در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا توانسته است تجربه کند چطور با هر بار دوچرخهسواری میتواند کنترل دوچرخه را بهتر در دست بگیرد؟ آیا به خاطر دارید دقیقا از چه زمانی بود که دیگر برایتان کاری نداشت به جای تمرکز صددرصد روی حفظ تعادل به حس برخورد باد با موهایتان در سرعتهای مختلف توجه کنید؟ آیا هیچوقت توانستید به سطحی از مهارت برسید که فقط با یک دست مسیر دوچرخه را ثابت نگه دارید؟ بیدست چی؟
مادربزرگ عمری است که هر شب آشپزی میکند و ماهیچههای مهارتیاش هر بار از بار قبل ورزیدهتر میشوند. بزرگی میگفت: افکار خود را با دقت انتخاب کنید. چه بسا آنها تبدیل به کلماتی شوند که استفاده میکنید. مراقب کلماتی که استفاده میکنید باشید. چه بسا آنها تبدیل به کارهایی شوند که میکنید. قاضی کارها و اعمال خودتان باشید. چه بسا آنها تبدیل به عادتهایی شوند که دارید. متوجه حضور عادتهای خودتان باشید و مراقبشان باشید چه بسا طی سالیان آنها را تبدیل به بخشی از ارزشهای شخصی خودتان کنید. درونمایه ارزشهایتان را بفهمید و از داشتن آنها خجالت نکشید چرا که آنها سرنوشت شما را مینویسند. میگویند گاندی که عمری به دنیا پشت کرد ولی به انسانیت روی آورد اینها را گفته ولی آخر این روزها به کدام نقل قول از مشاهیر میشود اعتماد کرد؟
برای موفقیت همانقدر که مهم است به چه فکر «بکنیم» مهم است که به چه چیزهایی فکر «نکنیم». بزرگتری میگفت: هر یک بله هزاران نه پشت سر خود دارد. امروز من برای شما سه عادت فکری ناپسند را ذکر میکنم که به آنها نه بگویید چرا که ممکن است هر آن مثل علف هرز در باغ ذهن شما برویند:
ذهنخوانی. آنها که سعی میکنند ذهن دیگران را بخوانند طبیعی است که «گوش نمیدهند». حرف دیگران را به نیمه نرسیده قطع میکنند چون فکر میکنند «از قبل میدانند او چه میخواهد بگوید»! بعد هم بهجای پاسخ دادن به حرفهای او در حقیقت به افکار خودشان پاسخ میدهند. به عبارتی: از این جیب به اون جیب! راه درستش این است که موقع گوش دادن بیشتر کنجکاو باشید که طرف مقابل دارد چه میگوید؟
کلهشقی. یعنی رفتن دنبال راهی یا انجام دادن کاری که خودتان شخصا (تهِ تهِ قلبتان) میدانید جواب نداده و جواب هم نخواهد داد. همه این کلهشقیها هم فقط به خاطر این است که نمیخواهید بپذیرید تصمیم قبلیتان اشتباه بوده و تا به حال منابعتان را به هدر دادهاید. راه درستش این است که نگذارید گذشتهتان برای امروزتان تصمیم بگیرد. از گذشته بیاموزید و رهایش کنید، مثل کفتر.
منفیبافی. افراد منفی باف فکر میکنند واقعگرا هستند و همین طور هم هست. آزمایشهای علمی ثابت کرده که افراد منفیباف با دقت بیشتری نسبت به خوشبینها میتوانند نتیجه یک فرآیند را تخمین بزنند. خوشبینها از دقت کافی برخوردار نیستند چون زیادی خوشبین هستند! اما داستان جایی چرخ میخورد که بدانید خوشبین بودن و بازبودن نسبت به ایدههای جدید، فرصتهای جدید و موقعیتهای یادگیری میتواند موفقیتهایی ورای واقعیات جاریتان برای شما به ارمغان بیاورد. منفی بودن تنها شما را هرچه بیشتر در واقعیات موجودتان فرو میکشد. مثبت باشید بابا!
برای راحت انجام دادن یک کار، اولین شرط موفقیت برداشتن یک لقمه کوچک قبل از برداشتن لقمههای بزرگتر است. شروع کردن یک کار به اندازه کافی سخت هست. آن را با برداشتن لقمههای بزرگ سختتر نکنیم.
شرط دوم موفقیت شکستن همان لقمه به قدمهای کوچکتر و قابل انجامتر است. یک کار عمده را بردارید و به سه قدم اولیه و اصلی برای انجام آن کار فکر کنید. اگر این کار برایتان سخت است یک کار عمده را بردارید و آن را با سه فعل خلاصه کنید: (برای مثال در یک پروژه آماده کردن ناهار) خرید، شستوشو، پخت. و شرط سوم موفقیت این است که با خودتان خوش برخورد باشید.
فکر نکنید که برای موفقیت حتما لازم است به خودتان سخت بگیرید. تنها آنهایی سختی میکشند که از قبل برنامهریزی نکردهاند. موفقیت برنامهریزی شده مسیری تقریبا شبیه زندگی یک فوتبالیست حرفهای دارد. مجموعهای از فعالیتهای مرتب و گام به گام: صبحونه. باشگاه. تمرین. مسواک. خواب. واقعا که!
مصطفی پورمهدی
پژوهشگر و مشاور کسب و کار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: