jamejamnashriyat
کد خبر: ۶۹۸۶۳۱   ۳۱ تير ۱۳۹۳  |  ۲۳:۰۲

روزانه​ها

قضاوت با خداست

در گوشه‌ای از این شهر، شاید بالاترهایش، به هنگام افطار راه گلو‌ها باز می‌شود با زرده‌های خام تخم‌‌مرغ تا انرژی و ویتامین‌های از دست رفته در طول روز با اشتهایی که تحریک شده، دوباره بازآید. سفره‌ای گسترده می‌شود مملو از جورواجور اطعمه و اشربه. افطاری مقوی و شام مفصل و ته‌بندی آخر شب و دوباره، سحر هنگام تا خرخره خوردن و آشامیدن برای تاب آوردن در برابر گرسنگی و تشنگی‌ای که روزه با خود می‌آورد.

از بیم گرمای داغ تابستان از پیاده‌روی روزانه حذر کردن و برای رسیدن به محل کار، کولر ماشین را روی دور تند قرار دادن و به زیر کولر گازی دفتر و حجره پناه بردن و دم‌دمای عصر، خسته و کوفته از کار و تلاش روزانه، به خانه باز گشتن و تا خود افطار و اذان مغرب در تیررس مستقیم باد خنک کولر لمیدن و خوابیدن.

و بعد از افطاری مفصل تا رسیدن موسم شام، با دوستان قراری را مدار کردن و تنی به آب زدن و خود را به دست ماساژور سپردن و خستگی روز را به‌در کردن و پشت سر هم آب پرتقال و آناناس بالارفتن و تلاش مضاعف برای گرسنه شدن و با رفقا کله پاچه را توی رگ زدن و آخر شب، عزای روزه فردا را گرفتن و خود را به خدا نزدیک دیدن و انتظار اجر عظیم و جزیل داشتن بابت این امساک و ایثار.

در گوشه‌ای دیگر در این شهر، شاید پایین‌ترهایش، به هنگام افطار راه گلوها باز می‌شود با آب جوش قندپهلویی تا مسیر هموار شود برای نان و پنیر و کره و خرما و شاید هم زولبیا و بامیه‌ای و ملاقه‌ای آش. سفره‌ای گسترده می‌شود؛ پر از سادگی و بی‌تکلفی. سادگی شاید برآمده از اخلاص صاحب سفره و شاید هم متاثر از خط فقری که این روزها اکثریت قریب به اتفاق، زیرش مانده‌اند. فقط خدا می‌داند.

افطاری مختصری و عازم مسجد شدنی و به جماعت اقامه‌بستنی و دل سبک کردنی و خوردن شام حاضری و بعد، سحری ساده‌ای و گزاردن دوگانه‌ای و روانه کار شدنی با مترو تاکسی و اتوبوسی و تا غروب، یکسره مشغول بودنی و عرق ریختنی در گرمای طاقت‌فرسای تیرماه و به هنگام افطار در ترافیک ماندنی و جنگ اعصاب داشتنی. و ورود به خانه با دست‌هایی پر و رویی خوش البته، گاه درست همزمان با اذان مغرب؛ گرسنه و تشنه و گرمازده.

در هر دو گوشه شهر که در تمام زوایایش، مردم روزه می‌گیرند هر یک به کیفیت و کمیتی، قضاوت در این‌باره که کدام یک مقرب‌ترند، اما فقط با خود خداوند است و بس که با بندگانش بده و بستان‌ها دارد و رمز و رموزی. پس قضاوت را باید به خدا سپرد؛ هم او که از رگ گردن به بندگانش نزدیک‌تر است.

محسن محمدی / جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
چرا خوشحال نمی‌شویم؟!

چرا خوشحال نمی‌شویم؟!

آدم‌های دنیا به اندازه زیادی آب، غذا، اکسیژن و البته خبر مصرف می‌کنند. شاید فکر کنید این مورد آخری خیلی هم نیاز نیست، اما به همان اندازه که گرسنگی ما را به دنبال خودش می‌کشد، میل به دانستن هم ما را دنبال خودش می‌برد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر