در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این امر زمانی آشکار میشود که آمریکاییها در منطقه بر مذاکره با اعضای مقاومت و کشورهای عربی، صهیونیستها و اروپاییها برای به اصطلاح مقابله با داعش تاکید دارند که اوج آن را در تحرکات دیپلماتیک واشنگتن در نیویورک میتوان مشاهده کرد.
در جمع تحرکات آمریکا در حوزه به اصطلاح مقابله با داعش یک اصل مشهود است و آن ادعاهای مکرر مقامات آمریکایی مبنی بر آموزش و تسلیح معارضان میانهرو سوری است. آنها تاکید دارند که 500 میلیون دلار برای تحقق این کار اختصاص دادهاند در حالی که همزمان اردوگاههایی را در عربستان برای آموزش این افراد به تعداد 5000 نفر زیرنظر فرماندهان عالیرتبه آمریکایی در نظر گرفتهاند.
آنها بر این ادعایند که این نیروها همزمان با داعش و نظام سوریه خواهند جنگید و آمریکا نیز همزمان مرزهای سوریه را بمباران خواهد کرد.
آمریکاییها در حالی حمایت از معارضان میانهرو سوری را مطرح میکنند که یک سوال مطرح میشود و آن اینکه چگونه میشود 3.5 سال از بحران سوریه گذشته باشد و آمریکا تازه در جستجوی معارض میانهرو و آموزش آنها باشد؟ چگونه میشود معارضی 3.5 سال در سوریه فعالیت داشته باشد و نامی از آن بر زبان نباشد و اینکه چگونه نیروی نظامی به توان 5000 نفر وجود داشته باشد و پس از 3.5 سال تازه نیازمند آموزش نظامی شده باشند، که آمریکا بخواهد در عربستان آنها را آموزش دهد؟
پاسخ به این پرسشها یک اصل را آشکار میسازد و آن اینکه واژهای به نام معارض میانهرو وجود خارجی ندارد و ادعاهای آمریکا صرفا فرافکنی واهی است. حال این سوال مطرح است که هدف آمریکا از به کار بردن واژه حمایت از میانهروهای سوری و تسلیح و آموزش آنان چیست؟ در حوزه بیرونی، آمریکا همچنان به دنبال توجیه نظامیگری خود در منطقه و همراه ساختن اعراب و صهیونیستها با خود است که ادعای سرنگونی نظام سوریه میتواند بهانهای برای تحقق این امر و جلب رضایت و اعتماد متحدان قدیمی آمریکا باشد. آمریکا با ایجاد فضای جنگافروزی در سوریه به دنبال تحریک مقاومت برای امتیازدهی و قرار گرفتن در بازی آمریکایی به بهانه مقابله با داعش است. اما در حوزه داخلی سوریه رفتار آمریکاییها از به کار بردن واژه معارض میانهرو و اختصاص بودجه مالی و نظامی برای آنان در چارچوب دیدگاه تفرقهانداز و حکومت کن، خلاصه میشود. تجربه 3.5 سال آمریکا در سوریه نشان میدهد که معارضان خارجنشین و تروریستهای حاضر در سوریه توان اجرای طرحهای این کشور را ندارند و عملا شکست خوردهاند. آنچه شکست این طرح را رقم زده اصل وحدت مردم، ارتش و نظام سوریه است. وحدتی که موجب شده تا تروریستها از 83 کشور دنیا با حمایتهای گسترده غرب و ارتجاع عربی نتوانند کاری از پیش ببرند.
اتحادی که هرگز در درون مهرههای سیاسی خارجنشین آمریکا علیه سوریه در قالب ائتلاف ملی معارضان سوریه شکل نگرفت و عملا جز نامی ظاهری چیزی از آن باقی نمانده است. بر این اساس حربه اصلی علیه سوریه را ایجاد شکاف و شکست وحدت ملی مردم، ارتش و نظام سوریه باید دانست.
طرح آمریکاییها چنان است که با وعدههای سیاسی با پشتوانه اقتصادی و نظامی، گروههای سیاسی درون سوریه را به اپوزیسیون شدن سوق دهد. آمریکا با این حربه به دنبال ایجاد شکاف و تقسیم قدرت در سوریه است تا نظام و جریانهای سیاسی را درگیر تقابلهای طولانی مدت سازد و آمریکا با تقسیم جامعه سوریه به میانهرو و غیرمیانهرو طرح ایجاد شکاف در وحدت ملی سوریها را رقم زند و همزمان با آن با مسلح کردن گروههای تروریستی طرح نابودی درونی سوریه را نیز اجرا کند.
طراحی آمریکا بهگونهای است که در نهایت سوریه گرفتار تقابلهای درونی گردد تا اصلیترین مولفه خود یعنی وحدت و انسجام ملی میان مردم، نظام و ارتش را از این کشور حذف کند. حلقه تکمیلی این طرح نیز تحرکات داعش در عراق برای قطع پل ارتباطی ایران به سوریه و فعالیت النصره در مرزهای لبنان و سوریه برای قطع ارتباط حزبالله با سوریه است تا با این طرح سوریه در محاصره نظامی، اقتصادی قرار گیرد تا با محاصره بیرونی و شکاف درونی آمریکا بتواند طرح سلطه بر این کشور را اجرایی کند. بر این اساس میتوان گفت که واژه معارض میانهرو جایگاه بیرونی ندارد و هدف آن ایجاد شکاف در درون سوریه است؛ زیرا اگر آمریکا مهرهای داشت در 3.5 سال اخیر بهکار گرفته بود و اکنون دربهدر به دنبال یافتن چنین مهرهای نبود.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: