در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این به نوعی حکایت کسانی است که وقتی چهره مشهوری ـ در اینجا مراد ما ورزشیها هستند ـ میبینند چشمانشان برق زده و میخواهند که به هر ترتیب ممکن با آن چهره مشهور سلام و علیک، روبوسی، عکس یادگاری و امضا بگیرند و چون این فرد را میشناسند اگر لحظهای احساس کنند ورزشکار مربوطه آنها را خوب تحویل نگرفته پیش خود کلی از خجالتش در میآیند. رفتار آنها طوری است که تو گویی ورزشکار مشهور نیز آنها را میشناسد، در نتیجه هیچ حقی برایش قائل نیستند.
باید به این فکر کرد که شاید چهره مربوطه، در آن لحظه درگیر ذهنی داشته، حواسش جای دیگری بوده و هزاران شاید دیگر که از ذهن هر فردی میتواند بگذرد... کمی هم باید حق داد و توقعات را کم کرد. کیست نداند که بسیاری از چهرههای مشهور ورزش ما علنی و غیرعلنی در امور خیریه پیشقدم نبوده و دست نیازمندان را نمیگیرند؟ کیست که نداند همه دلخوشی ورزشکاران ما همین محبت مردم است و تا جایی که بشود برای مردم کم نمیگذارند. بله، این درست که شهرت آنها هم مدیون همین مردم است، اما یک جاها باید حق داد و کاری نکرد که این محبتی که از نگاه حضرت مولانا خارها را گل میکند، خود چنان خاری بر دل چهرههای سرشناس فرو برود.
این شرایط در حالی برای چهرهها شکل گرفته که خود ما گاهی در خیابان ببینیم یک نفر به ما زل زده است بر آشفته شده و حتی تا دست به یقه شدن با او نیز پیش میرویم، خودتان را جای چهرههای مشهور بگذارید، لحظهای نیست که در کانون توجه نباشند، تلفن همراه آنها از دست امثال ما رسانهایها امان ندارد، دوست، فامیل و اهل محل همیشه انتظارات فزایندهای دارند و داشتن آرامش برایشان یک آرزو شده است. همیشه در حسرت یک تفریح خانوادگی به اتفاق خانواده خود مانند مردم عادی هستند، چون معنی حریم شخصیشان در جامعه خدشهدار شده است و همیشه در معرض این هستند که کسی صدایشان کند و عکس بخواهد، امضا بخواهد یا تحلیل کند شرایط تیم را... اینجاست که محبتها خار میشود.
علی دایی هم راست میگوید که چهرههای مشهور ورزش همیشه بدهکار ورزش هستند، چراکه ورزش حتی اگر هیچ عایدی مالی هم برای آنها نداشته باشد، کم و بیش برایشان پایگاه اجتماعی داشته است و آنها هم حتیالمقدور نباید باعث رنجش خاطر مردم شوند، چون خود نیز از جنس همین مردمند که اینجا رسیدهاند.
البته شهرت در ورزش یک وجه مصنوعی و گذرا هم دارد؛ به واقع از حق نباید گذشت که شهرت چیزی است که کمتر کسی را میتوان یافت که تشنه آن نباشد و ورزش این عرصه بدون خط قرمز که با انبوهی از رسانههای دیداری، شنیداری و فضای مجازی در کانون توجه عموم قرار دارد در نوع خود بستر بسیار بزرگی برای مشهور شدن محسوب میشود. به همین دلیل است که این عرصه بویژه در عرصه مدیریت فوتبال باشگاهی بیراه نیست، اگر بگوییم عرصهای برای برو بیای افراد گمنام دیگر حوزهها تبدیل شده و آنها پس از تیتر یک شدن و پز دادن میان فامیل، دوستان و آشنا وقتی گرفتار در متن ورزش که حاشیه جزئی از آن است، میشوند از ترس تخریب یا پس از تخریب کنار میروند. به هر حال این قبیل مدیران و افراد از نگاه خود برنده شدهاند؛ چون دمی مشهور بودند!
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: