روباه دم طلا

روزی در گوشه‌ای از یک دشت سبز و خرم سه روباه زندگی می‌کردند. این سه برادر در کنار هم زندگی خوبی داشتند، ولی یکی از آنها که زیبا‌تر از بقیه بود و دم بزرگ و زیبایی به رنگ طلایی داشت، خودش را خیلی بالاتر و زیباتر از بقیه می‌دانست و همیشه به دو برادر دیگرش فخر می‌فروخت. دم روباه اولی سیاه بود و دم‌روباه دومی سفید.
کد خبر: ۷۱۲۱۶۰

نزدیک لانه آنها یک برکه بود. یک روز روباه دم طلا صبح زود بیدار شد تا به سمت برکه برود و آب بنوشد که ناگهان دمش از بس که بلند و بزرگ بود بین دو شاخه‌ای که از زمین بیرون آمده بود گیر کرد و کنده شد. تمام زیبایی اش هم به دم‌طلایی اش بود. با خود گفت حالا چه کار کنم دمم کنده شد و‌ های‌های گریه کرد. تنها راهی که به ذهنش رسید این بود که برود و در جایی پنهان شود تا دمش دوباره ترمیم شود. نمی‌دانست آیا دم دیگری به جای دمش درمی‌آورد یا نه.

در همین موقع صدای برادرانش یعنی دم سفید و دم سیاه را شنید که به همان سمت می‌آمدند. دم طلا تنها کاری که توانست انجام دهد پنهان شدن بود. در یک تنه توخالی درخت پنهان شد. دم سیاه و دم سفید به محض دیدن دم کنده‌شده دم طلا فکر کردند حتما یک شکارچی برادرشان را شکار کرده و گریه و زاری راه انداختند.

یک سنجاب شیطون که از دور شاهد ماجرا بود، جلو آمد و گفت: چه خبره‌؟ این کارها برای چیه؟ من روباه رو دیدم که داشت می‌رفت به سمت برکه که دمش گیر کرد به زمین و کنده شد.

دم سیاه گفت: یعنی زنده است‌؟

دم سفید گفت: کدام طرف رفت‌؟

سنجاب گفت: من ندیدم، فقط فهمیدم که خیلی ناراحت شده بود.

ناگهان با صدایی از داخل تنه درخت همه متعجب شدند. دم سیاه به دم سفید گفت: تو هم شنیدی؟ فکر کنم صدای دم طلا بود.

نزدیک درخت رفتند و منتظر نشستند و دوباره صدای گریه دم طلا از داخل تنه درخت شنیده شد.

برادرانش با هم گفتند: بیا بیرون عیبی نداره، ما کمکت می‌کنیم، دنیا که با کندن یک دم تمام نمیشه. بالاخره بعد از مدتی بیرون آمد. سنجاب خندید و گفت: دمی که همیشه باهاش پز می‌دادی رو از دست دادی، حالا با چی می‌خوای پز بدی و فخر بفروشی آقا روباهه؟

روباه دم طلا سرش را پایین انداخت، ولی دو برادرش نزدیکش شدند و هر کدام دمشان را به دم طلا نزدیک کردند، به طوری که انگار دم طلا دو تا دم داشت. در آن لحظه گفت: من از همین الان به برادرانم پز می‌دهم و به آنها افتخار می‌کنم، چون هرگز کسی نمی‌تواند مثل آنها باشد.

گلنوشا صحرانورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها