در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چندی پیش مستندی از شبکههای مختلف سیما پخش شد به نام «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» که به گروگانگیری دختری به نام سمیه توسط سازمان منافقین در پادگان اشرف میپرداخت. در این میان تلاشهای پدرش برای آزادی او در این مسیر تبدیل به فیلم مستند جذابی شد که بسیاری را هنگام پخش غافلگیر کرد.
در ادامه آن مسیر، تلویزیون تلاش کرده آثار دیگری دراین زمینه پخش کند و تازهترین مستندی که با موضوع منافقان به آنتن پخش سپرده شد «در آغوش یاران» بود که مدتی پیش پخش شد. این مستند تلاش میکرد به وجه کمتر پرداخته شده این سازمان، یعنی روابط خصوصی اعضای آن بپردازد.
مستند، داستان سه زن جدا شده از این گروه را روایت میکرد که هر کدام قصه خود را بازگو میکردند. فیلم به وجوهی میپرداخت که پیشتر در رسانه ملی به هر دلیلی تابو بوده و همین موضوع باعث شده کمتر به آن پرداخته شود، اما مستندساز هوشمندانه از هر نوع اظهارنظر خارج از آنچه این سه راوی بیان میکنند، خودداری و تلاش کرده راوی صادق آن چیزی باشد که سه عضو جداشده بیان میکنند تا مخاطب خود به حقیقت آن چیزی که اتفاق افتاده ـ خارج از نگاههایی که ممکن است به آن سمت و سو بدهد ـ پی ببرد. بجز این مستند نگاه موشکافانهای به آنچه برای این سه زن سرخورده از سازمان گذشته، دارد. زنانی که برای رسیدن به آرزوهای بزرگ، همه زندگیشان را در قماری که از پیش بازنده آن معلوم است، روی دایره ریختهاند و اکنون با افسوس از گذشته یاد میکنند.
یکی از صحنههای جذاب این فیلم مستند، صحنهای است که دو عضو جدا شده روی نیمکت پارکی نشستهاند و گذشته غمبار خود را در پادگان اشرف مرور میکنند و در ضمن سوالاتی از یکدیگر میپرسند که تاکنون هیچگاه نمیتوانستند آنها را طرح کنند. جایی که یکی از زنها با لبخند و البته با کنایه تلخ از دیگری میپرسد: راستی چی شد که اونها (سازمان منافقین) هر چی میگفتند، ما قبول میکردیم. جریان طلاقها، جدایی خانوادهها از بچهها، عملیات فروغ! و دیگری به همان تلخی پاسخ میدهد: «به خاطر این بود که ما با جایی ارتباط نداشتیم. حق نداشتیم همدیگر را دوست داشته باشیم.»
مستند «در آغوش یاران» به سادهترین شکل ممکن موفق میشود شخصیت اول سازمان منافقین را حلاجی کند و تصویری واقعی و البته مشمئزکننده از وی به نمایش بگذارد. در آغوش یاران در زمره مستندهای افشاگرانه قرار میگیرد که میکوشد سوی هرگز دیده نشده ـ و البته بسیار خصوصیـ رهبر یک فرقه به انتها رسیده را مورد واکاوی قرار دهد. بیطرفی سازنده باعث شده اثر قابلیت نمایش برای مخاطب بینالمللی نیز داشته باشد چراکه این مستند به اندازهای افشاگرانه و کوبنده است که فیلمساز نیازی به سمت و سو دادن به آنچه به صورت مستند در برابر دوربینش در حال وقوع است، ندارد.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: