در روزهای گرم سال روزه داری سخت است اما عشق به میزبان، بزم الهی را با ویژگیهایی که دارد، کامل میکند. در میان همه آن برکات و ویژگیهای روزهداری در ماه پرفیض رمضان، یکی هم دیدار با بزرگان و پیشکسوتان است که در بین اهالی ورزش رسم خوشایندی است.
در نخستین روز ماه رمضان بهمنزل یکی از پیشکسوتان و به قول ورزشیها استخوانخورد کردههای ورزش رفتیم. دیدار با عموی بسکتبال. ابوالفضل صلبی، بازمانده المپیک 1948 لندن در نود سالگی میزبان ما شد.
پیرمرد باصفای روزگاران بسکتبال از دهههای 20 و 30 تا دوره حاضر. در همان بدو ورود پرش سه گام عموصلبی در ارتفاع معرفت پذیرای جمع ما شد و پرتابی از سر صدق و بیریایی در میزبانی از مهمانان نخستین روز ماه مهربانی، دلهای ما را با صفا کرد.
خانم صلبی حضور جمع را نزدیک به افطار انتظار میکشید، اما گناه داشت پیرمرد و پیرزن را در شرایط پذیرایی قرار میدادیم، همین بود که چند ساعت پیش از افطار بهخانه عمو رفتیم. مهمان لبخند صمیمانه پیر بسکتبال ایران شدیم. خانم صلبی از برخی نامهربانیها در حق شناسنامه بسکتبال ایران گفت، اما در ادامه سکوت کرد.
یادش افتاد ماه رمضان است پس به حرمت این روزها گفت: خدایا به حق ماه رمضان غیر از خودت ما را محتاج کسی نکن.
عمو صلبی نگاهی به ما کرد، بعد سرش را به سمت جامها و عکسهای یادگاری چرخاند و گفت: خدا راشکر. گذشت.
او 66 سال پیش، هم تیمی حسین جبارزادگان، حسین کاراندیش، فریدون اشتری، حسین سرودی، حسین صعودیپور، مهندس رفعتجاه، اصغر احساسی، فریدون اسفندیاری، ضیاءالدین شادمان، فریدون صادقی و فرهنگ مهتری در تیم ملی بسکتبال ایران در بازیهای المپیک لندن بود.
عکسی که روی دیوار است، متعلق به تیم همان دوران است که از بین آنها عموصلبی به اتفاق حسین صعودیپور در قید حیات هستند، اما دیگر اعضا به رحمت خدا رفتهاند. عموصلبی همان طور که به عکس خیره شده بود، گفت: در این روز مبارک برای رفتگان بسکتبال فاتحه بخوانیم.
یادآوری درگذشتگان در صمیمیت نگاه و صفای میزبانی عمو در بهترین ماه خدا کوتاه بود، اما به لطف برکات ماه رمضان؛ در عطش تشنگی، قدری زلال شدیم.
محمد رضاپور / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم