در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«ایلد آو لایت» جدیدترین بازی شرکت یوبیسافت، مهر تائیدی بر این گفته است که برای ساخت یک بازی خوب، نیازی به ایدههای بکر و دست نخورده نیست. برخلاف تصور غالب نزد بیشتر بازیسازهای داخلی، این بازی موفق داستان سادهای دارد. قصه از آنجا آغاز میشود که مادر اِرورا، شخصیت اصلی داستان، در سال 1893 میمیرد و پدر او که بشدت احساس تنهایی میکند، دو سال بعد با بانوی دیگری ازدواج میکند. در شب جشن شکرگزاری سال 1895، اِرورا بعد از خوابیدن زمانی که چشم باز میکند خود را در سرزمینی عجیب و بزرگ مییابد که بعدها درمییابد اسمش لِموریاست.
حالا که به صورت ناخواسته قدم به درون دنیایی جدید گذاشته، بازگشت به خانه به عنوان نیاز خودآگاه کاراکتر، اصلیترین عامل پیشبرد قصه در ساعتهای ابتدایی بازی به شمار میرود تا اینکه اِرورا در آن سرزمین ابتدا با موجودی نورانی به نام ایگنیکولوس و سپس با دیگر ساکنان لموریا آشنا شده و درمییابد این سرزمین زمانی توسط ملکه روشنایی اداره میشده و صلح و صفا در آن برقرار بوده است تا اینکه روزی ملکه روشنایی ناپدید شده و بانوی دیگری به نام اُمبرا که در واقع ملکه تاریکی است با دزدیدن ماه و خورشید و ستارهها از مردم لموریا، زمام امور را به دست گرفته و سر و کله موجودات تاریکی در این سرزمین پیدا میشود. در نتیجه نجات لموریا با پس گرفتن ماه و خورشید و ستارهها تبدیل به هدف اصلی اِرورا میشود، زیرا در غیر این صورت شانس بازگشت به خانه را نیز از دست خواهد داد. نکته جالب در مورد داستان بازی، قالب شعرگونه تمام دیالوگها و متونی است که در بازی وجود دارد. کاراکترها صداپیشگی ندارد و به جز راوی که فقط در چند کاتسین متونی را که میبینیم برایمان میخواند، زحمت خواندن دیگر متون و دیالوگها به عهده خودمان است!
آنگاه که خورشید میدرخشد
«چایلد آو لایت» یک بازی نقشآفرینی است که به صورت دو بعدی ساید اسکرولر ساخته شده است، ولی این ویژگی باعث نشده تا از استاندارد این سبک فاصله بگیرد و در نتیجه گشت و گذار همچنان یکی از مکانیکهای اصلی بازی به شمار میرود.
سرزمین لموریا دارای شهرها و مناطق مختلف است که طبیعتا هر کدام از آنها ساکنان مخصوص به خود را دارد. اِرورا در طول بازی با افراد مختلفی برخورد میکند که با گفتوگو با آنها یا انجام ماموریتی فرعی برایشان، این افراد به پارتی یا گروه اِرورا ملحق میشوند. فرقی ندارد شما چند نفر را در گروه خود داشته باشید، زیرا فقط به هنگام مبارزات بازی روی آنها کنترل خواهید داشت و بقیه موارد که آزادانه یا به دنبال اهدافتان در سرزمین لموریا میگردید، فقط اِرورا و ایگنیکولوس را در صفحه میبینیم. سازندهها میخواستهاند آن حسی که از گشت و گذار آزادانه در محیط در بازیکن ایجاد میشود، به دلیل دو بعدی بودن دنیای «چایلد آو لایت» محدود نشود، در نتیجه از عنصر ارتفاع در طراحی مرحله خود بهره جستهاند و اندکی که در بازی پیشروی کنید، بالهایی نورانی به اِرورا داده میشود تا با آنها بتواند به هر جای صفحه که میخواهد، پرواز کند. در هر منطقه از لموریا دو نوع صندوق و احتمالا کالکتبلی داستانی وجود دارد که میتوانید به سراغ آنها بروید. دسته اول صندوقها آنهایی است که با تعامل اِرورا گشوده میشود و همیشه به عنوان پاداش، معجونهای مختلف میدهد که در مبارزات میتوانید از آنها استفاده کنید.
نبرد نور و تاریکی
مبارزات نوبتی است یعنی یاران شما در سمت چپ و دشمنان که بین یک تا سه نفر ممکن است باشند در سمت راست صحنه قرار دارند. در پایین صحنه نواری قرار دارد که تقریبا یک چهارم انتهایی آن قرمز رنگ است. آیکون کاراکترها و دشمنان روی این نوار حرکت میکند تا به مرز محدوده قرمز رنگ برسد که معرف نوبت نبرد است. چگونگی برخورد شما با دشمنان در محیط لِموریا در تعیین این نوبت بسیار تاثیرگذار است. زمانی که آزادانه در محیط به گشت و گذار مشغول هستید، دشمنهایی در محیط میبینید که هرگونه برخورد با آنها شما را وارد حالت مبارزه میکند که در یک صحنه جدا و مختص به خود انجام میشود. اگر از پشت با دشمن برخورد کنید، آنها را غافلگیر کرده و نوبت اول حمله را انجام میدهید، اگر دشمن از پشت به شما برخورد کند یا مثلا مورد اصابت تیرهایی قرار بگیرید که دشمنان کماندار پرتاب میکنند، غافلگیر شده و نبرد با نوبت دشمن آغاز میشود. در صورتی هم که رودررو با دشمن برخورد کنید، نبرد بدون نوبت خاصی شروع میشود، ولی با استفاده از یک راهکار میتوانید نوبت را از آن خود کنید. فکر میکنید ایگنیکولوس آنجا چه کاره است؟ با بردن ایگنیکولوس روی دشمنان و ساطعکردن نور، میتوانید سرعت حرکت آنها روی نوار را کاهش داده و نوبتشان را به تاخیر بیندازید که یکی از ویژگیهای بسیار مثبت سیستم مبارزات «چایلد آو لایت» محسوب میشود.
نور امید
سبک آبرنگی گرافیک بازی در عین سادگی، آنقدر زیبا، دقیق و پر جزئیات طراحی شده که کمتر نمونهای برای آن در صنعت بازیها دیده شده است. هر کدام از حرکتهای نبرد مثل حملات، دفاع، آسیب زدن و خوردن و جاخالی دادن برای هر کاراکتر به صورت جدا و منحصر به فرد انیمیت شده است. همین قضیه در مورد تمام دشمنان و باسها و مینیباسها نیز صادق است. برای خلق هنری تقریبا تمام دشمنانی که در بازی با آنها میجنگید، از قصههای هند و مناطق استرالیا الهام گرفته شده است. گرچه تعدادی از دشمنان نیز کاملا حاصل خلاقیت آرتیستهای تیم بودهاند. مورد دیگر موسیقی بازی است که با پیانو نواخته میشود و کاملا شما را در محیط آبرنگی و نقاشی گونه بازی غوطهور میکند. از طرفی باسها و مینیباسها موسیقی مختص به خود را دارد که با ارکستر اجرا شده و بیانگر نبردی حماسی است. طراحی کاراکترها نیز بسیار عالی صورت گرفته، از فرمهای خوبی استفاده شده و سیلوئت کاراکترها آنقدر خوب است که میتوانید آنها را بشناسید. «چایلد آو لایت» یکی از آن تجربههایی است که به خانوادهها فرصت میدهد در کنار یکدیگر از یک بازی لذت ببرند. شاید بعضی از ویژگیهای آن برای دوستداران سبک مختصر به نظر برسد ولی این عنوان از آن بازیهایی است که خاطره شیرینی از خود در ذهن شما به یادگار خواهد گذاشت.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: