آن را برانداخت و به جای آن سیستم کیلو و تن را گذارد. طب بوعلی سینایی جزو هویت ما بود (همچون طب سوزنی که جزو هویت چینی هاست ) که آن را هم برانداخت.
عین السلطنه در تاریخش می گوید حصبه آمد، داروهای خارجی کارگر نیفتاد و حکیم های خودمان فلوس دادند، موثر افتاد و خوب شد در آن دوران بیماری های کبد و کلیه با طب داخلی مداوا می شد منتهی نگذاشتند این طب غنی در دانشگاه کرسی داشته باشد.
از خارج استاد طب آوردند و پزشکی غربی ، طب ملی ما را نابود کرد در حالی که انگلیسی ها در همه شوون ، هویت خود را حفظ می کنند. مثلا رانندگی در انگلستان که بر خلاف تمام دنیا راننده سمت راست ماشین می نشیند و در سمت چپ خیابان رانندگی می کند زیرا این را جزو هویت خود می دانند یا در سیستم متریک ، این که همه دنیا واحد کیلو و تن دارند آنها از واحدهای خودشان استفاده می کنند.
وقتی اعتراض می کنیم می گویند در سطح بین المللی از سیستم بین المللی استفاده می کنیم ، لکن در سطح ملی ، واحد خودمان را داریم. آنها این گونه هویت خود را حفظ می کنند اما در کشور ما آنچنان طب ابوعلی سینا را برانداختند که بعضی اطبای ما از آن به عنوان طب کاهی ، یونجه ای و علفی یاد می کنند. در اسلام ، لباس ، خانه و... همه هویت دارند لکن آیا اکنون خانه ما با فرهنگمان سنخیت دارد؛
انگلستان می گوید الان عکس و اسم جوانهای ما بر سینه جوانان ایران است و چند وقت دیگر اخلاق اینها در جوانان ایرانی حلول می کند ولی آنها به هیچ وجه اجازه حک عکس و اسم و نمادهای فرهنگی ما را بر پیراهن های خود نمی دهند. یک جوان ایرانی پیراهن هایی با اشعار حافظ و سعدی تهیه کرده بود و به بازار آلمان برای فروش عرضه کرد که استقبال هم شد لکن جلوی او را گرفتند و گفتند چون به زبان آلمانی نیست اجازه فروش ندارید.

حاج آقا نورالله در نقش رهبر
آیت الله العظمی حسین مظاهری : به عنوان سخنران اختتامیه همایش ، بحث خود را در 3بخش ارائه کردند. در بخش اول به مقوله تشیع از زمان رسول اکرم پرداختند. در بخش دوم ، معظم له 5نهضت را در تاریخ معاصر برشمردند که عبارت است از:

1-تحریم تنباکو
2-مشروطه : که از آن سواستفاده کردند و حاضر شدند حتی مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری را بر دار کنند.
3-نهضت آیت الله آشیخ نورالله نجفی اصفهانی که شکست عجیبی به قلدرها و از جمله رضاخان داد و اگر شهادت ایشان پیش نیامده بود، قطعا پیروز می شد و با مطالعه تاریخ می بینیم که تفرقه اندازی ها فی الجمله موثر بود.
اما آنچه نهضت را شکست داد، شهادت ایشان بود.
4-نهضت ملی کردن صنعت نفت که به سرپرستی مرحوم آیت الله کاشانی بود و وقتی ایشان را کنار زدند، نهضت هم خنثی شد.
5-انقلاب اسلامی معظم اله بخش پایانی سخنان خویش را به طور مشخص به حاج آقا نورالله اختصاص داده و فرمودند: او همه شرایط لازم برای رهبری یک انقلاب را دارا بود و برای رهبر خصوصیاتی همچون علم ، تدین ، زهد، ساده زیستی ، محبوبیت اجتماعی ، سیاست ، فراست و شجاعت را برشمردند و مصادیق آن را در وجود آن بزرگمرد توضیح دادند.

حسین نوری
nouri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها