روزگار بعد از انقلاب اسلامی، دوران جنگ، دوران چسب زدن به شیشههای خانه از ترس موشکباران، دوران دویدن دنبال ماشین توزیع کپسول گاز، دوران صف کشیدن مقابل بقالیها و فروشگاهها، دوران نان خامهای در پاکتهای کاغذی، دوران نیمسیر تخمه آفتابگردون، دوران شبنشینیهای همیشگی و البته دوران تلویزیونهای دو کاناله با نهایت ده ساعت برنامه و همه اینها در ذهن تمام دهه شصتیها نقش بسته است و از آنها جدا نمیشود. در آن دوران، تلویزیون فقط دو شبکه داشت که در شبانهروز هفت تا دهساعت برنامه پخش میکرد، اما همین شبکهها و برنامههای محدودشان سهم عمدهای از خاطرات ما در دهه 60 را به خود اختصاص میدهد. بچهها نیز خاطرات خاص خود را از آن دوران داشتند که بیشک یکی از ماندگارترین آنها برنامه «هادی و هدی» است. انیمیشن عروسکی که هفتهای یک بار از تلویزیون پخش میشد. هادی و هدی نام مجموعهای عروسکی بود که در دهه۶۰ از شبکه دو در قالب برنامه کودک از تلویزیون پخش میشد. کارگردانی این مجموعه را اردشیر کشاورزی بهعهده داشت. هر مجموعه با آهنگی شروع میشد که دارای ترانه کودکانه و زیبایی بود که از یاد هیچکس نمیرود. «عروسکا! عروسکا!/ کجایید؟/ مادربزرگ!/ هادی!/ هدی!/ بیایید بیایید (عروسکها جواب میدادن) عروسکای خوبیم/ از نخ و میخ و چوبیم/ عروسکای خوبیم/ از نخ و میخ و چوبیم و....
هادی، پسری بازیگوش و هدی خواهرش که معقولتر از او بود، شخصیتهای اصلی داستان بودند که همراه با پدر و مادرش که اسم و فامیل آنها هیچوقت مشخص نشد و مادربزرگشان و «آقبابا» پدربزرگشان در خانهای حیاطدار که باغچه زیبایش و حوض آبش در ذهن همه ماست، زندگی میکردند و معمولا داستانها حول شیطنتهای هادی و داستانهای عبرتآموز او میگشت. داستانهایی که در آن ایام و با توجه به شرایط زمانه، خاص بود و فهمیدن سرانجام هادی و کارهایش برای بچههای آن زمان یک دغدغه محسوب میشد و همه را پای جعبه جادویی که معمولا هم سیاه و سفید بود، میخکوب میکرد. حال بعد از سالها دوباره هادی و هدی و آقبابا از شبکه تماشا و در بخش کارتون این شبکه هر روز ساعت 17 پخش میشود تا دوباره همه ما دهه شصتیها را به روزگار خوش گذشته ببرد؛ روزگاری که سهم زیادی در خاطرات ما دهه شصتیها دارد.
مجید احمدی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم