در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال گذشته 76 فیلم از سوی کشورهای جهان به آکادمی اسکار معرفی شد و رکوردی تازه را در این رشته ثبت کرد. تا به حال 23 کشور دنیا فیلمهای مورد نظر خود را نامزد رقابت در رشته بهترین فیلم خارجی سال کردهاند و روند معرفی فیلمها ادامه دارد. اول اکتبر (نهم مهر) آخرین مهلت برای معرفی فیلمهای این بخش است و کشورهای مختلف جهان مثل هر سال بهترین و پرسروصداترین محصولات خود را به این بخش معرفی میکنند تا شانس بیشتری برای دریافت جایزه داشته باشند. سال قبل «زیبایی بزرگ» از کشور ایتالیا موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی سال شد. این فیلم توسط پائولو سورنتینو کارگردانی شده بود. آکادمی اسکار امسال هم نامزدهای این رشته را در دو بخش معرفی میکند. در مرحله اول یک فهرست 9 تایی از فیلمها معرفی میشود. پنج نامزد نهایی از بین این فیلمها انتخاب خواهد شد. نام این فیلمها همراه دیگر نامزدهای رشتههای مختلف اسکار در تاریخ پانزدهم ژانویه (بیست و پنجم دی) اعلام میشود. هشتاد و هفتمین دوره مراسم اسکار بیست و دوم فوریه (سوم اسفند) در سالن دالبی تئاتر شهر لسآنجلس برپا میشود.
در این گزارش مروری کوتاه داریم بر برخی فیلمهایی که تا به حال برای شرکت در رقابتهای اسکار بهترین فیلم خارجی سال معرفی شدهاند.
انگلستان کوچک (یونان): پاندلیس وولگاریس کارگردان این درام است. در یونان این فیلم را با نام میکرا آنگلیا میشناسند. جشنواره فیلم شانگهای جوایز بهترین فیلم، کارگردان و بازیگر زن خود را به این درام داد. قصه فیلم درجزیره آندروس در دو دهه 30 و 40 میلادی اتفاق میافتد و فیلمنامه آن براساس قصه کتاب پرخواننده همسر کارگردان نوشته شده است. این قصه در جامعه کوچکی رخ میدهد که در آن زنان باید به تنهایی به کار و زندگی ادامه دهند، در حالی که مردان جزیره برای صید ماهی زمان زیادی را روی آب دریا هستند. دو خواهر در این جزیره به یک فرد واحد دل میبندند. کل صحنههای فیلم در یک لوکیشن فیلمبرداری شده و فروش بالایی در جدول گیشه نمایش سینماهای یونان بحرانزده اقتصادی داشته است. بیش از 300 هزار تماشاچی در این کشور به تماشای آن نشستهاند.
زهر یخ (تایوان): قصه درام فیلم درباره مواد مخدر است و در میانمار اتفاق میافتد. زن جوانی از اهالی شهر همکاری با سوداگران مواد مخدر را میپذیرد و برای حمل مواد، مرد جوانی را بهعنوان راننده خود انتخاب میکند. جشنواره ادینبورگ چند جایزه خود را به این فیلم داد که سومین ساخته سینمایی میدی زی کارگردان آن است.
Force majeure (سوئد): چهارمین ساخته سینمایی روبن اوسلوند اولین بار در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و جایزه هیات داوران را دریافت کرد. خط اصلی قصه بر خانوادهای تمرکز میکند که برای تعطیلات راهی منطقه اسکی میشوند. حال و هوای آنها پس از یک بهمن بزرگ مورد بررسی قرار میگیرد.
دره تاریک (اتریش): فیلمی وسترن با رویکرد اکشن و درام. شهری کوچک در دامنه کوه آلپ محل وقوع داستان است. مثل تمام فیلمهای وسترن غریبهای وارد شهر میشود و کسی نمیداند او از کجا آمده و کیست. علت حضور او در شهر هم برای کسی آشکار نیست ولی همه اهالی شهر یک نکته را بخوبی میدانند و آن این است که کسی علاقهای به حضور این غریبه در شهر ندارد. با آنکه فیلم از سوی اتریش نامزد شرکت در رقابتهای اسکاری شده، ولی محصول مشترک آلمان و اتریش است. منتقدان از فیلم بهعنوان یک وسترن خاص اسم میبرند که متفاوت از ساختههای دیگر این ژانر است. حتی برخی از آنها فیلم را با وسترنهای صامت تاریخ سینما مقایسه میکنند. آندراس پروچسکا کارگردان این وسترن خاص است.
گاوچرانها (کرواسی): همانطور که احتمالا از نامش برمیآید، این فیلم هم یک وسترن است و از حال و هوایی کمدی و درام برخوردار است. تامیسلاو مرسیک کارگردان است و براساس قصه یک نمایش صحنهای معروف و پربیننده ساخته شده است. قصه فیلم درباره هشت آدم غریبه و خارجی است که تلاش دارند یک تماشاخانه درست کرده و در آن به اجرای نمایش بپردازند. این در حالی است که آنها تمام قواعد مربوط به خلق تماشاخانه و اجرای نمایش را زیر پا میگذارند. منتقدان اروپایی فیلم را چیزی بین یک درام اجتماعی و کمدی بزن و بکوب ارزیابی کردهاند. قصه این وسترن در شهری رخ میدهد که در حال تجربه کردن یک زندگی صنعتی است و به همین دلیل زندگی اهالی آن با سختیهای زیادی همراه است.
شب واقعی (فنلاند): درامی به کارگردانی پیرجو هونکاسالو. پسری چهارده ساله در یکی از زاغههای شهر هلسینکی، شرایط سختی دارد و درسهای تازهای از زندگی میگیرد. برادر بزرگتر این نوجوان در خانه کوچکی که شبیه جنگل است، نمیتواند کمک زیادی به او کند. این برادر باید دوران محکومیت خود را در زندان سر کند. در مدت 24 ساعتی که برادر آزاد است، شخصیت اصلی قصه فیلم چیزهای تازهای یاد میگیرد. هونکاسالو به مدت ده سال به دنبال آن بود تا قصه کتاب پرخواننده «شب» را تبدیل به فیلمی سینمایی کند. این خانم فیلمساز، فیلم خود را طی 21 روز فیلمبرداری کرده است.
خواهران دوستداشتنی (آلمان): درامی تاریخی و رومانتیک از دومینیک گراف که زندگی دو خواهر آریستوکرات به نام شارلوت و کارولین را به تصویر میکشد. هر دوی آنها عاشق فردریک شیلر، نویسنده و شاعرجوان و جنجالی میشوند. هیچ یک از دو خواهر از عشق خود عقبنشینی نمیکنند و یک بازی سخت بین این سه نفر آغاز میشود که زندگیشان را وارد دردسرهای زیادی میکند. منتقدان از فیلمبرداری و چشماندازهای باشکوه فیلم تاکنون بسیار سخن گفتهاند.
جزیره ذرت (گرجستان): درامی اجتماعی درباره رودی که زندگی مردم محیط اطراف خود را دچار دگرگونی و مسائل زیادی میکند. در چرخهای که این رود خلق و خراب میشود، زندگی اهالی محل دستخوش ماجراهایی میشود که کسی توانایی مقابله یا فرار از آن را ندارد.
خدای سفید (مجارستان): لیلی سیزده ساله مبارزهای سخت را آغاز میکند تا از سگ خانگی خود هیگن حمایت و مراقبت کند. زمانی که پدر او سگ را در محل دوری رها میکند، لیلی درهم میشکند. او تلاش سختی برای پیدا کردن حیوان خانگیاش آغاز میکند و اطمینان دارد که میتواند او را پیدا کند. حدود 270 سگ برای ساخت فیلم مورد استفاده قرار گرفتند. این یک رکورد در رابطه با استفاده از حیوانات در یک فیلم سینمایی است. دو سگ دوقلو در نقش هیگن ظاهر شدند. این دو سگ زمانی برای بازی در فیلم انتخاب شدند که صاحب آنها قصد داشت آنها را به یک مرکز نگهداری حیوانات خانگی بسپارد. منتقدان پایان فیلم را دوست دارند. کورنل موندروژو کارگردان این درام نوجوانانه است.
نور فقط آنجا میتابد (ژاپن): درامی خانوادگی و اجتماعی که ژاپنیها متخصص ساخت آن هستند. مردی بیکار که در جستجوی شغلی مناسب است، شخصیت اصلی فیلم را شکل میدهد. زمانی که وی به خواهر دوست صمیمیاش دل میبندد، زندگی رنگ و بوی تازهای به خود میگیرد. میپواوه کارگردان فیلم است.
هرگز جوان نمیر (لوکزامبورگ): برخلاف نام که حکایت از یک درام داستانی پراحساس میکند، این فیلم یک کار مستند است. سازندگان فیلم به قدری نسبت به موفقیت آن اطمینان دارند که آن را در رشته بهترین فیلم خارجی و نه بهترین مستند، نامزد دریافت جایزه کردهاند. گیودو پیتزز شخصیت اصلی قصه درسال 1959 به دنیا آمد و در دوازده سالگی به مدرسهای در آرلون فرستاده شد. سه سال بعد او به خانه برگشت و اینبار رفتار کاملا متفاوتی داشت. در پانزده سالگی به مصرف مواد مخدر و فروش هروئین پرداخت. درگیریاش با پلیس شروع شد. در بیست سالگی درگیر یک تراژدی شد. او هنگام فرار از چنگ پلیس از یک ارتفاع هشت متری پرید و تا یک قدمی مرگ رفت. از آن زمان به بعد، وی برای تمام عمر علیل شد، اما اعتیادش به مواد مخدر ادامه داشت. در یک مرکز بازپروری و درحالی که روی صندلی چرخدار بود، مواد مصرف میکرد. او خودکشی میکند و باز هم از مرگ نجات مییابد. تصمیم به ترک اعتیاد میگیرد و موفق میشود. حالا در پنجاه سالگی آدمی سالم است که اثری از مواد در او نیست. پل کروچتن کارگردان این مستند است.
تیمبوکتو (موریتانی): همانطور که از نام فیلم برمیآید، کاری درباره این شهر معروف موریتانی است. عبدالرحمن سیساکو، فیلمساز قدیمی و سرشناس این کشور آفریقایی آن را کارگردانی کرده است. او برای کار تازه خود به سراغ تاریخ معاصر کشورش رفته است و به اشغال مختصر و کوتاه تیمبوکتو توسط شورشیان تندروی مسلمان نگاهی انداخته است.
متهم شده (هلند): پائولا فون دراوست، کارگردان این درام است که حال و هوایی دلهرهآور و روانکاوانه دارد. قصه فیلم برگرفته از یکی از جنجالیترین و بحثانگیزترین پروندههای دادگاهی کشور است. لوسیا یک پرستار است که به مجازات مرگ محکوم شده است. او متهم به قتل حداقل هفت نفر است، اما واقعیت این است که او جرمی مرتکب نشده و بیگناه است. کارگردان فیلم تلاش دارد به موضوع قاتلان زنجیرهای نگاهی تازه بیندازد. سیستمی که یک بیگناه را محکوم میکند و فرصتطلبهایی که میخواهند از این پرونده نفعی ببرند هم مورد بررسی قرار میگیرند.
1001 گرم (نروژ): این فیلم را بنت همر کارگردانی کرده و درباره ماری دانشمند نروژی است که راهی سمیناری در شهر پاریس میشود. ماجراهایی که در پاریس رخ میدهد خط اصلی قصه را پیش میبرد.
آیدا (لهستان): یک درام تاریخی و جنگی دیگر از سینمای کشوری که آندره وایدا و کریشتف کیشلوفسکی نوع تازهای از سینمای جنگ و سیاسی را در آن ارائه کردند. اینبار پاول پاولیکوسکی به سراغ جنگ جهانی دوم و تبعات آن رفته است. او قصه زن جوانی به نام آیدا را تعریف میکند که در لهستان دهه 60 میلادی به شغل پرستاری مشغول است و زمانی که رازی تاریک را درباره خانوادهاش در دوران جنگ کشف میکند، در آستانه یک درهم شکستگی عصبی قرار میگیرد. به این بهانه فیلم نقبی به دوران اشغال کشور توسط ارتش نازی میزند.
سگ ژاپنی (رومانی): تودور کریستین جورگیو این درام را کارگردانی کرده و منتقدان به شباهتهای آن با کارهای کلاسیک یاسوجیرو ازو، فیلمساز کهنهکار ژاپنی اشاره کردهاند. قصه این فیلم هم بسیار کند و آرام تعریف میشود و تکیه اصلی آن روی کاراکترهای ماجراست. در زندگی روزمره این شخصیتها اتفاق مهمی رخ نمیدهد و همه چیز ساده و معمولی است. یک پدر و پسر در محور ماجراهای قصه قرار دارند و البته نقش پدر بیشتر است. او نمیتواند زندگی خود را در دهکده احیا کند و این در حالی است که توفان خانهاش را ویران کرده است. در چنین اوضاع و احوالی است که سر و کله پسر ناآرام او پیدا میشود. خط اصلی قصه فیلم بر روابط خانوادگی و مشکلات مربوط به آن تاکید دارد.
تو را در مونته ویدئو میبینم (صربستان): یک فیلم شاد و کمدی با حال و هوایی ورزشی و ماجراجویانه. دراگون بجلوگرلیه، کارگردان فیلم برای یکی از شخصیتهای اصلی خود به سراغ آرماند آسانته، بازیگر سرشناس بینالمللی رفته است. ابتدای کار او فقط برای هفت روز امکان همکاری و حضور جلوی دوربین را داشت، اما وقتی بازی در فیلم را شروع کرد تحت تاثیر کاربجلوگرلیه قرار گرفت و به او گفت تا هر زمان که بخواهد در خدمت گروه سازنده خواهد بود. در قصه فیلم یک تیم فوتبال از شهر بلگراد (جمهوری سابق یوگسلاوی) فرصت و شانس آن را پیدا میکند که در اولین جام جهانی فوتبال شرکت کند، اما اعضای این تیم فوتبال در مسیر سفر با دردسرها و مشکلات زیادی روبهرو میشوند.
خواب زمستانی (ترکیه): ساخته جدید نوری بیلگه جیلان است؛ فیلمساز مولف و سرشناس بینالمللی که جایزه بزرگ جشنواره کن را گرفت و حالا یکی از شانسهای اصلی دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی سال است. آیدین بازیگری که حالا کار بازیگری نمیکند، مالک هتلی کوچک در آناتولی است. نهال همسر جوان او هم در هتل با او کار و زندگی میکند. روابط بین این دو تیره و توفانی است و حضور نکلا، خواهر نهال که تازه از همسرش جدا شده، بر مشکلات آنها میافزاید. با شروع زمستان و بارش برف سنگین، هتل کوچک پناهگاهی برای مسافران خسته میشود، اما همین مساله بر بار مشکلات آیدین میافزاید. منتقدان سینمایی خواب زمستانی را شاهکاری دیگر از نوری بیلگه سیلان میدانند. این فیلمساز در مصاحبهای گفت برای این فیلمش بیش از 200 ساعت ماتریال داشت و نسخه مورد نظر سینمایی او حدود چهار ساعت و نیم طول میکشد. وی سخت کار و تلاش کرد تا فیلم را به سه ساعت و ربع برساند. طرح اصلی قصه فیلمنامه از یکی از داستانهای کوتاه چخوف گرفته شده است. در عین حال، فیلمساز از نویسندگان روس دیگری مثل تولستوی، داستایوفسکی و همچنین والتر اسم میبرد. هالوک بیلگینر، بازیگر اصلی فیلم سه بار دعوت بازی در آن را رد کرد، زیرا زمانی برای حضور در این فیلم نداشت و درگیر پروژههای دیگر بود، اما کارگردان اصرار داشت او این نقش را بازی کند و کار فیلمبرداری را با وقت و زمان این بازیگر تطبیق داد.
آزادیخواه (ونزوئلا): اثری شرح حال گونه و درام درباره یک شخصیت مشهور بینالمللی.آلبرتو آرولو کارگردان فیلم به سراغ سیمون بولیوار، انقلابی سرشناس بولیویایی رفته است. این چهره نامدار انقلابی که الهامبخش بسیاری از انقلابیون جهانی بوده، در بیش از صد نبرد علیه امپراتوری اسپانیا در آمریکای لاتین مبارزه کرد و جنگید. بولیوار سوار بر اسب بیش از 70 هزار مایل را طی کرد. کارزار انقلابی و اکثر موارد با پیروزی همراه بود. فیلم لحن مستند ندارد و منتقدان سینمایی در رابطه با آن به دو دسته موافق و مخالف تقسیم شدهاند. دستهای آن را ادای دین خوبی به بولیوار دانسته و دسته دیگر نظری عکس دارند.
کیکاووس زیاری / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: