در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
احتمالا تا الان دیگر همه در مورد بازی Goat Simulator شنیدهاید، عنوانی که هدایت یک بز را در شهر به بازیکن داده و میتوانید هر بلایی که دلتان میخواهد سر آن بیاورید. خب A Story About My Uncle بازی دیگر همان تیم سازنده است و شاید اسمش ابتدا همچون بازی قبلی کمی عجیب به نظر برسد، ولی بخوبی اساس داستان و ماجرایی که انتظارتان را میکشد، توضیح میدهد. ماجرای بازی درباره پدری است که خاطرات دوران کودکیاش را برای دختر کوچکش تعریف میکند؛ خاطرهای که با دنبال کردن عموی ماجراجویش Fred یک دنیای عجیب را شکل داده است. این داستان، پیشدرآمدی است تا شما را به گذشته بازگرداند و با قرار دادنتان در نقش پدر، اکشن و حوادث قصه را تجربه کنید.
کلیت گیمپلی بازی مبتنی بر سلاحی است که همچون یک قلاب میتوان از آن برای کشیدن یا پرتاب کردن خود استفاده کرد و به این ترتیب قسمتهای سکوبازی را پشت سر گذاشت. در اینجا نیز مثل بیشتر بازیهای این سبک، مراحل به صورت خطی بوده و پیشروی در بازی به طور عمده بر سکوبازی متمرکز است، با این تفاوت که زاویه دوربین اول شخص بوده و شما بدن شخصیت خود را نمیبینید. خوشبختانه مسافتهای بازی به گونهای طراحی و در محیط قرار داده شدهاند که بندرت پیش میآید فرود آمدن روی یک سطح دردسر ساز شود، موضوعی که بشدت عناوین سکوبازی اول شخص را تهدید میکند.
با این حال، چالش اصلی در حرکت دادن خود با استفاده از سلاح قلابی نهفته است. تا قبل از این که پای کاراکتر به زمین برسد و سلاح وارد حالت شارژ شود، میتوانید هر چند بار که میخواهید از آن استفاده کنید. در نتیجه باید دقت خویش را بیشتر روی نحوه به کار بردن سلاح بگذارید تا محل فرود آمدن پاها. انجام دادن حرکات مختلف در میان زمین و هوا و آن هم از دید اول شخص، همان حس دلشوره و هیجانی را که در بخشیهایی از بازی Mirror’s Edge تجربه کرده بودیم، برایمان به ارمغان میآورد. آن قسمتهایی که با شناور شدن در هوا میخواستیم خود را به مقصدی خاص پرتاب کنیم.
در بازی قرار نیست با چیزی مبارزه کنید، حتی دشمنی هم در بازی وجود ندارد، جز یک موجود عظیمالجثه که ترکیبی از مار و سایکِلاپس است. این موجود در حال چرت زدن است و اصلا برخورد دوستانهای با کسانی که خوابش را برهم بزنند، ندارد. شما باید با مخفیکاری این موجود را دور زده و از درگیر شدن با آن اجتناب کنید. در نتیجه چالشهای حرکتی گیمپلی این قسمت بازی را شکل دادهاند و آنقدر خوب پیادهسازی شدهاند که حس حل کردن یک معما را به مخاطب القا میکنند. در این بازی رسیدن از یک نقطه به نقطهای دیگر خودش یک چالش به شمار میرود، اما از آنجا که دشمنی برای تهدید کردن شما وجود ندارد، این تجربه، لذتبخش و به آرامی صورت میپذیرد. به استثنای معماهای اواخر بازی، شما میتوانید از سلاح خود روی هر سطحی استفاده کنید. در هر منطقه از بازی، مسیر اصلی با علامتهایی که از عمو فرد به جای مانده نشانهگذاری شده است، اما خودتان نیز میتوانید خلاقیت به خرج داده و از هر مسیری که دوست دارید خود را به سمت هدف برسانید. به عبارت دیگر همواره یک راه برای خارج شدن از یک منطقه و ورود به منطقه بعدی در نظر گرفته شده است، اما راههای رسیدن به آن کاملا به دلخواه بازیکنان بوده و آزادی عمل کامل در این زمینه در اختیار دارند.
خوشبختانه روند سخت شدن بازی به صورت متعادل طراحی شده، چکپوینتها در نقاط درست قرار دارند و بارگذاریها نیز سریع انجام میگیرند، در نتیجه مردن میتواند زیاد آزاردهنده نباشد. یکی از ایرادهای اصلی بازی آنجاست که برای استفاده از سلاح به دقت فراوان و تا حدی نقطهای نیاز است و این کار با توجه به علامت کوچک نشانهگیری سلاح روی صفحه بسختی انجام میشود. این قضیه باعث شده تا در واپسین لحظات بازی، نمودار سختی چنان اوج بگیرد که خاطرهای مشابه آن در ذهنتان پیدا نکنید. حتی ممکن است کار تا جایی بیخ پیدا کند که گمان کنید هرگز موفق به تمام کردن بازی نخواهید شد. هرقدر هم آدم ساکت و آرامی باشید، احتمالا در این لحظات خود را در حال فریاد زدن و پرتاب کردن ماوس به اطراف خواهید یافت و این تناقض با توجه به ریتم آرام کلیت بازی ضربه مهلکی به آن وارد کرده است. شروع بازی، داستان آن و سبک پیشبرد گیمپلی به گونهای است که میتوان افراد نوجوان را مخاطب اصلی بازی در نظر گرفت، ولی سختی اواخر بازی به هیچ عنوان برای این افراد طراحی نشده است. A Story About My Uncle یکی از آن بازیهای مستقلی است که به محض تمام کردن آن دلتان برای گیمپلی و مکانیکهایش تنگ میشود. تمام کردن بازی وقت زیادی از شما نمیگیرد، شاید چهار و پنج ساعت، ولی تجربه و ماجرایی است که ارزش آن را دارد.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: