جامعه سالم مبتنی بر دانش‌های مرتبط با مغز

زیستن در جامعه‌ای سالم، آرام و به دور از رفتارهای آسیب‌زای روانی و اجتماعی، آرزوی هر انسانی است. آیا واقعا دستیابی به چنین جامعه‌ای امکان‌پذیر بوده یا خواب و خیالی بیش نیست؟ این آرزوی بشر از گذشته دور همراه او بوده و اندیشمندان باستانی حتی آن را آرمانی دانسته‌اند؛ گویی چنین چیزی در آن دوران دست‌نیافتنی بوده است. ما از آن سال‌ها بسیار فاصله گرفته‌ایم و اکنون می‌دانیم امکانات علمی بشر در آن زمان محدود بوده است.
کد خبر: ۶۸۸۵۳۷

باید اذعان کرد در گذشته تعریفی روشن و قابل دسترس برای جامعه سالم وجود نداشته است. ازآن زمان تاکنون دانش علمی بشر که مبتنی بر فرآیندی منطقی ـ عقلانی شکل گرفته، راه طولانی و پرپیچ و خمی را طی کرده و شناخت و آگاهی او از خود و جامعه‌ای که وی را احاطه کرده، تحول زیادی پیدا کرده است. از این رو دیگر رسیدن به جامعه‌ای سالم، آرام و به دور از آسیب‌های روانی و اجتماعی، نه‌تنها آرمانی نبوده؛ بلکه قابل دسترس‌تر شده است.

اکنون در بسیاری از موارد، دانش علمی بشر از مرحله آزمونگری سربلند بیرون آمده و به یافته‌ها و دستورالعمل‌های مشخصی برای بهزیستی انسان دست یافته است.

البته برای رسیدن به این مهم، تنها دانستن سازوکارهایی که می‌تواند برای به زیستی به کار گرفته شود، کافی نیست؛ بلکه باید به پروراندن نسلی که باید آن ‌را دنبال کند نیز اندیشید. انسان با این‌که از کرامتی الهی برخوردار است، اگر تحت تعلیم و تربیت شایسته و فاخر قرار نگیرد، واجد هیچ خصیصه ممتازی نمی‌شود. بنابراین یکی از الزامات بشر برای رسیدن به جامعه‌ای سالم و به دور از آلودگی، «تعلیم و تربیت» اوست. حلقه واسطه انسان با تعلیم و تربیت مغز اوست. انسان‌ها برای آن‌که بتوانند افرادی شایسته برای جامعه بوده و رفتاری اجتماعی و متناسب با حقوق دیگران داشته باشند، باید بدرستی تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند.

آسیب‌های رفتاری و اجتماعی اساسا ناشی از تعلیم و تربیت غلطی است که افراد در معرض آنها قرار گرفته و متاسفانه این مغز آنان است که از این رویدادها بسیار تاثیر می‌پذیرد. مغز انسان هرچند بسیار پیچیده و اسرارآمیز است، ولی برای داشتن بهترین کارآیی باید در معرض اطلاعات و یادگیری‌های مناسب و سازنده قرار گیرد. متاسفانه ما تنها زمانی به مغز توجه می‌کنیم که اتفاقی فیزیکی برای آن می‌افتد، در حالی که آسیب مغزی تنها تومور یا ضربه مغزی نیست. دانش‌های مرتبط با مغز اکنون نشان می‌دهد این آسیب‌ها می‌تواند ماهیتی غیرفیزیکی نیز داشته باشد و رخداد چنین موقعیت‌هایی بیش از هر چیز به جامعه آسیب رسانده و روند شکوفایی آن را کند می‌کند. پس تا خیلی دیر نشده به فکر تعلیم و تربیت مبتنی بر دانش‌های مرتبط با مغز برای نیل به جامعه سالم باشیم.

ضرب‌المثلی است که می‌گوید «از کوزه همان برون تراود که در اوست». مغز انسان چنان آفریده شده که می‌بایست بهترین‌ها را در آن جای داد.

دکتر علیرضا پیرخائفی / روان‌شناس خلاقیت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها