جامـانده از جنون

اسمش کفر مطلق بود، اسمی که ما بچه‌ها و البته بزرگ‌ترهایمان به او داده بودیم؛ اُلا لیوُ. معنی‌اش این بود: خداوند دیوانه. نمی‌دانم نام کوچکش چه بود که شده بود اُلا. صفتش هم همان دیوانه است در گویش جنوبی‌ها. کوچه‌گرد بود و آوازه‌خوان؛ چرک و ژولیده.
کد خبر: ۷۰۸۱۲۱

هرچند هفته یکبار پیدا می‌شد. مهم‌ترین وجه جنونش برای ما بچه آدم‌های سالم، بی‌پروایی‌اش بود. نظرش را بی‌پروا و بی‌ملاحظه زمان و مکان و هر جمع می‌گفت. این که اُلا لیوُ در مورد هر کدام از ما، ریخت و قیافه‌مان، لباس‌های‌مان چه نظری داشت دستاویز شیطنت و سرخوشی‌های کودکی‌مان بود. کافی بود به یک نفر بگوید کله‌ات شبیه خیار است تا خیار کلیدواژه خنده‌های یک هفته‌مان شود. تاثیرگذار بود. حرفش خریدار داشت بین ما بچه‌ها. نظرش اهمیت داشت برایمان. صراحت داشت مثل همه دیوانگان. از بروزدادن آنچه در ذهنش می‌گذشت هراسی نداشت؛ مثل همه هم‌جهانی‌هایش: شهروندان سرزمین بی‌جغرافیای جنون. می‌آمد و ساعتی عبور جهانش، مدار حرکت جهان ما را قطع می‌کرد؛ هاشوری رنگ‌پریده از جنون بر دنیای ما می‌انداخت و می‌رفت تا ماهی یا دو ماهی دیگر. برمی‌گشت با جنونی بیشتر. حالش نزارتر و خراب‌تر؛ دنیایش غریب‌تر و دورتر از منظومه ساکنان سلامت عقل که ما بودیم و بزرگ‌ترهایمان که هشدار می‌دادند نزدیک این دیوانه نشوید، اما این او بود که دورتر می‌شد یا ما بودیم که بزرگ‌تر می‌شدیم. حرف‌‌هایش ناکوک بود، در دستگاه موسیقی زبان ما البته. کوکِ خودش بود! آرزوهایش عجیب بود. یک بار با حسرت به خودش گفت و ما شنیدیم که: «دلم یک ضبط کهنه می‌خواهد!» ما خندیدیم. آدم آرزو می‌کند خب آرزوی یک ضبط نو بکند! آن موقع هنوز کسی دربند نوستالژی و اصالت چیزهای کهنه و سالخورده نبود. هنوز مد نشده بود حسرت داشتن کهنگی را خوردن. اُلا لیوُ اما حسرت داشتن یک ضبط کهنه را داشت. در دنیای مجنونش کهنه باارزش‌تر بود و عزیزتر. مثل دنیای این روزهای ما که یک گرامافون کهنه را می‌نشاند در بهترین کنج خانه‌مان. مثل همین روزهایِ ما که همه‌مان بی‌پروا در مورد آدم‌ها و چیزهایی که دوست نداریم می‌نویسیم و «لایک» می‌گیریم. اُلا لیوُ را کنار یک جاده در نیمه‌شبی تاریک؛ مرده پیدا کردند. نمی‌دانم دلش هوس چه کرده بود در آن راه دورافتاده. شاید چند سال دیگر بفهمیم. در نیمه‌شبی که هوس زدن به جاده‌ای تاریک به سرمان بزند و کسی نگوید مگر دیوانه شد‌ه‌ای!

رضا جمیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها