گذشتهگرایی: در سیستم صحیح مدیریت استعدادها، گذشته فقط نقش تجربه اندوزی دارد و لا غیر و اساسا بودن بسیار در گذشته از آینده نگری انسان میکاهد. در زندگی شخصی ما نیز پیش میآید که گاهی با افتخار و تکیه بر مفاخر فامیل و نزدیکان از خود غافل ماندهایم.
روزمرگی: روزمرگی که بهتر است آن را مرگ روزها بنامیم زیرا در واقع به سبب آن روزها میآیند و میمیرند و ما هم فقط به سان ناظری، نظاره گر گذر عمرمان هستیم، یکی از آفتهای رشد و توسعه استعداد است. دم زدن از بدشانسی، تنبلی، سست ارادگی، افسردگی و دهها دلیل دیگر باعث میشود فرد به روز مرگی کشیده شود.
آموزشهای فرهنگی نادرست: بسیاری اوقات فیلمهای سینمایی یا متون درسی به ما آموزههای نادرستی میدهد که در فرآیند استعدادپروری و استعداد سالاری از عوامل مخرب محسوب میشوند. مثلا در برخی فیلمها فردی به یکباره از سطح پایین شغلی به همه آنچه میخواهد میرسد و ره صد ساله را یک شبه میپیماید. این القاء در ذهن فرزندان ما شکل میگیرد که به جای رو آوردن به فرآیند مرحله به مرحله و گام به گام استعداد و پیشرفت بهدنبال موقعیتهایی باشند که زندگی سخت آنان را به یکباره به یک زندگی کاملا مرفه تبدیل کند. در حالی که غافلند این اتفاقات یا نادرند یا آنقدرکمیابند که احتمال وقوع آن در زندگی در حد صفر است.
خوب، دشمن عالی: همیشه موقعیتهای خوب و راضی شدن به آن ما را از صعود به سمت «عالی» باز میدارد. گاهی فردی در زندگی از شرایط موجود ناراضی شده و تصمیم قاطع به رفتن به مراحل بالاتر میگیرد که به این پدیده «نارضایتی خلاق» میگوییم. در زندگی اگر ما این تفکر را داشته باشیم که شرایط زمان حال ما خوب و کامل است این نقطه شروع شکست ماست. همانگونه که برگها زمانی به زمین میافتند که فکر میکنند بسیار زیبا، دلربا و طلایی رنگ شدهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم