بگذاریم کودکی کنند

بین اقوام و دوستان افتخار می کنیم که کودک 2ساله مان تا 10 می تواند بشمارد و یا در سن 3سالگی الفبا را حفظ است. مثل بزرگسالانی کوچک ، لباس تنشان می کنیم.
کد خبر: ۶۷۵۱۶
به اعمالی که بیش از سنشان از آنان سربزند جایزه می دهیم و تشویقشان می کنیم و وقتی حرکتی کودکانه از آنها سر زد شرمگین می شویم. به راستی والدین از دوران کودکی چه تصوری دارند؛ تا چه حد اجازه می دهند کودک ، کودکی کند و از این دوره لذت ببرد؛ چقدر به تخیلات ، خلاقیت و کنجکاوی او اهمیت داده می شود!
امروزه بسیاری از والدین وقت کودکانشان رابا انواع کلاس ها و بازی و سرگرمی های آموزشی پر می کنند و می خواهند در این رشته ها سرآمد شوند.
آنها از کودکانشان به عنوان وسیله ای برای رقابت با دوستان ، همسایگان و اقوام استفاده می کنند. آنها فرزندانشان را تحت فشار قرار می دهند تا زودتر بزرگ شوند و بسرعت وارد دنیای بزرگسالان شوند.
البته گاه عکس این اتفاق هم می افتد. مادری می گوید: همسرم همراه پسرم با لذت و علاقه برنامه کودک تماشا می کند. شخصیت های کارتونی را می شناسند. انگار دوباره به عالم بچگی برگشته است.
روان شناسان می گویند: لازم است به کودکان نوپا و پیش دبستانی ، فرصت دهیم تا به تخیلات و تصوراتشان میدان بدهند. بازی با شن و ماسه ، ساخت سفال ، نقاشی ، مجسمه سازی و ساختمان سازی امکانی است برای این که کودک بتواند زیبایی های اطرافش را کشف کند و مطمئنا از این راه به دنیای درون خود برسد و به بیان احساسات ، افکار و نظرات و ارتباط با دیگران بپردازد.
نکته مهم دیگر این است که فرزندانمان را با سایر کودکان مقایسه نکنیم و آنها را به طور غیرمستقیم راهنمایی کنیم در این صورت آنان را مجهز به ابزاری چون اعتماد به نفس و خلاقیت کرده ایم.
این ابزارهای مفید و مهم در نوجوانی و بزرگسالی همچون مانعی در برابر تعارف موادمخدر، سیگار و... خواهند بود.
اگر با کودک مناسب سنش رفتار کنیم و فضا را طوری فراهم کنیم که طبیعت درونشان را دنبال کنند تخیلات ، کنجکاوی و علایق شان رشد خواهد کرد و بزرگسالانی باهوش ، دوست داشتنی خواهند شد و از دوره کوتاه کودکی نیز لذت خواهند برد.


پذیرش نقش بزرگسالان
به اعتقاد کارشناسان سازمان ملل در امور رشد و آموزش کودک ، تحمیل نقش بزرگسالی به کودکان خشونت به حساب می آید. کودکانی که سریع به دنیای بزرگسالی وارد می شوند و این نقش را زود شروع می کنند در بزرگسالی ضربه های روحی آن را تجربه خواهند کرد.
پس باید مرزی بین کودکی و بزرگسالی قائل شد. گاهی کودکان مجبورند، فشارهایی مانند مسوولیت خانه و مراقبت از کودکان کوچکتر را به عهده بگیرند و غمخوار و حمایت کننده والدین باشند.
به عبارتی هنگامی که والدین ، پدر و مادری نکنند، کودکان از داشتن دوره کودکی محروم می شوند. همواره سعی در برطرف کردن نیازهای افراد خانواده هستند و فکر می کنند فقط برای آنچه که خدمت می کنند عزیز هستند. پس والدین با اعمال 2روش مرز بین کودکی و بزرگسالی را جابه جا می کنند:

1-کودکان را به زور وارد دنیای بزرگترها کردن.
2-تصرف حریم و محدوده کودکان توسط والدین.

روش اول اغلب موارد موقعی رخ می دهد که یکی از والدین مسوولیت نگهداری از کودکان را به عهده دارند. این اتفاق ممکن است به علت طلاق ، اعتیاد، بیماری ، دوری ، افسردگی و چند شغله بودن یکی از آنها باشد.
در این گونه موارد غالبا از کودک بزرگتر و یا هر کدام که شخصیت قوی دارد خواسته می شود که جای خالی یکی از والدین را پر کند. گاه برخی کودکان حساس به «سرپرست احساسی خانواده» بدل می شوند که دایم نگران اوضاع و حال اعضای خانواده می باشند.
روش مخرب دوم وقتی است که والدین سعی کنند وارد دنیای کودک شده و بخواهند کودک شوند و در زندگی آنان غوطه ور شوند و از هر چه که باعث رنجش و آزردگی کودکشان می شود جلوگیری کنند.
بعضی وقتها والدین می خواهند آرزوهای دوران کودکی را که خود تجربه نکرده اند دوباره زنده کنند. فرض کنید مادری بخواهد رویاهای کودکی اش را جامه عمل بپوشاند و کنترل نظم خانواده را به دست پدر خانواده بسپارد در این صورت کودک از داشتن مادری بالغ محروم است.
مادری دارد که خواهری می کند و پدر نقش مادر و پدر را بازی می کند. در عکس العمل به این نظرات ، محققان روان شناسی کودک می گویند: شما (کارشناسان سازمان ملل ) طبق نظریات سنتی پیش می روید که والدین حدود کودکان را مشخص کنند و به آنان بشناسانند، به جای آنان تصمیم بگیرند و مسائل و مشکلات آنان را بدون مشورت با کودکان حل کنند.
این گروه محققان می پرسند وقتی کودک با حوادث پیش بینی نشده مانند مرگ ، بحران ها و کاستی ها روبه رو شدند چطور؛ مسوولیت خودبخود تغییر می کند و مجبور می شوند مسوولیت های جدیدتری را به عهده بگیرند و بزرگسالانی قوی شوند.


پاسخ چیست؛
قبول نقش والدین توسط فرزندان موضوع جدیدی نیست و لزوما هم رد نمی شود. قبول برخی از مسوولیت ها مانند: خرید، مراقبت از کودان کوچکتر و درک احساسات دیگران قدمهای طبیعی و سالمی بسوی رشد هستند. وقتی این موقعیت مخرب به حساب می آید که این وضعیت پایدار بماند و فراموش کنیم با کودک طرف هستیم.
برقراری این وضعیت برای خانواده ها تهدید به حساب می آید و امروز، به طرز نامحسوسی وارد برخی زندگی ها شده است. این گروه کارشناسان کودک با قبول این که فعالیت های اضافه برسازمان نیروی مثبت و موثر برای کودکان به حساب می آید، تهدید این گونه برنامه های فوق العاده برزندگی کودکان را هم رد نمی کنند و تعادل را کلید عدم جابه جایی نقشها می دانند؛ راز و نکته زندگی سالم و شاد در اعتدال و میانه روی است.
گاه والدین برای پر کردن اوقات فراغت کودکان زیاده روی می کنند در حالی که باید بدانند بیکاری به کودکان می آموزد که چگونه ساعاتی خوش را برای خود ایجاد کنند و از تخیل و خلاقیت کمک بگیرند.

مترجم: روشنک نوروزی پناه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها